ریوش یکی از شهرهای شهرستان کاشمر در استان خراسان رضوی ایران است.



موقعیت جغرافیای شهر ریوش:
بخش کوه سرخ از توابع شهرستان کاشمر می باشد که از نظر جغـرافیائی در منطقه ای بسیار خوش آب و هوا با چشمه سارهای فراوان قـرار گرفته است. شهر ریوش (ری وش = مانند ری) مرکز بخش کوهسرخ در 30 کیلومتری کاشمرواقع شده است (دراستان خراسان رضوی).
این شهر در حاشیه جاده کاشمر- نیشابور قرار گرفته است. ریوش و به طور کلی کوهسرخ همانطور که از نام آن پیدا است منطقه‌ای کوهستانی و مرتفع است که همچون فلاتی نگین مانند از شش جهت با شش شهرستان مرتبط است.ازطرف شمال به نیشابور- از جهت شمال غربی به سبزوار- از سمت مغرب به بردسکن –از ناحیه غربی به خلیل آباد-از سوی جنوب شرقی به کاشمر و از سمت شرق وجنوب شرقی به تربت حیدریه متصل می‌شود.
ارتفاع متوسط شهر ریوش از سطح دریا 1704 متراست که در زمستان هاسرد و گاهی اوقات باسرمای بسیار زیاد و خشن و در تابستان ها دارای آب و هوای بسیار مطبوع و دلپذیر است.بخش کوهسرخ با وسعتی معادل 2193 کیلومتر مربع دارای 28 روستا و جمعیتی قریب به 50000 نفر را در خود جای داده است .این بخش به دلیل اقتصاد سنتی و وابستگی آن به آب باران و متعاقب خشکسالی های اخیر لطمات شدیدی به اقتصاد منطقه واردشده است که این امر باعث فلج شدن اقتصاد بسیاری ازخانواده هاشده است .لذا مهاجرت به شهرستان های همجوار به شکل گسترده صورت گرفته .با این وجود و علیرغم این لطمات کوهسرخ درتولید بادام رتبه دوم را درکشور داراست و در استان خراسان اولین تولید کننده بادام به شمارمی‌رود.قبل ازاین سهم عظیمی ازخشکبار خراسان در این منطقه تولید می شد ولی متاسفانه به دلیل خشک سالی باغات زردآلو و شفتالو آسیب های جدی دیده است .سیب زمینی سرخ و باغات جالیزی این منطقه زبانزد است وقالی بافی نیز که روزگاری شغل و منبع درآمد یک سوم از مردم منطقه بود به دلیل رکود قیمت آن در سطح کشوری و مشکلات آن در سطح کلان کشوری اکنون رونق خود را ازدست داده است .البته جدا از همه این مسائل با توجه به کشفیات کانی های معدنی ارزشمند در منطقه می‌توان افق های روشنی رابرای منطقه متصور شد.معادن طلای کلاته تیمور و چوبک چلپو- معادن سنگ ساختمانی ازنوع مرغوب درچندین نقطه که مشهورترین آن سنگ سنجدک می‌باشد که معادن کائولن که معروف ترین آن کائولن مکی است خاک نسوز- خاک هاررنگی –سنگ آهن و مس با ذخیره بسیار زیاد که معروفترین آن معدن تنورجه می‌باشد معادن آهک وگچ میکا و چندین معدن دیگر که بعضی ازآنها در مرحله بهره برداری هستند و تعداد زیادی از آنها نیز مراحل اکتشاف را پشت سرگذرانده اند.
و اما موقعیت شهر ریوش همانطور که در بالا اشاره شد به تبع منطقه کوهستانی و ناهموار است به دلیل قرارگرفتن در حاشیه جاده اصلی ورود خانه اصلی منطقه شکلی نامناسب دارد هرچند این مواردبه زیبائی آن کمک کرده است ولی برای ارائه خدمات وانجام امورعمرانی مشکلات زیادی راموجب شده است
 


وضعيت تاريخي

 

موقعیت تاریخی

     تاریخچه تأسیس کوهسرخ به سال 1316 (هـ . ش) بر می گردد و تا سال 1322 (هـ . ش) این بخش از توابع شهرستان نیشابور محسوب می شده . نژاد مردم بخش بلحاظ عبور اقوام مختلف از این منطقه دچار آمیختگی و چند گانه شده ولی اغلب از نژاد اصیل آریایی می باشند. از مفاخر تاریخی بخش می توان به شیخ احمد جامی معروف به پیر ژنده پوش که در روستای نامق متولد گردیده و در تربت جام مدفون است نام برد . و مقبره پدر وی به نام شیخ ابوالحسن جامی که در روستای نامق قرار دارد . همچنین مرحوم مولانا محمد کاتبی طرقی از عرفا و دانشمندان قرن 9 از مفاخر تاریخی بخش کوهسرخ محسوب می شوند .
 
 دین و مذهب: کلیه مردم ساکن این بخش مسلمان و شیعه اثنی عشری می باشند.
 زبان: زبان مردم فارسی با لهجه و گویش محلی نزدیک به فارسی دری است.
 شغل: اغلب مردم به پیشه کشاورزی ـ دامپروری و تا حدودی قالیبافی اشتغال دارند و عمده درآمد ایشان از این سه راه تأمین می شود.

وسعه گردشگری در کوهسرخ منجر به افزایش ماندگاری مسافران در کاشمر خواهد شد

و

 شهردار ریوش تأکید کرد: توسعه گردشگری و ایجاد زیرساخت‌های آن در کوهسرخ به افزایش ماندگاری زائران و مسافران در کاشمر کمک خواهد کرد.

جاذبه های گردشگری کوهسرخ

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ رضا کاردانی در گفتگو با کاشمربصیر، اظهار کرد: منطقه کوهسرخ استعداد و ظرفیت‌های ویژه‌ای در گردشگری دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.

وی ادامه داد: همان نقشی که طرقبه و شاندیز در اطراف مشهد دارند، کوهسرخ می‌تواند برای کاشمر ایفا کند و به عنوان یک ظرفیت ارزشمند در کنار کاشمر می‌تواند به عنوان منطقه ییلاقی این شهرستان به حساب آید تا زائر و مسافرانی که به کاشمر سفر می‌کنند به این سمت سوق داده شده و میزان ماندگاری آن‌ها در منطقه افزایش یابد.

شهردار ریوش خاطرنشان کرد: در بخش کوهسرخ، روستاهای کریز و طرق، به عنوان روستای هدف گردشگری انتخاب شده است که باید نسبت به ایجاد زیرساخت‌های لازم برای سوق دادن گردشگران به این روستاها اقدام شود ضمن اینکه ما به عنوان شهرداری ریوش اعلام کرده‌ایم که این آمادگی را داریم تا آبگرم کریز را در اختیار بگیریم و آن را احیا کنیم.

کاردانی با اشاره به جذابیت‌های موجود در شهر ریوش اظهار کرد: رودخانه نابای یکی از ظرفیت‌های گردشگری منطقه کوهسرخ و شهر ریوش است که می‌تواند پذیرای گردشگران باشد و همچنین خود شهر ریوش به عنوان یک منطقه نمونه گردشگری از ظرفیت‌های لازم برای تبدیل شدن به یک قطب گردشگری برخوردار است.

وی تأکید کرد: در ورودی شهر ریوش نیز تپه‌ای به وسعت ۹ هکتار از منابع طبیعی تحویل گرفته شده و در تلاش هستیم بتوانیم یک پارک گردشگری با اقامتگاه‌های سنتی در آن ایجاد کنیم تا کسانی که برای زیارت به کاشمر سفر می‌کنند بتوانند در این مکان هم اقامت کنند.

شهردار ریوش ادامه داد: شهرستان کاشمر با توجه به زیارتگاه‌هایی که دارد و نیز حجم زائرانی که به این شهرستان وارد می‌شود به عنوان دومین شهر زیارتی استان خراسان رضوی شناخته می‌شود و بخش خوش آب و هوای کوهسرخ نیز با جاذبه‌های طبیعی که به ویژه در روستاهای مختلف و نیز خود شهر ریوش دارد می‌تواند به عنوان مکمل صنعت گردشگری کاشمر، پذیرای مسافران و گردشگران در حوزه گردشگری طبیعی، روستایی و کشاورزی باشد.

وی گفت: امیدواریم با شناسایی دقیق ظرفیت‌های موجود در بخش کوهسرخ شاهد رونق گردشگری در این منطقه و در نتیجه رونق اقتصاد، ایجاد اشتغال و جلوگیری از مهاجرت جوانان و اهالی این بخش و روستاهای آن باشیم.

 

کانسار چلپو (کوه سرخ کاشمر

 

اين کانسار در 65 کيلومتري شمال کاشمر و 30 کيلومتري شمال بخش کوه سرخ به مرکزيت ريوش و به مختصات ...
اين کانسار در 65 کيلومتري شمال کاشمر و 30 کيلومتري شمال بخش کوه سرخ به مرکزيت ريوش و به مختصات ...
- موقعيت جغرافيايي:
اين کانسار در 65 کيلومتري شمال کاشمر و 30 کيلومتري شمال بخش کوه سرخ به مرکزيت ريوش و به مختصات "30 ´27 °58 طول شرقي و "30 ´37 °35 عرض شمالي قرار دارد.
- زمين شناسي:
منطقه چلپو بخشي از چهارگوش زمين شناسي کاشمر بوده و در گوشه شمال شرقي اين چهار گوش واقع گرديده است.قسمت اعظم تشکيلات متشکله اين ناحيه از رسوبات يک حوضه درون قاره اي و محصول گسترش ريفت هاي قديمي است.عامل اصلي کنترل کننده ساختاري منطقه، گسل ها مي باشند. دگرساني در اينجا به طور عمده از نوع آرژيليتي _پيريتي و کمي سيليسي مي باشد.سنگ ميزبان از نوع مارن ،توف ،ماسه سنگ، کنگلومرا و ميکروگرانيت به سن پالئوسن بوده و رگه هاي رالگار به وفور در اين کانسار مشاهده مي شود.
- فعاليت هاي اکتشافي انجام شده:
- تهيه نقشه زمين شناسي_معدني درمقياس 1:5000 توسط اکيپ اکتشافي گروه ذخاير فلزي سازمان زمين شناسي در بهار 1368
- تهيه نقشه توپوگرافي در مقياس 1:5000 توسط اکيپ نقشه برداري سازمان زمين شناسي در پاييز 1367
- انجام عمليات ژئوفيزيک زميني به روش ژئوالکتريک در خرداد 1368
- حفر 11 ترانشه به طول 295 متر و برداشت 57 نمونه از آنها
- حفر11 حلقه چاه به عمق 33 متر و برداشت 35 نمونه از آنها
- ارسال نمونه هاي برداشت شده به کشور چين جهت آناليز طلا و آنتيموان



 روستای بنده قرا

این روستا یکی از سی روستای تابع شهرستان کوه­سرخ است. این شهرستان از جهت شمال به نیشابور( شهرستان عشق آباد )، از جنوب به شهر کاشمر، از غرب و شمال غرب به سبزوار ( شهرستان ششتمد )، از جنوب و جنوب غرب به شهرستان بردسکن و از شرق به تربت حیدریه محدود است. این شهرستان در گذشته از لحاظ اداری بخش و تابع شهر کاشمر بود و در سال ۱۳۸۴ به شهرستان تبدیل شد. این شهر شامل چند دهستان و حدود ۲۵ روستا است و بر سر راه کاشمر به نیشابور قرار دارد. فاصلة آن تا کاشمر ۳۰ کیلومتر و تا نیشابور ۱۰۰ کیلومتر و تا سبزوار از راه نیشابور ۲۱۰ کیلومتر و از راه فرعی حدود ۱۲۰ کیلومتر و تا بردسکن ۷۵ کیلومتر و تا تربت حیدریه از راه کاشمر ۹۵ و از راه فرعی ۷۰ کیلومتر  و تا مشهد ۲۲۰ کیلومتر است.

روستای بندقرا در غربی­ ترین نقطه این شهرستان (کاشمر) و آخرین روستای آن و در مرز شهرستان بردسکن و شهرستان ششتمد (سبزوار) قرار دارد و از سمت شمال غرب به روستای دهنو از توابع ششتمد سبزوار به فاصله هشت کیلومتر و از سمت غرب به روستای سنگ­ پیر از توابع شهرستان بردسکن به فاصله پنج کیلومتر، از شرق به روستای خرو ( به کسر خاء و سکون راء و واو ) به فاصله پنج کیلومتر، از سمت شمال به روستای توندر (به فتح تاء و واو و سکون نون و فتح دال و سکون راء ) به فاصله دوازده کیلومتر هر دو از توابع شهرستان کوه­سرخ، و از جنوب به روستای خوشاب به فاصله بیست کیلومتر از توابع بردسکن قرار دارد. فاصله این روستا تا شهرستان کوه­سرخ و شهرستان بردسکن هر یک ۴۴ ، تا کاشمر از راه کوه­سرخ ۷۴ و از راه بردسکن ۹۴، تا سبزوار از راه اصلی ۱۳۹ و از راه فرعی حدود ۹۰، تا نیشابور ۱۴۴، تا مشهد از راه نیشابور ۲۵۴، و از راه کوه­سرخ و کاشمر و تربت ۲۹۴، و از راه بردسکن و کاشمر و تربت  ۳۱۴ کیلومتر است.

روستای بندقرا در منطقه­ ای کوهستانی و خوش آب و هوا با تابستانی معتدل و زمستانی نسبتا سرد، در جنوب کوه مرتفع یخدان و در شمال کوه باغدشت واقع شده­است (۱). در روزهای تابستان در این جا کسی نیاز به کولر ندارد و در شبهای آن در پشت بام یا داخل حیات بدون  پتو و لحاف نمی­ توان خوابید.

این روستا چنان که از نامش پیدا­ست محل اتصال چند روستا است و از چهار طرف با راه­ های چهارگانه به روستاهای اطراف راه دارد. محصولات کشاورزی این روستا عبارت است از: گندم، جو، لوبیای قرمز و سفید، نخود، سیب­زمینی، انواع هندوانه و خربزه، چغندر، انواع سبزی­ ها و علوفه­ ها، انواع انگور، بادام، زردالو، هلو، گردو و … . شغل بیشتر مردم این­جا کشاورزی و دامداری است. برخی نیز به قالی بافی و تجارت مشغولند. مردم این دیار افرادی با هوش و خلاق و کار آفرین و مبتکر هستند. مردم بعضی از روستاهای اطراف به این روستا لقب بندر داده ­اند بدان جهت که داد و ستد و تجارت در آن رونق تمام دارد و هر کالایی در آن داد و ستد می ­شود. بسیاری از مردم این دیار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به شهر­های تهران، مشهد، کاشمر، قم، بردسکن، خلیل ­آباد و دیگر شهر­ها و روستاهای نزدیک به شهرها مهاجرت کرده­ اند(علت اصلی مهاجرت خشک سالی های پی در پی گذشته است).

از قدیم ( اوایل عصر پهلوی ) در این روستا مدرسه ابتدایی وجود داشت. بعد از انقلاب مدرسه راهنمایی و ابتدایی دخترانه هم ساخته شد و هم اکنون با نام مدرسه شهید محمد ناصری فعال است. این روستا از حدود ده سال قبل از انقلاب آب لوله کشی داشت. هم اکنون شمار زیادی از فرزندان این روستا در مقاطع مختلف تحصیلی در دانشگاه­ها و حوزه­های علمیه در حال تحصیل هستند.

آب و زمین در این روستا کم است. سالی که آب فراوان است، زمین کم است و سالی که آب کم است بسیاری از زمین­ها بدون کشت می­ ماند. مردم این سامان از کشت آبی و دیم هر دو بهره می­ برند.

مناطق اطراف و نام­های آن:

کاریز بالا یا به لهجه محلی کرز­ بالا؛ نام منطقه­ ای مرتفع و بسیار وسیع در شمال روستا است که از روستا به طول حدود هفت کیلومتر ادامه دارد و شامل کوه­ها و دره­ های بسیار است مانند کوه سیاه و کوه یخدان و تنگل مومیایی. این تنگل دارای چشمه ­ای آب با آب نسبتا متوسط و اشجار و باغ­ها و زمین­ها و مزرعه­ های کشاورزی و زمین­ ها و اراضی دیم­ است. درختان این منطقه غالبا درختان گردو و بادام و انگور و هلو و زردالو و … است. البته حدود پانزده سال قبل به علت یک بیماری ناشناخته بیشتر و بلکه تمام درختان آن­جا خشک شد و به سرزمینی بایر تبدیل شد ولی مردم دوباره درخت کاشتند.

دره یخدان (تگ یخدان)(۲)

صحرای بنده قرا

این صحرا منطقه ­ای مثلث شکل و متوسط و سرزمینی حاصل­ خیز نزدیک روستا و از سمت شمال به سمت شرق کشیده ­شده­ است و از قنات بزرگ روستا مشروب می ­شود. این قنات آبی بسیار سرد و خنک و در سال­های پر باران آب بسیار دارد و قیمت هر ساعت آب آن از تمام آب­های دیگر چشمه­ سارهای روستا گرانتر است. همچنین است قیمت زمین­های آن.  در این منطقه در پانزده سال پیش باغ فراوان بود که جز درختان گردو و توت همه خشکید و از آن همه سرسبزی و طراوت اندکی بیش نماند.

سرچشمه

این منطقه در شرق روستا واقع است و سرزمینی است گود و دارای چشمه­ ساری پر آب و مزارع و زمین­ های آبی بسیار و باغ­های اندک است. مزارع آن صحرای پایین نام دارد.

گودال گز، قطیر چنار و گرمک

پی نوشت ———————

(۱) کوه یخدان با ارتفاع حدود ۳۰۰۰ متر از سطح دریا و ۱۵۰۰ متر از سطح روستا به شکل مخروطی کامل با قطر حدود ۳۵ کیلومتر با دره­ها و چشمه­ ها و قنات­ های بسیار شش تا ده روستا را در دامن خود جای داده­ است. در بالای قله این کوه چاه­ های سنگی طبیعی به عمق ۱۵ تا ۳۰ متر و بیشتر وجود دارد که برف­ های زمستان بارش در درون آن­ها تا اواخر مرداد ماندگار است. آب قنات­ ها و چشمه­ های اطراف آن بسیار خنک و معدنی و از آب­ های بسیار خالص و پاک ایران است. به عنوان مثال آب چشمةه بلوچ آن به اندازه­ای خنک است که یک لیوان آن را به سختی می­ توان تا ته سر کشید. در گذشته که روستاها از نعمت برق محروم بود و هنوز استفاده از یخچال­های صنعتی  همگانی نشده بود مردم روستاهای اطراف در تابستان از یخ­های چاه­ های آن بهره می­ بردند. این کوه از نظر نظامی اهمیت زیادی دارد زیرا از بالای آن در هوای صاف می­ توان با چشم غیر مسلح شهرهای سبزوار و بردسکن و حتی نیشابور را دید. فاصلة روستای بندقراء تا نوک قله کوه یخدان شش کیلومتر است با این وجود در میان روستاهای اطراف دارای نزدیک­ترین فاصله است. تا کنون امکان عبور هیچ وسیله  نقلیه­ ای تا نوک این کوه فراهم نشده است. کوه باغدشت حدود ۲۵۰۰ متر از سطح دریا و ۱۰۰۰ متر از سطح روستا ارتفاع دارد و طول تقریبی آن ۲۵ کیلومتر است. کوه آتش فشان و مرتفع و دراز باغدشت،  چون دیواری بزرگ و بلند از غرب به شرق کشیده شده و جلو  روستاهای سنگ­ پیر و بنده قراو خرو و تجرود  را گرفته و در انتهای قسمت غربی خود به سلسله کوه­های هفت شاخ شمال کاشمر منتهی می­ شود.

(۲) در زبان محلی به دره تک و تگ می­ گویند.

 

نتیجه تصویری برای کاشمر شهر ریوش

نتیجه تصویری برای کاشمر شهر ریوش

نتیجه تصویری برای کاشمر شهر ریوش

شهر ریوش

شهر ریوش

وجه تثمیه کوهسرخ : از آنجا که در منطقه کوهسرخ به خصوص مسیر جاده نیشابور کوهسرخ شاهد رخساره‌های خاکی با ترکیبات آهن دار هماتیتی هستیم و این رخساره هادر اغلب موارد رنگ قرمز ( سرخ ) را از خود نشان می‌دهند می‌توان نام کوهسرخ را بر آن گذاشت.شاید این دلیل قطعی‌ترین دلایل جهت نامگذاری باشد.

دهستان بررود : این دهستان شامل روستاهای طرق , قراچه , کلاته پایین دره , کریز و . . . می‌شود از آنجا که این روستاها در مسیر و کنار رودخانه ( ششطراز منشعب از ارتفاعات منطقه کوهسرخ و ورود به منطقه کندر از توابع شهرستان خلیل آباد) می‌باشند و در اصطلاح گویش کوهسرخی کنار را بر ( به فتحه ب و سکون ر )میگویند پس انتخاب بر رود یعنی کنار رود شایسته‌ترین نام خواهد بود.

دهستان برکوه : این دهستان شامل روستاهای مکی , کوشه نما , کوشه و . . . می‌شود از آنجا که این روستاها در منطقه کوهپایه‌ای و کنار ارتفاعات می‌باشند به توضیح بند قبل شایسته‌ترین نام برکوه یعنی کنار کوه خواهد بود.

دهستان تکاب : این دهستان شامل روستاهای اوندر , توندر , قصون و . . . می‌شود

 

کوهسرخ

ریوش

اقامتگاه بوم گردی باغدشت-شهر ریوش کاشمر-استان خراسان رضوی

شهر ریوش

شهر ریوش

یوش یکی از شهرهای شهرستان کاشمر در استان خراسان رضوی ایران است.

موقعیت جغرافیای شهر ریوش:
بخش کوه سرخ از توابع شهرستان کاشمر می باشد که از نظر جغـرافیائی در منطقه ای بسیار خوش آب و هوا با چشمه سارهای فراوان قـرار گرفته است. شهر ریوش (ری وش = مانند ری) مرکز بخش کوهسرخ در ۳۰ کیلومتری کاشمرواقع شده است (دراستان خراسان رضوی).
این شهر در حاشیه جاده کاشمر- نیشابورقرار گرفته است. ریوش و به طور کلی کوهسرخ همانطور که از نام آن پیدا است منطقه‌ای کوهستانی ومرتفع است که همچون فلاتی نگین مانندازشش جهت با شش شهرستان مرتبط است.ازطرف شمال به نیشابور- ازجهت شمال غربی به سبزوار- ازسمت مغرب به بردسکن –ازناحیه غربی به خلیل آباد-ازسوی جنوب شرقی به کاشمروازسمت شرق وجنوب شرقی به تربت حیدریه متصل می‌شود.
ارتفاع متوسط شهرریوش ازسطح دریا ۱۷۰۴ متراست که درزمستان هاسرد وگاهی اوقات باسرمای بسیارزیاد وخشن ودرتابستان ها دارای آب وهوای بسیارمطبوع ودلپذیراست.بخش کوهسرخ باوسعتی معادل ۲۱۹۳ کیلومترمربع دارای ۲۸ روستاوجمعیتی قریب به ۵۰۰۰۰ نفر رادرخودجای داده است .این بخش به دلیل اقتصاد سنتی ووابستگی آن به آب باران ومتعاقب خشکسالی های اخیرلطمات شدیدی به اقتصادمنطقه واردشده است که این امرباعث فلج شدن اقتصادبسیاری ازخانواده هاشده است .لذامهاجرت به شهرستان های همجواربه شکل گسترده صورت گرفته .بااین وجودوعلیرغم این لطمات کوهسرخ درتولید بادام رتبه دوم را درکشورداراست ودراستان خراسان اولین تولیدکننده بادام به شمارمی‌رود.قبل ازاین سهم عظیمی ازخشکبارخراسان دراین منطقه تولید می شد ولی متاسفانه به دلیل خشک سالی باغات زردآلووشفتالوآسیب های جدی دیده است .سیب زمینی وسیب سرخ وباغات جالیزی این منطقه زبانزد است وقالی بافی نیز که روزگاری شغل ومنبع درآمد یک سوم ازمردم منطقه بود به دلیل رکودقیمت آن درسطح کشوری ومشکلات آن درسطح کلان کشوری اکنون رونق خودراازدست داده است .البته جداازهمه این مسائل باتوجه به کشفیات کانی های معدنی ارزشمند درمنطقه می‌توان افق های روشنی رابرای منطقه متصورشد.معادن طلای کلاته تیموروچوبک چلپو- معادن سنگ ساختمانی ازنوع مرغوب درچندین نقطه که مشهورترین آن سنگ سنجدک می‌باشدکه معادن کائولن که معروف ترین آن کائولن مکی است خاک نسوز- خاک هاررنگی –سنگ آهن ومس باذخیره بسیارزیاد که معروفترین آن معدن تنورجه می‌باشد و معدن سنگ کرومیت در روستای خرو , معادن آهک وگچ و میکا وچندین معدن دیگرکه بعضی ازآنهادرمرحله بهره برداری هستندوتعدادزیادی ازآنهانیزمراحل اکتشاف راپشت سرگذرانده اند.
واماموقعیت شهرریوش همانطورکه دربالا اشاره شدبه تبع منطقه کوهستانی وناهمواراست به دلیل قرارگرفتن درحاشیه جاده اصلی ورودخانه اصلی منطقه شکلی نامناسب دارد هرچند این مواردبه زیبائی آن کمک کرده است ولی برای ارائه خدمات وانجام امورعمرانی مشکلات زیادی راموجب شده است.

رسوم سنتی و باورها  

رسوم سنتی و باورها

 



1- جشن خرمن 
»» از زمان قديم، هر ساله وقتي خرمنها جمع شد جشن خرمن در روستاهاي اين خطه برگزار مي‌شود. اين آيين هنوز هم در بعضي از روستاها وجود دارد. اول سرنا و دهل در ميدان روستا شروع به نواخته مي‌‌شد. زماني كه اهالي و بخصوص جوانان و نوجوانان جمع شدند، گروه نمايشي وارد شده و دايره‌اي تشكيل مي‌دهد. سپس با حركات دست و پا، بيل زدنبذر پاشيدن، چهار شاخ زدن و در كيسه كردن گندم را به نمايش مي‌گذارند.

2- مراسم آييني چند نفـره 
»» شهراين مراسم محلي، در ازدواجها و ختنه‌سوران برگزار مي‌شود. در اين مراسم ابتدا سرنا و دهل شروع به نواخته‌ مي‌شود و آنگاه گروه نمايشي وارد ميدان شده و دايره‌اي تشكيل مي‌دهند. ابتدا رقصهايي انجام مي‌دهند كه شبيه حمله و دفاع است و بعد با چوبهايي كه در دست دارند با چرخشهاي خاص عده‌اي چوبها را به سمت عدة ديگر به صورت حمله جلو مي‌برند و آنها به دفاع از خود چوبهاي آنها را پس مي‌زنند. و به اين ترتيب رقص را ادامه مي‌دهند. 
مراسم نمايشي دو نفره در اين‌ مراسم نيز‌ ابتداء دو نفر‌ با دو چوب‌ در دست وارد صحنه مي شوند. همراه با صداي سرنا و دهل به نمايش مي پردازند . اين نمايش را با حركات آكروبات ،سرپا ،درازكش ونشسته ايفاي نقش مي كنند. دراين نمايش چوبها مي توانند حكم دو شمشير راداشته باشند.

3- نمايش دوره 
»» اين نمايش رزمي بوده وبا حضور شش الي بيست نفر مي‌شود . نما يش ازقديم الا يام بوده ونشان مي دهد مردان چگونه در وضعيت نشسته با تير و كمان دفاع مي‌كنند و يا چگونه به هنگام حركت كلاغ پر مي‌كنند و يا به هنگام درازكش چگونه سينه خيز مي‌روند. در اين نمايش نيز سرنا و دهل نقش مهمي ايفاء مي‌كنند.

4- شوخني (مناجات) 
»» در گذشته مردم درماه مبارك رمضان يكديگر را جهت خوردن سحري بيدار مي‌كردند براي اين‌ كار بر پشت بام‌ها مي‌رفتند و با كوبيدن چوبي به پيتهاي‌ حلبي ديگران‌ را از رسيدن‌ سحرگاه آگاه‌ مي‌ساختند. كساني‌ كه از صداي‌ خوشي‌ بهره‌مند بودند‌، بالاي‌ بام مي‌رفتند‌ و اشعاري‌ را بلند،بلند مي‌خواندند‌. 
اكنون‌ اين اشعار‌ توسط‌ بلند‌گو مساجد‌ به گوش‌ مردم مي‌رسد.



5-باران‌ خواهـي 
»» در گذشته‌ در بعضي‌ از روستاها‌ وقتي‌ باران‌ نمي‌باريد، بچه‌ها‌ جمع‌ مي‌شدند‌ و كله‌ الاغي‌ را به سر‌چوبي‌ بسته‌ و در كوچه‌ها براه‌ مي‌افتادند‌ وشادي‌ كنان‌ به در خانه‌‌ها مي‌رفتند‌ و دست‌زنان‌ مي‌خواندن : «كله‌ خر، هيزم‌ بخر.»صاحب‌ خانه‌ بيرون مي‌آمد و به بچه‌ها يك دسته‌ هيزم‌ مي‌داد بچه‌ها بدين طريق مقدار‌ زيادي‌ هيزم‌ جمع‌ مي‌كردند.‌ كله‌ الاغ را‌ در بالاي‌ تپه‌اي‌ آتش‌ مي‌زدند‌ و خاكستر‌ آن را در چاه آب كه خشكيده بود‌ مي‌ريختند‌ تا باران‌ بيايد‌ و قناتها‌ پر آب شوند.در بعضي‌ ديگر از روستاها‌ بجاي هيزم‌، آرد‌ جمع‌ مي‌كردند‌ و به يكي‌از زنهاي‌ روستا مي‌دادند، او با آن ناني‌ گرد به نام‌ « فطير» مي‌پخت‌ بچه‌ها نان‌ها‌ را بالاي‌ تپه‌اي‌ رها‌ مي‌كردند.نان‌ها‌ به سمت‌ پائين‌ تپه‌ مي‌غلطيدند‌ و بچه‌ها دوان‌ دوان‌ و با شور‌ و شوقي‌ خاص‌ به طرف آنها‌ يورش‌ مي‌بردند‌ تا نان‌ بيشتري‌ نصيبشان‌ شود.‌ قابل ذكر‌ است به هنگام‌ جمع‌ كردن آرد، دست‌ زنان‌ مي‌خواندند‌:
« بارون‌كو، بارون‌ كو، ورچوچو‌پوناكو، ور‌شاخ‌ حيوونا‌ كو، وربيل دهقو‌وناكو صد‌من‌ گندم‌ بزير‌ خاكه، ازتشنيا هلاكه، گلهاي‌ سرخ‌ لاله، از تشنيا مناله»


6 ـ چوله قزك
»» به هنگام‌ خشكسالي‌ در بسياري‌ از روستاهاي‌ منطقه، عروسكي‌ بنام‌ چوله‌ قزك مي‌ساختند.‌ بچه‌ها در كوچه‌ها جمع مي‌شدند و در خانه‌هاي‌ مختلف‌ را مي‌زدند‌ و در حالي كه‌ سنگهايي‌ در دست‌ گرفته‌ و به هم‌ مي‌كوبيدند‌، مي‌خواندند:
« چوله قزك‌ بارون‌ كو، بارون‌ بي‌پايون‌ كو» 
گندما‌ بزير خاكه، از تشنگي‌ هلاكه
گلهاي‌ سرخ لاله، از تشنگي‌ مناله» 

در هر خانه‌اي را كه مي‌زدند‌ صاحبخانه‌ بيرون آمده‌ و به آنها خوراكي‌( نخود، كشمش، تخمه، شكلات، نقل،آبنبات ترش ، 
) مي‌دهد.‌ بچه‌ها‌ خوراكي‌‌ها را در كيسه‌‌اي ريخته‌ و بعد از اتمام‌ مراسم، بين‌ خودشان‌ تقسيم‌ مي‌كنند. در گذشته‌ در بعضي‌ از روستاها‌ نظير‌ روستاي‌ فدافن ، براي‌ اينكه‌ باران‌ بند‌ بيايد، كله خري‌ را در سيني‌ گذاشته‌ و روپوشي‌ قرمز‌ روي آن مي‌انداختند، آنگاه‌ به سر چاه‌ آبي در‌ بيابان‌ مي‌بردند.‌ شخصي‌ كه مورد‌ قبول مردم‌ بود، دعايي‌ را در دهان‌ همان‌ كلة خر‌ مي‌گذاشت‌ و به تنهايي‌ و دور از چشم‌ ديگران‌ آن را از چاه‌ آويزان مي‌كرد. مردم معتقد بودند‌وقتي‌ كه باران‌ بيايد‌ كله‌ خر‌ شروع به عر‌عر‌ مي‌كند و خدا قهرش‌ مي‌آيد.‌ پس باران‌ بند مي‌آيد.‌ براي باطل‌ كردن‌ آن نيز، كله‌ خر‌ ديگري‌ را مي‌سوزاندند و خاكسترِش‌ را در چاه‌ مي‌ريختند.


7- رفع چشم زخم 
»» در گذشته‌ و حتي اكنون‌ در بعضي‌ از روستاها‌، اگر كسي‌ چشم‌ بشود، ضمه‌ زاج‌ سفيد را دور سرش‌ مي‌گردانند‌ و وردي‌ مي‌خوانند.‌ آن وقت آن‌ را روي‌ آتش‌ مي‌اندازند‌، اگر به‌ شكل‌ چشم‌ شود‌ او را چشم‌ كرده‌اند و خوب‌ مي‌شود‌ و اگر به شكل‌ نامنظمي‌ باشد‌ جن‌زده‌ شده و اگر‌ به شكل چار‌ پايه‌اي‌ ‌شود، مي‌گويند‌ مي‌ميرد‌ و اين تابوت‌ او است.‌ بعد ضمه‌ را آب مي‌كنند‌ و بر پيشاني‌ و كف‌ دست‌ و سينه‌ او‌ خالي مي‌نهند‌ و سپس‌ آب را در كاسه‌اي‌ ريخته، يكي‌ آن را‌ مي‌برد سر‌كوچه‌ مي‌ريزد‌ و برمي‌گردد، سلام‌ مي‌كند‌، يكي‌ از اهل‌ خانه‌ مي‌پرسد:
«ـ از كجا‌ مي‌آيـي؟
ـ از‌ خانه‌ دشمن
ـ چه‌ مي‌كرد؟
ـ جان‌ مي‌كند.
ـ الهي‌ جانش‌ بر‌آيد.»

در بعضي‌ از روستاها‌ براي رفع‌ چشم‌ زخم‌ و بيماري‌ معمولاً اسپند‌ دود مي‌كنند و معتقدند‌ اگر اين‌ كار‌ را نزديك‌ غروب انجام‌ دهند‌ بهتر است.‌ يك تار‌ نخ‌ و يا خاك‌ كفش‌ كسي‌ كه به‌ او بدگمانند،‌ گرفته‌ باقدري‌ اسپند‌ دور سر‌بچه‌ يا بيمار‌ دود كرده، مي‌گردانند‌ و مي‌خوانند:
سبز‌ است سبنج، سبز‌كار‌ است‌ از سبنج‌ ، سر‌ رشته‌ صد‌هزار‌ كار‌ است سبنج‌ پيغمبر‌ ما 
نبي‌ مي‌سوخت‌ سبنج، از بهر‌ گزند، بر قپه پور‌ نور‌ محمد صلوات»

و يا مي‌خوانند :
« هركه‌ از دروازه‌ بيرون‌ بره، هركه‌ از دروازه‌ تو بيه / كور‌ بشه‌ چشم‌ حسود‌ و بخيل،
شمبه‌زا‌، يكشمبه‌ زا، دو‌شمبه‌زا، سه‌شمبه‌زا، چار‌شمبه‌زا، پنجشمبه‌زا، جمعه‌زا سبنج‌ و سپند، پيغمبر‌ ما كرد‌ پسند
علي كاشت، فاطمه‌چيد، بهر‌حسين و حسن‌
به حق‌ شاه‌ مردون، درد‌ وبلا‌ را بگردون
شمبه‌زا، يكشمبه‌زا، دوشمبه‌زا، سه‌شمبه‌زا، چار‌شمبه‌زا، پنجشمبه‌زا، جمعه‌زا»
زير‌ زمين‌ ، روي‌ زمين، زاغ‌ چشم، ميش‌ چشم، ازرق‌چشم، هر كه‌ ديده‌، هر كه نديده‌، همسايه‌ دست‌ چپ، همسايه دست‌ راست، پيش‌رو، پشت‌سر، بتركه‌ چشم‌ حسود‌ و بخيل.
شمبه‌زا، يكشمبه‌زا، دوشمبه‌زا، سه‌شمبه‌زا، چار‌شمبه‌زا، پنجشمبه‌زا، جمعه‌زا،


8- بزرگداشت ايـام‌الله 
»» ماه صفر؛ از جمله‌ ماههايي‌ است كه مردم هر كاري‌ را از جمله سفر‌ كردن، مخصوصاً 
در‌ روز‌ سيزدهم ماه را را بد مي‌دانند.‌ زيرا تني‌ چند از پيشوايان‌ دين‌ در اين ماه‌ به شهادت‌ رسيده‌اند، بنابراين‌ زمين و آسمان‌ عزادار‌ است و امكان‌ وقوع‌ هر‌‌گونه‌ حادثه‌اي‌ بسيار‌ است.
در بعضي‌ از روستاهاي‌ منطقه كاشمر در گذشته‌ براي رفع‌ اين احتمال «تنگ» پرآبي را در سر‌،سه‌كوچه‌ محكم‌ به زمين‌ مي‌كوبيدند‌ و مي‌گفتند:
«سيزده‌ به در، نحسي‌ به در، بد و بلاي‌ ما بخوره‌ به‌ اي تنگ»

در روز‌ و شب سيزدهم‌ ماه مردم مسافرت، يا خريد‌ لباس‌ را بد مي‌دانند و اگر سفر كرده‌اي‌ داشته‌ باشند براي‌ رفع‌ بلا از او، صدقه‌ مي‌دهند.‌ همچنين‌ مردم معتقدند‌ كه اگر‌ بچه‌اي در‌ شب سيزدهم‌ بدنيا‌ بيايد‌ نحسي به بار مي‌آورد. چون‌ باور‌ دارند كه :« اين بچه‌ يا سر‌خودش‌ را مي‌خورد‌ و يا سر ديگري‌ را .»
در بعضي‌ از روستاها‌ شب‌ چهار‌شنبه‌ آخر صفر‌ «پلو» مي‌پزند‌، بالاي خانه آتش‌ مي‌افروزند‌ و در كوزه‌اي‌ اسپند‌ و نمك، پنبه‌دانه، جو پيش‌ رس‌ و آب‌ مي‌ريزند‌ و از پشت‌ بام‌ به زمين‌ مي‌زنند. بدين طريق‌ وقوع هر حادثه‌اي را از خود‌ دور مي‌كنند‌.
شبهاي‌ برات : شبها‌ي دوازده، سيزده‌ و چهارده‌ ماه شعبان‌ را شبهاي‌ برات‌ مي‌گويند‌ مردم معتقدند‌ كه اين سه‌ شب‌، شب مرده‌ها‌ست‌، آنها‌ در اين سه‌شب‌ آزادند. مردم‌ براي‌ طلب‌ آمرزش‌ امواتشان‌ در اين شبها‌ حلو‌ا مي‌پزند‌ بر مزار آنها، بين ديگران‌ تقسيم مي‌كنند.‌ در اين شبها‌ روي قبور‌ امواتشان‌ قاليچه فرش‌ كرده‌ و بر مزار آنها‌ روضه‌ مي‌خوانند.‌ رسم بر اين‌ است كه شب‌ اول برات‌ حلوا مي‌پزند‌. شب‌ دوم‌ روغن‌ جوش‌ و شب‌ سوم‌ در خانه‌ و بر روي‌ قبور مرده‌ها شمع روشن‌ مي‌كنند، مي‌گويند اموات‌ در آن شبها‌ بديدن خانه‌ها‌‌يشان مي‌آيند.



 

 

 
 

شعاری در وصف زندگی روشنایی

 

«روشنایی

آه

روشنایی کجاست؟»

آتشی از آرزو بیافروز

آن جا چراغی هست

اما نه لرزش شعله ای

همچون سرنوشت تو

قلب من؟

آه

مرگ

بهتر است تا دوری از تو.

رنج با پیامی بر در می کوبد:

«سرورت هوشیار است

تو را می خواند

در میعادگاه عشق

در شبی تاریک».

آسمان از ابرها تیره است

باران بی وقفه می بارد

نمی دانم

این شور در من چیست

آن را در نمی یابم.

روشنایی یک لحظه زودگذر

اندوهی عمیق تر

بر دیدگانم می نشاند.

قلبم در تاریکی راه را می جوید،

صدایی از شب

مرا می خواند،

«روشنایی

آه

روشنایی کجاست!؟»

آتشی از آرزو بیافروز.

آسمان می غرد

باد فریادکشان

هجوم می برد

به لایتناهی.

شب سیاه است

به سیاهی سنگ.

مگذار

ساعت ها در تیرگی بگذرد.

بیافروز

چراغی از عشق

با زندگیت [۱].

 

خانه و آرامگاه شهید حسن مدرس (گزارش تصویری)

 

 

 

 

شرق و غرب

 

شرق و غرب

ناشر: ماه جان
تاریخ نشر: 19 آبان، 1384
تعداد صفحه: 336 شرق و غرب
شابک: 964-8307-09-1
قطع کتاب: رقعی
نوع جلد: شومیز
وزن: 374 گرم  

کاشمر - ماه مبارک رمضان در کاشمر با آداب و رسوم خاصی همراه است.

 

به گزارش ایرنا، در آستانه این ماه مردم کاشمر مساجد و تکیه ها را غبار روبی و گردگیری نموده و سه مکان زیارتی مهم شامل مقبره های امامزاده سید مرتضی(ع)، امامزاده سید حمزه (ع) و آرامگاه آیت الله شهید مدرس را برای پذیرایی از زائران و روضه خوانی و جزء خوانی قرآن آماده می کنند. 
پژوهشگر بومی منطقه کاشمر در این زمینه گفت: در روستاها برای استقبال از ماه مبارک رمضان در منازل نان می پزند به قدری که تا 15 روز از ماه مبارک را نان داشته باشند و اغلب کارهای سنگین که همراه با گرد و خاک است را قبل از شروع ماه مبارک انجام می دهند تا در این ماه گرد و غبار انجام برخی کارها به روزه آنها لطمه نزند. 
محمد کریمی افزود: علاوه بر غبار روبی مساجد و تکایا و آماده کردن این اماکن برای برپایی دوره های قرآن و خواندن روضه، زنان خانه ها را نیز خانه تکانی می کنند و گرد و غبار را از اطراف خود می زدایند. 
وی اظهار داشت: زنان و دختران قرآن خوان نیز هر چند نفر منزلی را در نظر می گیرند و با تعیین وقت جلسات قرآنی، دوره قرآن برگزار می کنند و در این میان بانویی که از دیگران بزرگتر است و قرآن را صحیح قرائت می کند سرپرست دیگر قرآن خوانان می شود و جلسات قرآنی با نظم خاصی برپا می گردد. 
این پژوهشگر فرهنگ بومی گفت: در گذشته که بلندگو و برق نبود، موذن محل در بالای بلندترین بام ساختمان و یا مساجد یک ساعت و نیم مانده به صبح مناجات ابو حمزه ثمالی را که در بین مردم به ˈشو خوانیˈ معروف بود با صدای بلند می خواند و پس از 45 دقیقه برای مدت ده دقیقه این کار متوقف می شد و سپس ˈشو خوانیˈ دوم خوانده می شد و چون شو خوانی اول با آهنگ ابو عطا و شو خوانی دوم با آهنگ بیات ترک قرائت می گردید مردم این آهنگ ها را به یاد داشته و می فهمیدند چقدر به اذان مانده است. 
وی افزود: در قدیم عده ای با طبل و شیپور بر بالای بام می رفتند و همچون شوخوانی و در دو بخش با همان آهنگ ها می نواختند تا دیگر اهالی خواب نمانند و حتی برای خواب نماندن یکدیگر همه احساس مسئولیت می کردند به طوری که با زدن درب منازل و یا کوبیدن مشت بر دیوار همسایه تلاش می کردند که مردم را برای خوردن سحری بیدار کنند. 
حدود ده دقیقه مانده به اذان صبح، مؤذن دعای سحر را می خواند و سپس اذان می گفت. 
کریمی اظهار داشت: هم اکنون در اغلب مساجد نماز جماعت برپا و جلسات قرآنی دایر است. 
وی گفت: در جلسات قرآن خوانی نیز هر روز یک جزء قرآن تلاوت می شود که دوره قرآن زنان اغلب صبح و یا عصر و دوره قرآن مردان شب برگزار می شود. 
وی افزود: در روز آخر ماه رمضان، جزء سی ام قرآن قرائت می شود و هر کس که سوره اخلاص را تلاوت می کند پس از چند روز از تمام شدن ماه رمضان به سایر قرآن خوانان آش می دهد که به آش ˈقل هو اللهˈ معروف است. 
او گفت: پس از دور کردن کامل قرآن، آجیل و تنقلات بین قرآن خوانان توزیع می شود. 
وی اظهار داشت: در ایام ماه رمضان به ویژه در روزهای 19، 21 و 23 این ماه مراسم تعزیه خوانی به نام شبیه خوانی دایر است و مردم این شبها را تا سحر احیا می دارند و به قرائت قرآن، نماز و دعای جوشن کبیر می پردازند و اغلب مقید به افطاری دادن در این شبها هستند. 
در بین مردم این دیار در گذشته ها مرسوم بود که پس از صرف سحری روز بیست و یکم ماه رمضان روضه داران پای پیاده به زیارت امامزاده سید مرتضی (ع) برادر امام رضا (ع) که در کاشمر مدفون است می رفتند. 
کریمی ادامه داد: شب بیست و هفتم ماه رمضان در بین کاشمری ها به شب قتل ابن ملجم معروف است و مردم این دیار این شب را عید می دانند و با حنابستن به سر و دست خود و توزیع شیرینی از بین رفتن قاتل مولای خود را جشن می گیرند. 
این پژوهشگر گفت: از جمله رسوم مردم این دیار، پختن آش توسط زنان و توزیع بین خویشان و اقوام و همسایه ها در ساعات قبل از افطار است. 
وی افزود: عصر روز آخر ماه رمضان، والدین اعم از پدر یا مادر به ازای هر یک نفر از اعضای خانواده خود یک من گندم و یا پول معادل آن را کنار می گذارند و هنگام افطار دست به دست بین اعضا می چرخد و با رسیدن به دست پدر، وی فطریه را به فردی مستحق می دهد.


کاشمر

 
 
 
منطقه شكار ممنوع سيد مرتضی

منطقه شكار ممنوع سيد مرتضی

و منطقه واقع گردیده است لذا مناسب ترین نام برای آن ؛ " منطقه شکار ممنوع سید مرتضی " انتخاب گردیده است . توپوگرافی منطقه منطقه مورد نظر جزء مناطق ییلاقی و مرتفع شهرستان کاشمر میباشد. وضعيت طبيعي اين منطقه بصورت كوهستاني ، صخره اي و صعب العبور ميباشد ، تپه ماهورهاي موجود در سر حدات شمالي منطقه به سمت عمق منطقه شكار ممنوع...

 
 
روستای نامق

روستای نامق

نامِق روستایی است از توابع بخش کوهسرخ شهرستان کاشمر در استان خراسان رضوی. این روستا در دهستان برکوه قرار دارد و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۴۰۳ خانوار) ۱۱۳۴ نفر است. نامق دهی است از دهستان براکوه بخش ریوش شهرستان کاشمر، در ۳۶هزارگزی جنوب شرقی ریوش بر سر راه مالروعمومی ریوش به حصار. در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و۲۰۶۸ تن سکنه دارد. آبش از قنات...

 
 
خرابه هاي ارگ قديم

خرابه هاي ارگ قديم

برجای نمانده است اما خرابه های برجای مانده یادآور عظمت این شهر در دوره قاجار است. این بقایا با بادگیری که پس از ده ها سال همچنان بر فراز آن خودنمایی می کند در ضلع شمال غربی میدان مرکزی شهر کاشمر قرار دارد.

 
 
قلعه گبر حصار

قلعه گبر حصار

ویرانه های موسوم به قلعه گبر حصار در شمال شرق روستای خضر بیک بخش کوهسرخ در حدود 27 کیلومتری شمال غرب ریوش واقع شده و از جمله مناطقی است که از دیرباز مسکن و ماوای اسلاف اهالی کاشمر بوده است. بنابر شواهد، این قلعه از سده دوم تا پنجم هجری مورد استفاده قرار گرفته است.

 
 
پارك جنگلي سيد مرتضي

پارك جنگلي سيد مرتضي

در جوار آستان مقدسه سید مرتضی (ع) پارک جنگلی زیبایی به همین نام احداث گردیده که از سالها پیش و بویژه از یکی دو دهه گذشته که طرح توسعه مجموعه سیاحتی- زیارتی سید مرتضی (ع) با امکانات مختلفی از قبیل زائر سرا، آشپزخانه، پارک امکانات سرگرم کننده و بازار به مرحله اجرا درآمده است.

 
 
سوغات و ره آورد کاشمر

سوغات و ره آورد کاشمر

در شهرستان کاشمر نیز بخشی از فرآورده های صنایع دستی می توانند جزو سوغات این شهرستان محسوب شوند که از میان آنها می توان به گیوه های کاشمری، انواع حصیرها و گلیم های الوان اشاره نمود. اما مهمترین فرآورده و سوغات کاشمر با توجه به فراوانی باغات انگور در این منطقه کشمش است که به سراسر ایران صادر شده و پس از آن زعفران نیز که کاشت آن در سالیان...

 
 
هنرهاي سنتي و صنايع دستي کاشمر

هنرهاي سنتي و صنايع دستي کاشمر

در مناطق مختلف شهرستان کاشمر مشاغل سنتی و هنرهای دستی هنوز تا حدودی رواج دارد. اما در میان آنها بافت قالی به ویژه در روستاها از اهمیت به سزایی برخوردار است. قالی کاشمر به واسطه مرغوبیت در بافت، نقشه و رنگ یکی از قالی های به نام منطقه خراسان رضوی می باشد. از جمله مشاغل سنتی در شهرستان کاشمر می توان به مسگری، نجاری و آهنگری اشاره کرد. گلیم بافی،...

 
 
يخدان فروقته

يخدان فروقته

از جمله یادمان های تاریخی کاشمر یخدانی است به نام فروتقه که در ابتدای راه روستایی به همین نام قرار دارد. این اثر به عنوان عظیم ترین یخدان کاشمر، در دوره قاجار ساخته شده است. ...

 
 
منطقه نمونه گردشگري كوهسرخ

منطقه نمونه گردشگري كوهسرخ

کوهسرخ به دلیل تنوع آب و هوایی و تفاوت ارتفاع این منطقه دارای پوشش گیاهی گوناگون و نسبتاٌ مطلوبی از جمله طاق و گز در نواحی بیابانی، زرشک وحشی در نواحی کوهستانی و گیاهان دارویی مانند گون، ریواس، خارشتری (ترنجبین)، آویشن، گل زنیا، بومادران، گل گاوزبان و … است. همچنین این محدوده دارای روستاهای زیبا […]

 
 
آبشار و آبگرم معدني كريز

آبشار و آبگرم معدني كريز

این پدیده طبیعی در حاشیه جاده آسفالته کریز به ریوش در فاصله 15 کیلومتری شهر ریوش و به فاصله 3 کیلومتری روستای کریز واقع گردیده و دارای آبگرم معدنی با خاصیت های درمانی است. در حاشیه ی این مکان نیز دره بسیار با رودخانه ای پرآب، چشمه سارهای آب سرد شیرین و گوارا وجود دارد. […]

 
 
كاروانسرا حاج كاظم مدرس

كاروانسرا حاج كاظم مدرس

این کاروانسرا در خیابان مدرس واقع شده و بنای آن متعلق به اوایل دوران پهلوی است. مساحت این مکان حدوداٌ 3000 متر مربع و دارای 12 حجره برای استفاده تجاری می باشد. در منظر رو به خیابان این کاروانسرا فضاهایی به صورت انبار و حجره ایجاد شده است.

 
 
مدرسه علميه حاج سلطان العلماء

مدرسه علميه حاج سلطان العلماء

از جمله مدارس علمیه شهر کاشمر، بنایی است موسوم به مدرسه حاج سلطان العلماء واقع در ابتدای خیابان امام این شهرکه در سال 1330 ه.ق ساخته شده است. بنای مدرسه دارای صحن مرکزی بوده و از چهار طرف توسط حجره های دو طبقه و دو ایوان شمالی و جنوبی محصور شده است. فضای معماری مدرسه در مجموع با ایجاد 40 اتاق مخصوص اقامت طلاب، مطبخ، ایوان شمالی و جنوبی، بادگیر،...

 
 
آرامگاه شهيد سيدحسن مدرس

آرامگاه شهيد سيدحسن مدرس

از رجال روحانی و سیاسی دوره مشروطیت بود. وی در سال 1287 ش در یکی از روستاهای اردستان به دنیا آمد و بعدها به دوره دوم مجلس شورای ملی راه یافت. در سال 1307 ش به خواف و سپس به کاشمر تبعید گردید. این عالم ربانی سرانجام در سال 1316 ش در این شهر به شهادت رسید. بنای آرامگاه که از یک گنبد فیروزه ای گنبد خانه مرکزی و چهار...

 
 
يخچال طبيعي بند قرا

يخچال طبيعي بند قرا

در حدود 7 کیلومتری روستای بند قرا، یخچال طبیعی و بی نظیری قرار دارد که در تمام فصول سال پر یخ است. تا همین چند سال پیش هنوز اهالی روستاهای مجاور که از نعمت برق برخوردار نبودند، یخ مورد نیاز خود را از آن تامین می کردند.

 
 
بنا امامزاده سيد مرتضي (ع)

بنا امامزاده سيد مرتضي (ع)

مجموعه ابنیه جدید الاحداث واقع در 5 کیلومتری شمال کاشمر به مزار و بقعه سید مرتضی (ع) برادرامامزاده سید حمزه (ع) و امام رضا (ع) منسوب می باشد. به استناد تواریخ کهن، وی در سده دوم هجری توسط امویان در همین مکان شهید و به خاک سپرده شد. امروزه این آستان مقدسه با زیربنای تقریبی 1800 متر مربع دارای بنای اصلی شامل یک ایوان ورودی کاشیکاری شده با دو ماذنه...

 
 
کاشمر

کاشمر

نام اصلي اين شهر ترشيز است. درگذشته اين شهر جزو ولايتي بود به نام بوشت ويا يوشت كه غير از ترشيز، شهر معروف ديگر آن، كندر بوده است. درسال 520 هـ. ق اين شهر توسط سلطان سنجر سلجوقي محاصره و غارت شد و پس از اين تاريخ، يكي از مراكز مهم فرقه اسماعيليه گرديد. در […]

 
 
باغمزار ( بقعه امامزاده سيدحمزه )

باغمزار ( بقعه امامزاده سيدحمزه )

بقعه و بارگاهی که با زیربنای 2000 متر مربع مشتمل بر گنبدخانه، گلدسته ها، رواق ها و … در محل باغمزار بنا شده منسوب به مدفن سید حمزه بن موسی بن جعفر (ع) است. بنا بر شواهد این مکان در دوران صفویه بنیان گردیده و در دوره های مختلف از جمله در سال های اخیر […]

 
 
مسجد جامع کاشمر

مسجد جامع کاشمر

این بنا در مرکز شهر واقع شده و به استناد کتیبه آن حدود سال 1213 ه.ق روزگار حکمرانی عبدالعلی خان و مصطفی قلی خان میش مست همزمان با سلطنت فتحعلی شاه قاجار بنا گردیده است. مسجد جامع دارای بنایی ساده و با شکوه، صحن، ایوان، شبستان ستون دار و غرفه های پیرامون صحن می باشد. […]

 
 
برج کشمر

برج کشمر

برج کشمر در استان خراسان رضوی در نزدیکی شهرستان کاشمر و در شمال شرقی بردسکن در روستایی به همین نام قرار دارد این بنا بر فراز بقایا و آوارهای قلعه‌ای کهن به نام کوشک ساخته شده و از دیدگاه معماری با برج رادکان در چناران قابل مقایسه است. بنا فاقد کتیبه است و بیشتر نشان دهنده اسلوب معماری در قرن هفتم هجری است. معماری این برج...

 

نماینده مردم خلیل آباد، کاشمر و بردسکن در مجلس:
گزینه استانداری خراسان رضوی به مجمع نمایندگان استان معرفی نشده است/ استاندار باید دارای سابقه مدیریتی قوی باشد.
گزینه استانداری خراسان رضوی به مجمع نمایندگان استان معرفی نشده است/ استاندار باید دارای سابقه مدیریتی قوی باشد
نماینده مردم خلیل آباد، کاشمر و بردسکن در مجلس:
گزینه استانداری خراسان رضوی به مجمع نمایندگان استان معرفی نشده است/ استاندار باید دارای سابقه مدیریتی قوی باشد
نماینده مردم خلیل آباد، کاشمر و بردسکن در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه شخص خاصی به عنوان استاندار خراسان رضوی به مجمع نمایندگان استان معرفی نشده است، گفت: خراسان رضوی نیازمند یک چهره ملی با سابقه مدیریتی خیلی قوی و قدرت تصمیم گیری اجرایی است.

 

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ بهروز بنیادی در گفت و گو با خبرنگار یار خراسانی، در خصوص انتخاب استاندار خراسان رضوی اظهار داشت: شخص خاصی به مجمع نمایندگان استان معرفی نشده است.

وی با بیان اینکه معمولا در گزینش استانداران و قبل از نهایی شدن، اطلاعاتی به مجمع نمایندگان داده می شود که هنوز این اتفاق نیفتاده است، خاطرنشان کرد: این هفته نیز هفته تعطیلات مجلس است و نمایندگان در حوزه های انتخابیه خودحضور دارند ولی قرار بر این بوده که در دستور هیئت دولت طی یکی دو هفته آینده قرار گیرد.

نماینده مردم خلیل آباد، کاشمر و بردسکن در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: گزینه خاصی به صورت رسمی، جز آن افرادی که در فضای مجازی و ماهوره ای هست و آقای رزم حسینی گزینه وزارت کشور بودند که انصراف داده اند.

وی همچنین ادامه داد: معمول نیست که مجمع نمایندگان گزینه ای را معرفی کند و معمولاً این اجازه به قوه مجریه داده می شود که این انتخاب را انجام دهد و با هماهنگی مجمع نمایندگان این کار به سرانجام برسد.

بنیادی با اشاره به شاخصه های استاندار خراسان رضوی، اذعان کرد: استان خراسان رضوی با توجه به وسعت بالا و مشکلاتی که از گذشته های دور داشته و بخشی از آن را استاندار سابق خراسان رضوی به جلو بردند قطعاً در بحث توسعه ای و راه های دسترسی، راه آهن، استفاده بهینه از منابع و معادن، صنعت و... مشکلاتی وجود دارد و همه امکانات در مرکز استان متمرکز شده است.

وی با بیان اینکه در بحث گردشگری با این همه پتانسیلی که استان خراسان رضوی و به صورت شاخص شهر نیشابور و ترشیز و ... دارد چه ثروتی کسب شده است، عنوان کرد: گردشگری یکی از پتانسیل های اساسی خراسان رضوی است که تقریباً همه امکانات و برنامه ها در مشهد مقدس خلاصه شده است که استاندار بعدی باید در این زمینه و همچنین صادرات محصولات گام های اساسی بردارد.

عضو مجمع نمایندگان خراسان رضوی با تاکید بر اینکه یکی از مسیرهای حمایتی کشاورزان این است که بتوانیم زمینه صادرات محصولات کشاورزان را به کشورهای همسایه فراهم کنیم، تشریح کرد: با توجه به مرزهای طولانی که با کشورهای همسایه داریم باز هم خراسان رضوی به نظر آنچنان نتوانسته از این هم مرزی استفاده کند.

وی در پایان با بیان اینکه خراسان رضوی نیازمند یک چهره ملی با سابقه مدیریتی خیلی قوی و قدرت تصمیم گیری اجرایی است، خاطرنشان کرد: تصمیم هایی که از سمت استاندار گرفته می شود باید اجرایی شود و فقط در حد جلسه باقی نماند.

 

تاریخچه شهرستان کاشمر

کاشْمَر، مرکز شهرستان کاشمر، در شرق ایران و جنوب غربی استان خراسان رضوی و در حدود ۲۴۰ کیلومتری شهر مشهد قرار دارد. جمعیت این شهر بر پایهٔ نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی، برابر با ۹۰٬۲۰۰ نفر بود.[۲] کاشمر در حدود ۲۰۰ کیلومتری مشهد قرار دارد. از محصولات مهم این شهر می‌توان به زعفران، انواع مختلف انگور، کشمش، و فرش دستباف اشاره کرد.

در حال حاضر در کاشمر سه مرکز آموزش عالی شامل دانشگاه پیام نور کاشمر، دانشگاه آزاد اسلامی کاشمر و دانشگاه جهاد دانشگاهی کاشمر وجود دارد که پذیرای دانشجویان مختلفی هستند.

قالی‌بافی، زیلوبافی، گیوه بافی، تهیه پارچه‌های دست‌باف و بافتن چادرشب ابریشمی مهم‌ترین صنایع دستی این شهرستان را تشکیل می‌دهند. قالی بافی کاشمر چه از نظر کمیت و چه از نظر کیفیت دارای شهرت خاصی بوده است و عواید حاصلهٔ از ان بالاترین رقم اهالی را تشکیل می‌دهد. قالی و قالیچه بافت این شهرستان بیش‌تر پشمی و دارای طرح‌های کاشمری و کاشانی و نقش‌های زیرخاکی، لچک، ترنج، اسکیمی، تخت جمشید، درختی، سه کله (قالیچه)، چهار رقصی، طرح و ترکمنی (قالیچه) و گل‌توره‌ای (قالیچه) هستند. شهردار کنونی این شهر مهندس سید جعفر سلیمانی است که در پاییز ۹۲ با رای قاطع ۷ نفر از ۹ نفر عضو شورای چهارم شهر کاشمر برای چهار سال انتخاب شد.مهندس سید حسین حسینی یزدی رییس فعلی شورای شهر کاشمر نیز با هفت سال شهرداری، ازبین چهل و چهار شهردار کاشمر، بیشترین مدت زمان شهرداری در کاشمر و استان خراسان رضوی را داشته است. کاشمر چهارمین شهر زیارتی ایران است.

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

 
شهبانو فرح در کاشمر، ۲۰ آذر ۱۳۵۳

کاشمر و ترشیز پیشین، از گذشته‌های دور تا کنون دچار دگرگونی و تغییر نام شده‌است. در بررسی نام این شهر به بیش از بیست نام برخورد شده‌است که با یک جمع‌بندی می‌توان تمامی آن‌ها را در واژگان «کاشمر»، «ترشیز»، «بست» و «سلطان آباد» خلاصه کرد. به این ترتیب واژهٔ کشمر، که می‌تواند به معنای آغوش مادر گرفته شود، با گذشتن از شکل‌های کیشمر و کشمار، سرانجام به گونه کاشمر در آمده و در همین صورت بازمانده‌است. از سوی دیگر فرهنگ نگاران، کاشمر را گونه کامل شده «کاخجر»، «کاشخر» و «کاشغر» دانسته‌اند و بر این باورند، که «کاش» برگردانیده شده «کاج» است و «کاخجر»، یاد آور سرو بزرگ و سرشناس این سرزمین است. بنا بر روایتی در محلی که اکنون کاشمر خوانده می‌شود، بین گشتاسب کیانی و زرتشت پیامبر دیداری روی داده‌است. چون گشتاسب کیانی، دین بهی را پذیرفت، زرتشت نخستین آتشگاه خود را در قلمرو حکومت کیانی پی ریخت و در جلو در این آتشکده، درخت سروی را که تبار بهشتی داشت، با دست خویش کاشت تا همین سرو را بر ایمان شاه گواه بگیرد. بر هر برگ این سرو نام گشتاسب نقش بسته بود و چون درخت بالا گرفت، شاه نیز بر گرد سرو مینوی، تالار بزرگی ساخت تا نگهدار حرمت سرو باشد. کشمر در ۳۱ هـ. ق، به دست مسلمانان افتاد. پیروان زرتشت، که حاضر به پذیرش جزیه نبودند، در نیمه دوم سده ۸ م، در حالت جنگ و گریز، این ناحیه را ترک کردند و خود را به بندر جاسک، و دریای مکران (دریای عمان) رسانده سپس با گذشتن از دریای مکران به کرانه‌های گجرات، از جمله بندر سورات و بمبئی رفتند. خراسان، (از جمله ترشیز) در دو سه سده نخستین اسلام، بین امرای طاهری، چون رافع بن هرثمه (در گذشته ۲۸۴ هـ. ق) و امرای صفاری، مانند احمد بن عبدالله (کشته شده ۲۶۸ هـ. ق) و ابوطلحه منصور سرکب، دست به دست گشت. در سال ۴۳۸ هـ. ق، هنگامی که حسن صباح، پیشوای اسماعیلیان، در الموت استقرار یافت، دستیار مومن خویش، حسین قاینی را، که از پیش حکومت ترشیز و قهستان را داشت، به عنوان داعی به کاشمر فرستاد. در سال ۵۲۰ هـ. ق، وزیر سلطان سنجر سلجوقی، ترشیز را محاصره و چپاول کرد. ابن اثیر و یاقوت حموی، چیره گی اسماعیلیان را بر ترشیز، بین سال‌های ۵۲۰ تا ۵۳۰ هـ. ق، دانسته‌اند. لشکریان هلاکوخان نیز در تون و ترشیز چپاول و کشتار بسیار کردند. امیران قهستان و ملوک سیستان، گه گاه ترشیز را به قلمرو خود می‌افزودند. سربداران نیز حکومت خود را از جام تا دامغان و از خبوشان تا ترشیز، گسترش دادند و خواجه علی موید (۷۶۶- ۷۸۸ هـ. ق) نیز که آخرین آن‌ها بود، ولایت‌های قاین، طبس، ترشیز و قهستان را به قلمرو خود افزود و این جایگاه تا سال ۷۸۲ هـ. ق، که خواجه علی به تیمور لنگ پیوست، ادامه داشت. تیمور لنگ، ترشیز را در سال ۷۸۴ هـ. ق، به سازش گشود. از آن پس، شاهان و شاهزاده گان تیموری تا اوایل سده ۱۰ هـ. ق، ترشیز را در اختیار داشتند. آخرین آنان، یعنی سلطان حسین میرزا بایقرا، تا سال ۹۱۰ هـ. ق، خراسان را در دست داشت. پس از او چندی ازبک‌ها به رهبری محمد خان شیبانی، بر خراسان چیره شدند. از این زمان تا استقرار کامل صفوی، ترشیز را گاه حاکمان اوزبک و گاه سردارانی از طایفه‌های صفوی، چون شاملو و استاجلو، اداره می‌کردند. در اواخر حکومت شاه تهماسب، ترشیز در دست محمود خان صوفی اوغلی بود و در روزگار محمد شاه صفوی، نخست ترشیز را به همان محمود خان دادند، و سپس شاه علی سلطان افشار حاکم کاشمر گردید.

موقعیت جغرافیایی و ویژگی‌های طبیعی

شهرستان کاشمر با دو بخش مرکزی و کوه سرخ، و به مرکزیت شهر کاشمر مساحتی در حدود ۳۳۹۰ کیلومتر مربع از استان خراسان رضوی را اشغال نموده‌است. این شهرستان از غرب با خلیل‌آباد، از شمال و شمال غربی با نیشابور، سبزوار و بردسکن، از شرق و شمال شرقی با تربت حیدریه و از جنوب و جنوب غربی با گناباد هم جوار است. شهرستان کاشمر دارای دو منطقه کوهستانی کوه سرخ در شمال و ارتفاعات فغان بجستان در جنوب و منطقه‌ای کویری و خشک در غرب و جنوب و جلگه‌ای حاصلخیز در محدودهٔ حومه شهر و قصبات آن می‌باشد. از نظر آب و هوایی می‌توان گفت که کاشمر هر سه نوع آب و هوا را داراست چون مناطق شمالی شهرستان کوهستانی و سرد مناطق مرکزی معتدل و مناطق جنوبی به دلیل مجاورت با کویر لوت خشک و نیمه خشک است

زبان و گویش

مردم کاشمر به زبان فارسی و با گویش خراسانی و کاشمری صحبت میکنند .

ترشیز

نوشتار اصلی: ترشیز

تُرشیز بدین هیئت (به ضم حرف “ت”) به معنی شهر نیرومند (=تور-شیث اوستایی) یا به معنی شهر دارای چهار بخش (دژ) است چه به گفته حمدالله مستوفی شهر کوچک تُرشیز حصاری «بغایت حصین» دارد و دارای چهار قلعه مستحکم است؛ لذا به نظر می‌رسد هر دو معنی مذکور از این نام مستفاد میشده است و خود شهر تُرشیز در میان این چهار قلعه مستحکم آن قرار گرفته بوده، به ویژه اتکا به دژ دفاعی حصین کنار خود یعنی برداورد یعنی قلعه سنگی داشته است. اشاره تاریخ بیهق به جنگ میان ایرانیان و تورانیان در این منطقه مطابقت جزء تُر با تور=نیرومند را در اینجا نشان می‌دهد.
ناحیه و شهری که در قدیم در جنوب غربی مشهد در استان خراسان بود، امروزه ناحیه‌ای به نام ترشیز وجود ندارد و ویرانه‌های شهر در حدود پانزده کیلومتری جنوب غربی شهر خلیل‌آباد باقی است.

۱) ناحیه ترشیز. این ناحیه در منطقة تاریخی قُهستان / کوهستان، در جنوب رشته کوه سرخ که آن را از ولایت نیشابور جدا می‌کرد، قرار داشت و گاهی جزو ولایت نیشابور شمرده می‌شد. آبادیهای آن در شمال در کوهپایه و در جنوب در دشت قرار گرفته بود. از قسمتهای قدیمی آن بُست / پشت با دو شهر بُست و کُندُر بود. آبادی کندر امروزه مرکز دهستان ششطراز است و در حدود پانزده کیلومتری جنوب غربی شهر خلیل‌آباد قرار دارد (ایران. وزارت کشور، ص ۲۲؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۲، ص ۹۹). ویرانه‌های شهر بست نیز ظاهراً نزدیک آبادی فیروزآباد کنونی (در حدود هفده کیلومتری جنوب شرقی شهر برداَسکن *) واقع است (خسروی، ص ۱۱۴). در قرن چهارم، بست یکی از دوازده رستاق نیشابور شمرده می‌شد که درآمد سه منبر آن به اندازه درآمد مرو بود (مقدسی، ص ۳۱۷ـ ۳۱۸). بنا بر مطالب تاریخ بیهق (ص ۴۶۰)، جنگ میان منوچهر و افراسیاب در ناحیه بست بود و هر دو پادشاه پیش از جنگ در آنجا متوطن بودند.

به نظر می‌رسد که شهر و ناحیه ترشیز کمابیش مطابق با قسمتهایی از بخش خلیل‌آباد امروزی، در شهرستان کاشمر، باشد.

ناحیه ترشیز به گفته ابن اثیر (متوفی ۶۳۰) از «اعمالِ» (جزوِ) بیهق (ج ۱۰، ص ۳۹۲) و به گفته یاقوت حموی (ج ۳، ص ۵۳۴) از اعمال نیشابور بوده است. در نیمه اول قرن هشتم، حمداللّه مستوفی ترشیز را ولایتی در نیمروز ذکر کرده و گفته است که ترشیز گرمسیر است و حصاری «بغایت حصین» دارد، آب آن از کاریز تأمین می‌شود، روستاهای بسیار و غلات، انگور، انجیر و انار «بغایت نیکو» دارد و از آنجا غله و میوه به نیشابور و سبزوار و ولایات دیگر می‌برند، در آنجا ابریشم تولید می‌شود، قصبه آن ولایت، کِشمَر است و در قدیم در آن درختی سرو بوده، در کشمر هرگز زلزله نیامده است، و در ولایت ترشیز چند قلعه محکم وجود دارد (نزهة القلوب، ص ۱۴۳). ظاهراً در حمله تیمور به ایران (۷۸۲) یکی از قلعه‌های مستحکم ترشیز مقاومت کرده است. در جنبش سربداران (ح ۷۳۷ـ ۷۸۸)، بسطام و فرهادجِرد و نیشابور، از جمله ناحیه ترشیز، مدتی در دست سربداران بود (اسفزاری، بخش ۲، ص ۳۷۹؛ نیز رجوع کنید به دولتشاه سمرقندی، ص ۳۱۵). احتمالاً اهالی ترشیز که گرایشهای شیعی داشتند، بسهولت به آنان پیوستند. حافظ ابرو (متوفی ۸۳۳)، ترشیز را ناحیه‌ای بزرگ با قلعه‌ای محکم معرفی کرده و نوشته است که کشمش آن در جهان مشهور است (ج ۲، ص ۴۸). در ۹۹۲، در دورة صفوی، در آبادیِ سوسفیدِ ترشیز بین امرای قزلباش جنگ شد و در ۹۹۴، پس از اینکه هرات به دست ازبکان افتاد، عبدالمؤمن خان بلاد خراسان از جمله ترشیز و نیشابور را تسخیر کرد و در آنجا حکامی گماشت. در ۱۰۰۲ قشون قزلباش از ازبکان در ازغندِ (امروزه یکی از آبادیهای شهرستان تربت حیدریه) ترشیز شکست خوردند و اما در ۱۰۰۴، ازبکان از شاه عباس اول شکست سختی خوردند و از سبزوار و ترشیز به بلخ گریختند (اسکندر منشی، ج ۱، ص ۳۰۴، ج ۲، ص ۴۸۹، ۵۰۶ ـ۵۱۲، ۵۴۹). اعتمادالسلطنه (ج ۱، ص ۶۷۲ـ ۶۷۵) در دورة ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) نوشته است که ایالت ترشیز بلوکات آباد دارد، آلو بخارای آن به سراسر ایران و به خارج، و غوره آن به هندوستان صادر می‌شود، جمعیت آن حدود ۰۰۰، ۱۲ تن است و چهار طایفه عربِ لالوئی و میش مست و طاهری و مقصودی در آن به سر می‌برند. در اواخر دورة ناصرالدین شاه، کلنل مک گرگور (ج ۲، ص ۱۴۰) جمعیت ناحیه ترشیز را کمتر از ۰۰۰، ۲۰ تن تخمین زده است.

از نامدارانی که زادگاه آنان در ناحیه ترشیز بوده، می‌توان از صوفی و زاهد ایرانی، شیخ احمدِ جام * ملقب به ژنده پیل (۴۴۱ـ۵۳۶)، نام برد.

۲) شهر ترشیز، مرکز ناحیه ترشیز. محل دقیق آن روشن نیست؛ احتمالاً در محل ویرانه‌های کنار آبادی فیروزآباد بوده است (رجوع کنید به لسترنج، ص ۳۷۹، پانویس ۲). بنای شهر به گشتاسب بن لهراسب، پادشاه کیانی، منسوب است (هدایت، ذیل مادّه). حمداللّه مستوفی (همانجا) بنای آن را به بهمن بن اسفندیار نسبت داده است. به نوشته اصطخری (ص ۲۸۴) و ابن حوقل (ص ۴۵۶)، از مشرق ترشیز جاده‌ای به جنابذ (گناباد) امتداد داشت و به فاصله یک روز راه به کندر می‌رسید که نشان می‌دهد کندر در مشرق] یا شمال شرقی [ قرار داشته است.

بنا بر افسانه‌ای، گشتاسب پسر لهراسب با زردشت در ترشیز ملاقات کرد و کیش او را پذیرفت و طبق مطالب شاهنامه (ج ۶، ص ۶۸ـ۶۹) زردشت در آبادی کشمر درخت سروی را که از بهشت آورده بود، با دست خود کاشت. به نوشته ابوالحسن علی بن زید بیهقی (ص ۴۸۹)، «زرتشت فرمود دو درخت سرو بِکِشتَند، یکی در دیه کشمرِ طُرَیْثیث ] = ترشیز [ یکی در دیه فَریُومَد». در پی آن گشتاسب دستور داد تا همة نامداران، پیاده به زیارت سروِ کشمر بروند (فردوسی، ج ۶، ص ۷۰). ظاهراً گشتاسب آتشکده‌ای هم نزدیک ترشیز بنا کرده بود؛ امروزه ویرانه‌های قلعه‌ای به نام «آتشگاه» در حدود دوازده کیلومتری شمال غربی کاشمر کنونی دیده می‌شود (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۲، ص ۸۴). آبادی کشمر نیز در حدود چهارده کیلومتری شمال شرقی برداسکن قرار دارد (همان، ج ۴۲، ص ۸۷ ـ ۸۸).

در دورة اشکانیان، ترشیز به سبب قرار داشتن در مسیر نیشابور ـ قهستان اهمیت داشت. به نوشته حسن پیرنیا (ج ۳، ص ۲۱۸۵ـ ۲۱۸۶)، ترشیز در آن دوره از ولایات پارت شمرده می شده و ظاهراً در دورة ساسانیان نیز به سبب وجود آتشگاه کشمر و بویژه سرو کشمر، نزد زرتشتیان محترم بوده است.

بلاذری (ص ۳۹۱) نوشته است که عبداللّه بن عامر، بُشت (بست) را در دورة خلافت عثمان (۲۳ـ۳۵) گشود. ظاهراً در همین زمان ترشیز نیز به دست مسلمانان افتاد. در ۲۲۳، به نوشته ابوالحسن علی بن زید بیهقی، ترشیز به دست سپاهیان حمزة بن آذرک خارجی افتاد (ص ۷۴). به نوشته مؤلف حدودالعالم (ص ۹۰) در ۳۷۲، ترشیز و کندر و چند آبادی دیگر شهرکهایی از حدود کوهستان و نیشابور، با کشت و برز بسیار، بودند. ظاهراً ترشیز در قرن چهارم در اوج شکوفایی بوده، زیرا مقدسی در باره آن نوشته است که مسجد جامع آن پس از مسجد جامع دمشق از همه ثروتمندتر است، شهر ثروتمند و پاکیزه و زیباست و بارکده فارس و اصفهان و خزانه خراسان و بازار آن نوساز است (ص ۳۱۸).

ظاهراً از ویژگیهای اجتماعی شهر و ناحیه ترشیز تا اواخر قرن پنجم، گرایش مردم آن سامان به اسماعیلیه بوده است؛ به نوشته حمداللّه مستوفی (تاریخ گزیده، ص ۵۱۸ـ۵۱۹)، در ۴۸۳ حسین قاینی فرستاده حسن صباح، حاکم ترشیز شد. به نوشته ابن اثیر، در ۴۹۸ بسیاری از اسماعیلیه طریثیث (ترشیز) به سبب آشفتگی اوضاع، آنجا را ترک کردند و در ۵۲۰ ابونصر، وزیر سلطان سنجر، به آنجا لشکر کشید و بسیاری از اهالی آنجا را کشت (ج ۱۰، ص ۳۹۲ـ۳۹۳، ۶۳۱ـ۶۳۲). در ۵۴۶، چون امیر علاءالدین محمود بر ترشیز مسلط شد، دستور داد که به نام خلیفه عباسی بغداد، مقتفی لامراللّه، خطبه بخوانند. خطیب در جامع ترشیز چنین کرد، اهالی شورش کرده منبر را شکستند و خطیب را کشتند (ابن اثیر، ج ۱۱، ص ۱۵۱ـ۱۵۲؛ یاقوت حموی، ج ۳، ص ۵۳۵). در ۵۹۶، سلطان تکش خوارزمشاه قلعه ترشیز را چهار ماه محاصره کرد، اما کاری از پیش نبرد (رشیدالدین فضل اللّه، ج ۱، ص ۴۰۳). شهر ترشیز تا قبل از حمله مغولها هنوز آباد بود (رجوع کنید به بیهقی، ص ۴۲۸) اما با حمله چنگیزخان به ایران در اوایل قرن هفتم به دست آنان افتاد و مانند اغلب شهرهای خراسان رو به ویرانی نهاد (رجوع کنید به ادامه مقاله). در همین زمان، به نوشته یاقوت حموی (ج ۳، ص ۵۳۴ ـ ۵۳۵)، ترشیز از مراکز علما و فضلا شمرده می‌شد، باطنیه بر آن مسلط بودند و در آنجا کشتزار و املاک و قلعه داشتند. در ۶۵۱، هلاکوخان که برای برانداختن حکومت اسماعیلیان الموت وارد ایران شده بود، به خراسان آمد و در ترشیز قتل و تاراج کرد و اهالی آنجا را به اسارت برد (رشیدالدین فضل اللّه، ج ۲، ص ۹۸۱ـ۹۸۲).

در نیمه اول قرن هشتم، حمداللّه مستوفی در باره ترشیز نوشته است که شهر ترشیز کوچک و خراب است، اما مواضع (پیرامون) آن بغایت آباد است و قلعه‌های محکمی از جمله قلعه بردارود، قلعه میکال، قلعه مجاهدآباد و قلعه آتشگاه دارد (نزهة القلوب، ص ۱۴۳). به نوشته شرف الدین علی یزدی (ج ۱، ص ۲۵۱ـ۲۵۴)، در ۷۸۴ امیرتیمور به قلعه ترشیز حمله آورد و پس از جنگی سخت توانست محافظان قلعه را که غوری و از طایفه سدیدیان بودند، به تسلیم وادارد و چون محافظان شجاعانه جنگیده بودند، آنان را بخشید و به ماوراءالنهر فرستاد تا از حصارها و قلعه‌های ترکستان محافظت کنند. با وجود این، در ۸۰۷ سپاهیان امیرتیمور عده‌ای از اهالی ترشیز را کشتند (خوافی، ج ۳، ص ۱۵۸).

به نظر می‌رسد شهر ترشیز پس از ویران شدن به دست مغولها دیگر آباد نشد، و نام آن تا مدتها، تنها به ناحیه آن اطلاق می‌شد (رجوع کنید به لسترنج، همانجا؛ نیز رجوع کنید به ناحیه ترشیز). در دورة افشاریه (۱۱۴۸ـ۱۲۱۰)، حاکم ترشیز عبدالعلیخانِ میش مست (متوفی ۱۲۰۰)، شهر جدیدی احداث کرد که بهرامی (ص ۳۲۶) مکان آن را در حدود سی کیلومتری مشرق ویرانه‌های شهر تاریخی (فیروزآباد) دانسته و خسروی (ص ۵۸) آن را در حدود سه کیلومتری شمال شرقی آبادی مغان ضبط کرده است؛ این هر دو مکان کمابیش با شهر کنونی کاشمر، که مدتی ترشیز هم خوانده شده، مطابقت می‌کند.

رضا قلیخان هدایت (همانجا) در ۱۲۸۸، حاکم نشین ترشیز را ــ که ظاهراً باید ترشیز جدید (کاشمر کنونی) باشد ــ سلطانیه ضبط کرده است. بنابر مطالب مرآت البلدان (اعتمادالسلطنه، ج ۱، ص ۶۷۳)، در دورة ناصرالدین شاه، سلطان آباد ــ که شهر جدیدالاحداثِ ایالت ترشیز بود ــ حصار و برج و بارو داشت و از شهرهای معتبر ایران شمرده می‌شد. در اواخر دورة ناصرالدین شاه، کلنل گرگور در باره ترشیز نوشته است که نزدیکترین راه تهران ـ هرات از ترشیز می‌گذرد و محصولات انگور و انار ترشیز در سراسر ایران مشهور است (ج ۲، ص ۱۴۰). در تاریخ ۱۳۱۳/۰۵/۰۸ ه. ش نام ترشیز به نام یکی از روستاهای ناشناخته منطقه (کاشمر) انتقال یافت.[۳](فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۲، ص ۸۴؛ نیز رجوع کنید به کاشمر).

مشاهیر کاشمر

دکتر اعتضاد کاشمری

دکتر اعتضاد کاشمری فرزند حکیم‌باشی ترشیز یکی از ۱۰ دکتر طب نوین در ایران بود. در کاشمر وی را به نام دکتر اعتضاد هنوز به خاطر میاورند و محل زندگی وی به همین نام در کاشمر نامگذاری شده است.

میرزا عبدا.. خان-شهاب ترشیزی

میرزا عبدا.. خان متخلص به شهاب از شعرای توانای اواخر قرن دوازدهم و از پیروان سبک معروف به بازگشت ادبی در خراسان که بسال ۱۱۶۵ در روستای شفیع‌آباد بردسکن از توابع ترشیز (کاشمر) متولدشد. وی در عهد زندیه می‌زیست. تذکره نویسان وی را شیرین کلام، خوش طبع، استاد، فصیح، بلیغ و آگاه معرفی کرده‌اند. دوران کودکی اش در همین سرزمین به تحصیل علوم گذشت. آن طور که از اشعارش معلوم است در نجوم و خط و نقاشی و قلمدان سازی و نظایر آن دست داشته است. خط را نیکو نوشته و تعلیم خط نیز می داده است. زور گویی حکام باعث شد شهاب کاشمر را ترک کند و به هرات رود. در هرات به خدمت سلطان محمود (پسر تیمور شاه) در آمد. در سال ۱۱۹۸ دوباره به شهرهای یزد وکاشان، تهران و اصفهان سفر کرد و سر انجام به ترشیز بازگشت. غصب اموال وی توسط حاکم شهر هرات باعث شد که دوباره به هرات بر گردد. پس از مرگ تیمور و اختلاف بین پسرانش شهاب در سال ۱۲۱۲ به تربت حیدریه رفت و در سال ۱۲۱۶ در آنجا در گذشت. شعر شهاب بسیار محکم، روان و زیباست. او در انواع قصیده، غزل، قطعه و مثنوی به جد کار کرده است. کلیات شهاب را از ده هزار تا صد هزار بیت ذکر کرده‌اند لاکن خود شهاب آنها را بیست هزار بیت می‌داند. امروزه مجموعه سرودهای شهاب ۱۵۳۰۲ بیت است که احتمالاً پنج هزار بیت تا هزار بیت وی از میان رفته است. از جمله آثار او می‌توان به بهرام نامه، یوسف و زلیخا، خسرو و شیرین، عقد گوهر در علم نجوم، ملحد نامه، دیوان اشعار و مراد نامه اشاره کرد.

ظهوری ترشیزی، نورالدین محمد

(وف ۱۰۲۶ -۱۰۲۴ ق)، شاعر و نویسنده، متخلص به ظهوری. ملقب به ملک الشعراء. وی در قریهٔ جمند، از توابع ترشیز، به دنیا آمد. جوانیش به کسب ادب و دانش در خراسان گذشت، سپس به یزد رفت و در آنجا به شیوهٔ شاعری مشغول شد و با گروهی از اهل ادب معاشرت نمود در همان دیار با وحشی بافقی آشنایی و مصاحبت یافت. پس از آن چندگاهی به شیراز عزیمت کرد و در آنجا با درویش حسین سالک شیرازی، شاعر و نقاش و مذهب معروف، دوستی و ملازمت یافت. سپس قصد هند کرد و وارد دکن شد و در بیجاپور به درگاه عادل شاهیان رسید و ملازمت عادل‌شاه ابراهیم ثانی را یافت و او را مدح گفت. آشنایی ظهوری با ملک قمی هم در همین ناحیهٔ دکن و ظاهره در بیجاپور حاصل شد و به مواصلت ظهوری با دختر ملک انجامید و از آن پس دو شاعر با یکدیگر به سر بردند و در ایجاد بعضی اثرها با هم همکاری داشتند. ظهوری پس از چندی آهنگ حجاز کرد و در بازگشت به هند در احمدنگر پایتخت نظامشاهیان به خدمت عبدالحریم‌خان خانان رسید. وی در نظم و نثر دست داشت بطوری که در هند به شهرت رسید. از جمله آثارش: مجموعه منشآت به نامهای: «دیباچهٔ نورس»، که مقدمه‌ای است بر کتاب «نورس خیال» اثر ابراهیم عادل‌شاه؛ «گلزار ابراهیم»، در ستایش ابراهیم عادل‌شاه؛ «خوان خلیل»، که با مشارکت ملک قمی به نام ابراهیم عادل‌شاه تصنیف کرد؛ «پنج رقعه»؛ «دیوان» شعر؛ «ساقی‌نامه»، حدود چهار هزار و پانصد بیت که به نام برهان ثانی نظامشاه سرود.[۱] نورالدین محمد، ترشیزی شاعر مشهور اوایل قر. ۱۱ ه. (ف. ۱۰۲۵ ه. ق. / ۱۶۱۶ م) وی مدتی در خراسان و عراق و فارس به سر برد و با عمال و بزرگان و شاعران آن نواحی مصاحبت داشت و سپس به مکه و از آنجا در سال ۹۸۰ ه. ق. / ۱۵۷۲ م. به هند رفت و در آنجا کسب مقامات بلند کرد. دیوان ظهوری شامل مثنوی‌ها، قصیده‌ها و غزلهای بسیار است و سه دیباچه وی به نثر فارسی بر مجموعه‌های او (نورس، گلزار ابراهیم، خوان خلیل) به نام «سه نثر ظهوری» شهرت بسیار دارد و جزو کتب درسی هندوستان و پاکستان به شمار می‌رود، و بر آن شروحی نوشته‌اند. شهرت ظهوری در هند بیشتر از ایران است. برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

طوطی ترشیزی، شهاب‌الدین علی

(وف ۸۶۷ / ۸۶۶ ق)، شاعر و طبیب، متخلص به طوطی. وی از شاعران خراسان در عهد ابوالقاسم بابر تیموری و از نزدیکان امیر علیشیر نوایی به شمار می‌رفت. شهاب‌الدین علاوه بر مهارت در سخنوری از پزشکان معروف زمان خود به حساب می‌آمد. طوطی بیشتر ایام عمر خود را در هرات سپری کرد و در جوانی در همان سامان درگذشت. از آثار وی: «دیوان» شعر.

آهی ترشیزی

یکی از شاعران سده ۱۰ شمسی ایران بود. نام اصلی ولی سلطان قلی بیگ بود و وی از اهالی ترشیز در کاشمر در ناحیه خراسان بود. وی در شعر ابتدا به نرگسی و سپس به آهی تخلص می‌کرد. اشعار وی بیشتر غزل و حاوی مضامین عاشقانه است. «دیوان غزلها» و «ساقی نامه» دو کتاب شعر وی هستند که از آنها نامی باقی‌مانده است. آهی در سال ۹۲۷ هـ. ق در تبریز درگذشت اما از مکان دفن وی اطلاعی در دست نیست.

اهلی ترشیزی، یوسف

(وف ۹۳۴ ق)، شاعر. معروف به اهلی خراسانی، اهلی هروی و اهلی تورانی. اصلاً از اهالی تبریز بود، اما چون در ترشیز متولد شد به این نام مشهور است. به سبک هندی غزل می‌گفت. نخست از مداحان شاهرخ و سپس سلطان حسین بایقرا بود. دربارهٔ او گفته‌اند که رندی عاشق‌پیشه بود. سرانجام کارش به جنون کشید. پس از انقراض سلسلهٔ تیموریان به تبریز به دربار سلطان یعقوب رفت. چون در کمانداری بسیار زبردست بود جوانان تبریز از او مشق می‌گرفتند. در همان جا درگذشت. صاحب «ریحانة الادب» زندگی‌نامهٔ او را در دو مدخل جداگانه تحت عنوان اهلی ترشیزی و اهلی خراسانی ذکر کرده، در حالی که این دو یک شخصیت هستند. آثار وی: «دیوان شعر» مشتمل بر ۳۵۰۰ بیت غزلیات عاشقانه؛ «تحفة السلطان فی مناقب النعمان»، منظومه‌ای به نام شاهرخ تیموری که ترجمهٔ کتاب «المواهب الشریفه فی مناقب ابن حنیفه» تألیف امام ابوالحسن بیهقی دانشمند معروف قرن ششم است.

سرشناسان

  • احمد بلوکیان نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ کاشمر، بردسکن و خلیل‌آباد و کوهسرخ در دورهٔ سوم و هفتم مجلس شورای اسلامی بوده‌است.
  • دکتر محمدرضا خباز استاندار استان سمنان
  • دکترمحمد خزاعی سفیر و نماینده سابق ایران در سازمان ملل متحد و نماینده مردم رشت در دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی، معاون وزیر اقتصاد و دارایی
     
  • محمد خزاعی
  • دکتر غلامرضا انصاری عضو دوره چهارم شورای شهر تهران، نماینده دوره چهارم مجلس شورای اسلامی مشهد،استاندار سابق استان مازندران،سفیر ایران در بریتانیا ، روسیه،ترکمنستان و هندوستان، ریاست سابق سازمان بهزیستی
  • سید حسن رسولی استاندار سابق خراسان و لرستان، فرماندار سابق زاهدان ، معاون اسبق وزیر کشور و سخنگوی ستاد دکتر محمد رضا عارف و رییس بنیاد باران
  • محمد سلامتی دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ، وزیر کشاورزی دولت‌های رجایی، باهنر، مهدوی کنی و دولت اول میرحسین موسوی و نماینده دوره سوم مجلس شورای اسلامی تهران
  • ابوالقاسم یعقوبی نماینده ولی فقیه در استان خراسان شمالی و امام جمعه بجنورد
  • دکترغلامعلی بسکی پدر طبیعت ایران و خیّر(بزرگ شده بردسکن)
  • محمد خزاعی تهیه کننده
  • فریدون جیرانی کارگردان تلویزیونی و منتقد سینمایی
  • ستاره اسکندری بازیگر(اصالتا کاشمری)
  • لاله اسکندری بازیگر (اصالتا کاشمری)
  • علی‌رضا فغانی داور بین المللی فوتبال
  • فاطمه اختصاری شاعر ایرانی
     
  • حسن عابدینی
  • عبدالوهاب اقبال شهردار مشهد و استاندار کرمان و تولیت حرم فاطمه معصومه در قم
  • علی رحمانی نخستین مدیرعامل شرکت بورس اوراق بهادار تهران و مدیرعامل و بزرگترین سهامدار شرکت نیکی گستر
  • محمدصادق فرمان ریاست انجمن استان خراسان
  • محمدصادق سعیدی کاشمری از علما، محققان، مفسران و لغت شناسان معاصر خراسان
  • منوچهر اقبال نخست وزیر ایران
  • مجتبی عبدالله‌نژاد نویسنده و مترجم ایرانی
  • احمد طاوسی شاعر و ترانه سرا

هنرهای سنتی و صنایع دستی

در مناطق مختلف شهرستان کاشمر مشاغل سنتی و هنرهای دستی هنوز تا حدودی رواج دارد. اما در میان آنها بافت قالی به ویژه در روستاها از اهمیت به سزایی برخوردار است. قالی کاشمر به واسطه مرغوبیت در بافت، نقشه و رنگ یکی از قالی‌های به نام منطقه خراسان رضوی می‌باشد. از جمله مشاغل سنتی در شهرستان کاشمر می‌توان به مسگری، نجاری و آهنگری اشاره کرد. گلیم بافی، حصیربافی، گیوه دوزی و بافت قالیچه نیز از سایر صنایع دستی و هنرهای سنتی این شهرستان به شمار می‌آید.

سوغات و ره آورد سفر

در شهرستان کاشمر نیز بخشی از فراورده‌های صنایع دستی می‌توانند جزو سوغات این شهرستان محسوب شوند که از میان آنها می‌توان به قالی ” گیوه‌های کاشمری، انواع حصیرها و گلیم‌های الوان اشاره نمود. اما مهمترین فراورده و سوغات کاشمر با توجه به فراوانی باغات انگور در این منطقه کشمش است که به سراسر ایران صادر شده و پس از آن زعفران و انار نیز که کاشت آن در سالیان اخیر متداول گشته جزو سوغات این شهر به شمار می‌روند.

جاذبه‌های طبیعی

  • پارک جنگلی سید مرتضی

در جوار آستان مقدسه سید مرتضی پارک جنگلی زیبایی به همین نام احداث گردیده که از سالها پیش و بویژه از یکی دو دهه گذشته که طرح توسعه مجموعه سیاحتی- زیارتی سید مرتضی با امکانات مختلفی از قبیل زائر سرا، آشپزخانه، پارک امکانات سرگرم‌کننده و بازار به مرحله اجرا درآمده‌است.

  • یخدان فروتقه

از جمله یادمان‌های تاریخی کاشمر یخدانی است به نام فروتقه که در ابتدای راه روستایی به همین نام قرار دارد. این اثر به عنوان عظیم‌ترین یخدان کاشمر، در دوره قاجار ساخته شده‌است.

  • یخچال طبیعیی بند قرا

در حدود ۷ کیلومتری روستای بند قرا، یخچال طبیعی و بی نظیری قرار دارد که در تمام فصول سال پر یخ است. تا همین چند سال پیش هنوز اهالی روستاهای مجاور که از نعمت برق برخوردار نبودند، یخ مورد نیاز خود را از آن تامین می‌کردند.

  • آبشار و آبگرم معدنی کریز

این پدیده طبیعی در حاشیه جاده آسفالته کریز به ریوش در فاصله ۱۵ کیلومتری شهر ریوش و به فاصله ۳ کیلومتری روستای کریز واقع گردیده و دارای آبگرم معدنی با خاصیت‌های درمانی است. در حاشیهٔ این مکان نیز دره بسیار با رودخانه‌ای پرآب، چشمه سارهای آب سرد شیرین و گوارا وجود دارد. به اعتقاد کارشناسان، این آبگرم معدنی از نظر وجود مواد شیمیایی در رتبه بالاتری از آبگرم فردوس قرار دارد.

  • روستای هدف، منطقه نمونه گردشگری کوهسرخ

کوهسرخ به دلیل تنوع آب و هوایی و تفاوت ارتفاع این منطقه دارای پوشش گیاهی گوناگون و نسبتاٌ مطلوبی از جمله طاق و گز در نواحی بیابانی، زرشک وحشی در نواحی کوهستانی و گیاهان دارویی مانند گون، ریواس، خارشتری (ترنجبین)، آویشن، گل زنیا، بومادران، گل گاوزبان و… است. همچنین این محدوده دارای روستاهای زیبا با بافت قدیمی و کوهپایه‌ای و پلکانی شکل نیز می‌باشد که نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند.

آثار باستانی

  • خرابه‌های ارگ قدیم

در قرون و سده‌های پیش، ترشیز به شکل قلعه‌ای مستحکم با حصار و بارویی نفوذ ناپذیر، ساکنان خود را از گزند یاغیان و مهاجمان مصون می‌داشت. اگرچه امروزه از آن دژ و ارگ حصین اثر برجای نمانده‌است اما خرابه‌های برجای مانده یادآور عظمت این شهر در دوره قاجار است. این بقایا با بادگیری که پس از ده‌ها سال همچنان بر فراز آن خودنمایی می‌کند در ضلع شمال غربی میدان مرکزی شهر کاشمر قرار دارد.

  • قلعه گبر حصار

ویرانه‌های موسوم به قلعه گبر حصار در شمال شرق روستای خضر بیک بخش کوهسرخ در حدود ۲۷ کیلومتری شمال غرب ریوش واقع شده و از جمله مناطقی است که از دیرباز مسکن و ماوای اسلاف اهالی کاشمر بوده‌است. بنابر شواهد، این قلعه از سده دوم تا پنجم هجری مورد استفاده قرار گرفته‌است.

  • کاروانسرای حاج کاظم مدرسی

این کاروانسرا در خیابان مدرس واقع شده و بنای آن متعلق به اوایل دوران پهلوی است. مساحت این مکان حدوداٌ ۳۰۰۰ متر مربع و دارای ۱۲ حجره برای استفاده تجاری می‌باشد. در منظر رو به خیابان این کاروانسرا فضاهایی به صورت انبار و حجره ایجاد شده‌است.

 
آرامگاه مدرس
  • آرامگاه سیدحسین مدرس

بنای باشکوهی که پیکر شهید مدرس را در میان گرفته در سال ۱۳۶۳ شمسی به جای مقبره کوچک قبلی و در میان باغ وسیع و محصوری ساخته شده‌است. سید حسن مدرس از سادات طباطبایی قمشه اصفهان و از رجال روحانی و سیاسی دوره مشروطیت بود. وی در سال ۱۲۸۷ ش در یکی از روستاهای اردستان به دنیا آمد و بعدها به دوره دوم مجلس شورای ملی راه یافت. در سال ۱۳۰۷ ش به خواف و سپس به کاشمر تبعید گردید. این عالم ربانی سرانجام در سال ۱۳۱۶ ش در این شهر کشته شد. بنای آرامگاه که از یک گنبد فیروزه‌ای گنبد خانه مرکزی و چهار ایوان و به اسلوب معماری عصر صفوی بنیان گردیده‌است.

  • مدرسه علمیه حاج سلطان العلماء

از جمله مدارس علمیه شهر کاشمر، بنایی است موسوم به مدرسه حاج سلطان العلماء واقع در ابتدای خیابان امام این شهر که در سال ۱۳۳۰ ه. ق ساخته شده‌است. بنای مدرسه دارای صحن مرکزی بوده و از چهار طرف توسط حجره‌های دو طبقه و دو ایوان شمالی و جنوبی محصور شده‌است. فضای معماری مدرسه در مجموع با ایجاد ۴۰ اتاق مخصوص اقامت طلاب، مطبخ، ایوان شمالی و جنوبی، بادگیر، مدرس و… به عنوان یکی از مدارس علمیه معروف و مطرح کاشمر شناخته می‌شود.

  • مسجد جامع کاشمر

این بنا در مرکز شهر واقع شده و به استناد کتیبه آن حدود سال ۱۲۱۳ ه. ق روزگار حکمرانی عبدالعلی خان و مصطفی قلی خان میش مست همزمان با سلطنت فتحعلی شاه قاجار بنا گردیده‌است. مسجد جامع دارای بنایی ساده و با شکوه، صحن، ایوان، شبستان ستون دار و غرفه‌های پیرامون صحن می‌باشد. در اطراف صحن مسجد چندین غرفه آجری ساده و در ضلع جنوبی آن ایوانی با تزئینات مقرنس و دو شبستان ستون دار واقع شده‌است. محراب و ایوان مسجد با کاشی معرق مزین گشته‌است.

 
سیدحمزه
  • باغمزار (بقعه امامزاده سید حمزه)

بقعه و بارگاهی که با زیربنای ۲۰۰۰ متر مربع مشتمل بر گنبدخانه، گلدسته‌ها، رواق‌ها و… در محل باغمزار بنا شده منسوب به مدفن سید حمزه بن موسی بن جعفر است. بنا بر شواهد این مکان در دوران صفویه بنیان گردیده و در دوره‌های مختلف از جمله در سال‌های اخیر مرمت و کاشی کاری و بناهایی نیز به آن افزوده شده‌است. ساختمان و بارگاه امامزاده مشتمل بر تزیینات آن از جمله کاشیکاری‌ها، آیینه کاری‌ها و… می‌باشد که در سال ۱۳۹۹ ه. ق به این مجموعه الحاق شده‌است.

 
سیدمرتضی
  • بنای امامزاده سید مرتضی

مجموعه ابنیه جدیدالاحداث واقع در ۵ کیلومتری شمال کاشمر به مزار و بقعه سید مرتضی برادر امامزاده سید حمزه و علی بن موسی الرضا منسوب می‌باشد. به استناد تواریخ کهن، وی در سده دوم هجری توسط امویان در همین مکان شهید و به خاک سپرده شد. امروزه این آستان مقدسه با زیربنای تقریبی ۱۸۰۰ متر مربع دارای بنای اصلی شامل یک ایوان ورودی کاشیکاری شده با دو مأذنه در طرفین ایوان و گنبدی فیروزه‌ای رنگ بر فراز آن می‌باشد. بنای فعلی در سال ۱۳۹۹ ه. ق توسط واقف خیر مهندس فتحی ساخته شده‌است. این مکان همه روزه پذیرای خیل زائرین سید مرتضی است.

زلزله بزرگ کاشمر

داده‌های مهلرزه‌ای، نشانگر ویرانی کاشمر (ترشیز) بر اثر زمین لرزه ۲۵ سپتامبر ۱۹۰۳ (با بزرگای ۵/۹MS=) و تربت حیدریه به سبب زمین لرزه ۲۵ مه ۱۹۲۳ کاج درخت (با بزرگای ۵/۸MS=) در راستای گسل بزرگ کویر (درونه) می‌باشند، هرچند که گواه کاملاً مشخصی دال بر آن که این دو زمین لرزه با جنبش این ساختار بنیادی همراه بوده باشد، در دست نیست.

اماکن تاریخی، آثار باستانی و گردشگری

  • آرامگاه سید حسن مدرس
 
مزار پیر قوژد
  • آرامگاه سید مرتضی ابن موسی الکاظم
  • آرامگاه حمزه ابن موسی کاظم
  • مسجد جامع کاشمر
  • آسیاب‌های آبی قوژد از اواخر دوره صفویه(تپه‌های جنوب قوژد)
  • مزار پير قوژد مدفن محمد صالح ترشيزي و محمد جعفر ترشیزی
  • بقایای قلعه ریگ از دوران سلجوقیان در ۲ کیلومتری جنوب قوژد
  • قبرستان دشت تل آباد در دو کیلومتری جنوب قوژد مربوط به هزاره اول قبل از میلاد
  • بقایای تپه باستانی کندر
  • قلعه دختر و پسر در ریوش و کوهسرخ
  • آسیاب‌ها و آثار موجود در دامنه کمر باغدشت
  • گورستان گبرها در قراچه کوهسرخ
  • قلعهٔ آتشگاه
  • خرابه‌های ارگ قدیم شهر
  • پارک جنگلی سید مرتضی
  • آبگرم معدنی کریز
  • کاروانسرای حاج کاظم مدرسی
  • مدرسه علمیه حاج سلطان العلما

 

معرفی اجمالی شهرستان بردسکن

شهرستان بردسکن در حاشیه شمالی کویر نمک قرار دارد که از شمال به شهرستان سبزوار ، از جنوب به شهرستانهای گناباد ، فردوس ، طبس ( استان یزد ) و از شرق به شهرستان خلیل آباد وبخش کوهسرخ  شهرستان کاشمر و از طرف غرب به شهرستان شاهرود (بیارجمند ) و اراضی کویر منتهی میگردد.
وسعت این شهرستان 40/7117 کیلومتر مربع که 37/1 مساحت استان خراسان را در بر گرفته است بیشتر اراضی آن خشک وکویری است و فاصله شهر بردسکن با نزدیکترین شهر یعنی خلیل آباد 28 کیلومتر ،کاشمر 45کیلومتر و با مرکز استان 270 کیلومتر است که فاصله این شهرستان با مرکز تهران 950 کیلومتر می باشد لازم به توضیح است
آب و هوای بردسکن به علت واقع شدن در نوار بیابانی ایران و تحت تأثیر کویر که در غرب این منطقه واقع شده گرم و خشک است ناحیه مورد نظر در کناره کویر نمک واقع گردیده است.

تقسیمات کشوری:
شستان بردسکن تا سال 1374 بردسکن بخشی از شهرستان کاشمر بوده و به لحاظ موقعیت اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی منطقه و به موجب مصوبه شماره 4489/ت 14298 به تاریخ 14/4/1374 هیأت محترم دولت بخش بردسکن به شهرستان ارتقاء یافت و در مهر ماه سال 1374 فرمانداری آن شروع به کار نمود0 این شهرستان دارای سه بخش مرکزی، انابد و شهر آباد ، سه شهر ،شش دهستان67 روستای بالای بیست خانوار و 114 آبادی دارای سکنه است که بر اساس سرشماری سال 1390 ، جمعیت کل شهرستان 72626 نفر بوده که تعداد 34101  نفر در مناطق شهری و 38469 نفر در مناطق روستایی شهرستان استقرار دارند.

در بعد فرهنگی:
       شهرستان بردسکن 284 شهید ،45 آزاده ، 222 جانباز بالای 25 درصد و 508 جانباز زیر 25 درصد تقدیم انقلاب نموده است. شهرستان بردسکن دارای دو دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور می باشد.
شهرستان بردسکن دارای دو حوزه علمیه برداران و خواهران می باشد . این شهرستان دارای 61 کانون فرهنگی و هنری می باشد که تقریبا 50 درصد مساجد شهرستان را شامل می شود.همجنین نشریه دوهفته نامه خورشید خراسان  (ندای بردسکن) با گسترده توزیع استانی وماهنامه نوبهار با گسترده توزیع شهرستانی و ماهنامه ماهان ترشیز با گسترده توزیع در شهرستانهای بردسکن ، کاشمر و خلیل آباددر شهرستان فعالیت دارند.

منابع آبی شهرستان بردسکن:
قنوات چاههای کشاورزی چشمه سارها رودخانه ها جمع کل
151 340 82 2 575
 
 در بعد اقتصادی و کشاورزی:
شهرستان بردسکن دارای 3100 هکتار باغ انار- 9500هکتار باغ پسته –1300 هکتار باغ انگور- 180 هکتار انجیر- 1700 هکتار پنبه–3350 هکتار زعفران و کسب رتبه های اول و دوم استان در تولید محصولات  کشاورزی می باشد.اقتصاد مردم شهرستان برپایه کشاورزی و دامپروری است که قریب به 85 درصد مردم به این حرفه اشتغال دارند.علاوه براین شهرستان بردسکن با داشتن 50 محله عشایری دومین شهر عشایر نشین استان است.

در حوزه صنعت و معدن:
شهرک صنعتی با مساحت 147 هکتار در 15 کیلومتری بردسکن واقع شده است که 37 هکتار آن به صاحبان صنایع واگذار شده است . شهرستان دارای واحدهای معدنی مس، طلا و سنگ آهن و ...... می‌باشد.

 

 


شهرستان بردسکن در حاشیه شمالی کویر نمک قرار دارد که از شمال به شهرستان سبزوار ، از جنوب به شهرستانهای گناباد ، فردوس ، طبس ( استان یزد ) و از شرق به شهرستان خلیل آباد وبخش کوهسرخ  شهرستان کاشمر و از طرف غرب به شهرستان شاهرود (بیارجمند ) و اراضی کویر منتهی میگردد.
وسعت این شهرستان 40/7117 کیلومتر مربع که 37/1 مساحت استان خراسان را در بر گرفته است بیشتر اراضی آن خشک وکویری است و فاصله شهر بردسکن با نزدیکترین شهر یعنی خلیل آباد 28 کیلومتر ،کاشمر 45کیلومتر و با مرکز استان 270 کیلومتر است که فاصله این شهرستان با مرکز تهران 950 کیلومتر می باشد لازم به توضیح است
آب و هوای بردسکن به علت واقع شدن در نوار بیابانی ایران و تحت تأثیر کویر که در غرب این منطقه واقع شده گرم و خشک است ناحیه مورد نظر در کناره کویر نمک واقع گردیده است.

تقسیمات کشوری:
شستان بردسکن تا سال 1374 بردسکن بخشی از شهرستان کاشمر بوده و به لحاظ موقعیت اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی منطقه و به موجب مصوبه شماره 4489/ت 14298 به تاریخ 14/4/1374 هیأت محترم دولت بخش بردسکن به شهرستان ارتقاء یافت و در مهر ماه سال 1374 فرمانداری آن شروع به کار نمود0 این شهرستان دارای سه بخش مرکزی، انابد و شهر آباد ، سه شهر ،شش دهستان67 روستای بالای بیست خانوار و 114 آبادی دارای سکنه است که بر اساس سرشماری سال 1390 ، جمعیت کل شهرستان 72626 نفر بوده که تعداد 34101  نفر در مناطق شهری و 38469 نفر در مناطق روستایی شهرستان استقرار دارند.

در بعد فرهنگی:
       شهرستان بردسکن 284 شهید ،45 آزاده ، 222 جانباز بالای 25 درصد و 508 جانباز زیر 25 درصد تقدیم انقلاب نموده است. شهرستان بردسکن دارای دو دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور می باشد.
شهرستان بردسکن دارای دو حوزه علمیه برداران و خواهران می باشد . این شهرستان دارای 61 کانون فرهنگی و هنری می باشد که تقریبا 50 درصد مساجد شهرستان را شامل می شود.همجنین نشریه دوهفته نامه خورشید خراسان  (ندای بردسکن) با گسترده توزیع استانی وماهنامه نوبهار با گسترده توزیع شهرستانی و ماهنامه ماهان ترشیز با گسترده توزیع در شهرستانهای بردسکن ، کاشمر و خلیل آباددر شهرستان فعالیت دارند.

منابع آبی شهرستان بردسکن:
قنوات چاههای کشاورزی چشمه سارها رودخانه ها جمع کل
151 340 82 2 575
 
 در بعد اقتصادی و کشاورزی:
شهرستان بردسکن دارای 3100 هکتار باغ انار- 9500هکتار باغ پسته –1300 هکتار باغ انگور- 180 هکتار انجیر- 1700 هکتار پنبه–3350 هکتار زعفران و کسب رتبه های اول و دوم استان در تولید محصولات  کشاورزی می باشد.اقتصاد مردم شهرستان برپایه کشاورزی و دامپروری است که قریب به 85 درصد مردم به این حرفه اشتغال دارند.علاوه براین شهرستان بردسکن با داشتن 50 محله عشایری دومین شهر عشایر نشین استان است.

در حوزه صنعت و معدن:
شهرک صنعتی با مساحت 147 هکتار در 15 کیلومتری بردسکن واقع شده است که 37 هکتار آن به صاحبان صنایع واگذار شده است . شهرستان دارای واحدهای معدنی مس، طلا و سنگ آهن و ...... می‌باشد.

 

 

زعفران کاشمر

زعفران 

Bildergebnis für ‫مجتبی عبدالله نژاد‬‎

 

مجتبی عبدالله‌ نژاد نویسنده و مترجم آثار آگاتا کریستی، صبح ۱۵ آذر دچار ایست قبلی شد و در چهل و هشت سالگی دار فانی را وداع گفت.
زنده‌یاد عبدالله‌نژاد متولد سال ۱۳۴۸در شهرستان کاشمر بود. وی که آثار زیادی از ادبیات انگلیسی‌زبان و از نویسندگان شهیری مانند دونا روزنبرگ، مایکل تالبوت، آگاتا کریستی، جک هیگینز و سال بلو، ترجمه و به مخاطبان ایرانی عرضه کرده بود، دستی هم در حوزه تحقیق و پژوهش ادبی داشت که کتاب �گفتگو با مسعود سعد سلمان� از آن جمله است؛ تلفیقی از کار تخیلی با کار پژوهشی. از او یک مجموعه شعر هم به نام �آوازهای ماه و معادله‌های ریاضی� به جا مانده است.
تسلیت معاون فرهنگی وزیر ارشاد
معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور پیامی درگذشت مجتبی عبدالله‌نژاد را تسلیت گفت.
مشروح پیام جوادی به این شرح است:
�بسم الله الرحمن الرحیم
بازگشت همه به سوی خداوند مهربان است. خبر درگذشت ناگهانی مرحوم مجتبی عبدالله نژاد موجب تاثر و تاسف شد.
ترجمه‌های روان او از آثار ادبی و نیز تالیفات و پژوهش‌های ادبی آن مرحوم برای تمامی علاقه مندان به کتاب مورد استفاده و مفید بوده است.
مرحوم عبدالله نژاد در طول عمر نه چندان طولانی خود آثار شاخص و مفیدی خلق کرد که تعدادی از آن‌ها هنوز منتشر نشده است. این ضایعه را به خانواده محترم عبدالله نژاد و تمامی اصحاب فرهنگ به ویژه به فعالان حوزه ادبیات تسلیت گفته و از خداوند متعال برای آن مرحوم مغفرت و برای بازماندگان صبر مسئلت می کنم.�

کوهسرخ کاشمر

جاهای دیدنی کاشمر ، ترشیز و شهر تاریخ و تمدن

بازدید شهبانو فرح دیبا از امامزاده حمزه کاشمر

انگور کاشمر، برترین محصول دنیا

  •  

انگور کاشمر، برترین محصول دنیا

انگور

ترشیز، منطقه‌ای که بسیاری از محصولات آن به خصوص انگور و کشمش برندی جهانی دارند. همه ساله این فصل از سال که می‌رسد کشورها و شهرهای بسیاری چشم انتظار این محصول بسیار ارزشمند منطقه هستند.

به گزارش ایسنا، کاشمر و خلیل آباد که به عنوان یک منطقه توانمند در عرصه تولید کشمش و انگور در کشور مطرح هستند پتانسیل بسیار بالایی در این حوزه داشته و دارند به طوریکه وجود بسیاری از این باغات موجب شده بود کاشمر در گذشته شهره شربت خانه خراسان را داشته باشد.

وجود نزدیک به 10 هزار هکتار باغات انگور در منطقه کاشمر و خلیل‌آباد و کشت بیش از 48 نوع رقم انگور در این دو شهرستان موجب شده یکی از قطب‌های مهم تولید انگور و کشمش در کشور و حتی دنیا به حساب آید.

کشمش سبز قلمی کاشمر برندی جهانی

در همین خصوص مدیر جهاد کشاورزی کاشمر در گفت‌وگو با ایسنا گفت: شهرستان کاشمر با داشتن 3300 هکتار سطح زیر کشت باغات انگور و تولید حدود 90 هزار تن در سال رتبه دوم استان را از نظر میزان تولید بعد از خلیل‌آباد به خود اختصاص داده است.

سید ابوالقاسم موسوی با اشاره به اینکه اکنون 23 نوع رقم انگور در کاشمر کشت می‌شود، اظهار کرد: در حال حاضر به دلیل محدودیت منابع آبی 95 درصد ارقامی که کشت می‌شوند پیکامی و عسکری بوده که برای کشمش کردن مناسب هستند.

وی با اعلام اینکه این نوع کشمش بازار پسندی زیادی به خصوص از نظر ماندگاری ندارد، بیان کرد: در این راستا با کمک مرکز تحقیقات کشاورزی استان خراسان و ایستگاه تحقیقات کشاورزی کاشمر مقرر شده از طریق کشت بافت 120 نوع رقم انگور دیگر را در استان و ایستگاه تحقیقات این شهرستان کشت و به مرور به کشاورزان معرفی کنیم.

مدیر جهاد کشاورزی کاشمر با بیان اینکه این ارقام انگور علاوه بر کم آب طلب بودن ماندگاری بیشتری برای تازه خوری داشته، در برابر بیماری‌ها و آفات و خشکسالی مقاوم بوده و از نظر اقتصادی نیز به نفع کشاورز است، عنوان کرد: اکنون 30 درصد انگور کاشمر به مصرف تازه خوری و 70درصد دیگر تبدیل به کشمش می‌شود.

وی میزان کشمش تولیدی امسال را 15 هزار و 750 تن اعلام کرد و افزود: با توجه به اینکه امسال مشکلاتی از نظر آفات و بیماری‌ها نداشتیم تولید کشمش از نظر علکمرد در واحد سطح و تولید کل افزایش داشته است.

موسوی کیفیت کشمش کاشمر به خصوص در دهستان پائین ولایت را بسیار مطلوب ارزیابی کرد و گفت: کشمشی که اکنون تولید می‌شود بیشتر از نوع طلایی و مقداری هم سبز است.

مدیر جهاد کشاورزی کاشمر با اشاره به اینکه برخی از کشمش‌های تولیدی پس از ثلث و بسته بندی به کشورهای مجاور صادر می‌شوند، عنوان کرد: به رغم اینکه در بیشتر روستای  بخش مرکزی انگور کشت می‌شود اما روستاهای زنده جان، کسرینه، حاجی آباد، محمدیه و سرحوضک در پائین ولایت از بهترین نوع انگور از نظر کیفیت و کمیت برخوردار هستند.

وی کیفیت انگور در روستاهای بالا از جمله رزق آباد، فرگ، تربقان، فدافن و فروتقه را پائین تر دانست و اضافه کرد: به رغم اینکه برداشت انگور در شهرستان آغاز شده اما برای کشمش از اواخر مرداد و شهریور ماه برداشت صورت می گیرد.

موسوی با بیان اینکه رقم ترکمن که بسیار برای شهرستان رقم خوبی است طی چند ساله گذشته ترویج شده و هم اکنون 70 هکتار در کاشمر کشت شده و به بهره‌برداری رسیده است، بیان کرد: این نوع رقم انگور از نظر درآمد برای کشاورزان بسیار سودآوری دارد.

مدیر جهادکشاورزی کاشمر با بیان اینکه برندی که برای کشمش منطقه کاشمر، خلیل‌آباد و بردسکن معرفی شده کشمش سبز قلمی کاشمر است که در سطح دنیال شناخته شده است، اظهار کرد: کشمش سبز قلمی کاشمر یک برند جهانی است.

موسوی با تاکید براینکه باید از این برند به بهترین نحو استفاده کرد، به وضعیت صادرات این محصول اشاره کرد و گفت: به رغم اینکه صادرات بستگی به روابط ما با کشورهای دنیا دارد اما کشمش منطقه به کشورهای جنوب حوزه خلیج فارس، افغانستان و پاکستان صادر می‌شود.

وی با اعلام اینکه بیش از دو سوم کشمش کاشمر که بیش از ده هزار تن است صادر می‌شود، اظهار کرد: بیشتر انگور کاشمر مصرف داخلی داشته به طوریکه بیش از 23 هزار تن آن به شهرهای مختلفی از جمله تهران، مشهد و بسیاری شهرهای دیگر ارسال می‌شود.

موسوی در ادامه قیمت انگور و کشمش امسال را مطلوب ارزیابی کرد و اضافه کرد: اگر قیمت‌ها به همین منوال باشد برای کشاورز به صرفه است.

مدیر جهاد کشاورزی کاشمر با اشاره به اینکه اکنون قیمت هر کیلو کشمش 20 تا 25 هزار تومان و انگور 1500 تومان است، از وجود سه کارخانه فعال در صنایع بسته بندی خبر داد و عنوان کرد: این کارخانه پس از اینکه از نظر کیفیت کشمش را درجه بندی کرده باتوجه به نیاز بازار به کشورهای مختلف صادر می‌کنند.

وی در ادامه با اعلام اینکه در هر هکتار حدود 27 تن برداشت انگور داریم، ادامه داد: واسطه‌هایی که بیشتر با بخش کشاورزی به خصوص انگور ارتباط دارند شناخته شده بوده و فروش انگور و کشمش را برای کشاورزان تسهیل می کنند.

موسوی با بیان اینکه نمی‌توان گفت واسطه ها باید حذف شوند، اضافه کرد: از سویی افرادی هستند که بدون آشنایی، بدون اینکه مسائل اقتصادی برایشان مطرح باشد و یا علم این کار را داشته باشند وارد این حوزه می‌شوند که برای کشمش و انگور شهرستان خطر بزرگی محسوب می‌شود.

وی با اشاره به خاموشی مستمر چاه‌ها براثر قطع برق گفت: هر روز یک تا 1.5 ساعت با قطعی برق مواجه هستیم که در تنش آبی محصولات کشاورزی از جمله انگور تاثیر داشته است.

موسوی با اعلام اینکه قطعی های برق موجب افزایش مدار شده به طوریکه از 12 روز به 13 روز افزایش یافته است، بیان کرد: قطعی‌های برق در دانه بندی و ریزش و کیفیت انگور تاثیر بسیاری داشته است.

مدیرجهادکشاورزی کاشمر اظهار کرد: هرچند خسارت وارد شده از نظر ریالی برآورده نشده اما به ده درصد محصول انگور منطقه نیز خسارت وارد شده است.

امارات و روسیه مهمترین مشتریان انگور خلیل‌آباد

اکنون انگور و کشمش شهرستان خلیل‌آباد به کشورهای عراق، امارات، روسیه و اوکراین صادر می‌شود و به اذعان بسیاری از بازرگانان بزرگ کشور کیفیت محصول انگور این شهرستان در دنیا بی نظیر است.

در همین خصوص مدیر جهاد کشاورزی خلیل‌آباد در گفت‌وگو با ایسنا، با اعلام اینکه کشمش منطقه نه تنها در کشور بلکه در جهان کم نظیر است، عنوان کرد: روش تولید، اقلیم، میزان قند، کیفیت و قیمت محصول انگور خلیل‌آباد موجب شده این محصول در دنیا کم نظیر باشد.

مجید طاهرپور با بیان اینکه اکنون 25 رقم انگور در خلیل‌آباد کشت می‌شود که مهمترین آن‌ها ارقام عسکری و پیکامی هستند، اظهار کرد: لعل، ریش بابا، صاحبی، رزقی، یاقوتی، فخری، مسکه، طرقی، خلیلی و سرقی از دیگر  ارقام انگور در این شهرستان هستند.

مدیر جهاد کشاورزی خلیل‌آباد با اشاره به اینکه هرچند دو هفته از برداشت انگور نمی‌گذرد اما تاکنون 300 تن به کشورهای روسیه، اوکراین و عراق، 475 تن به  داخل کشور صادارت داشته‌ایم، اضافه کرد: بدون شک میزان صادرات تا پایان برداشت به 5 برابر افزایش خواهد یافت.

وی با اعلام اینکه در دو سال  قبل به داخل و خارج کشور 20 هزار تن صادارت انگور داشته‌ایم، گفت: برداشت انگور تا شهریورماه ادامه دارد.

طاهرپور با اشاره به اینکه امسال پیش بینی برداشت 180 هزار تن انگور را داریم، خاطرنشان کرد: حدود 70 درصد محصول انگور تبدیل به کشمش و 30 درصد دیگر به مصرف تازه خوری می‌رسد.

وی با بیان اینکه کشورهای امارات و روسیه مهمترین مشتریان کشمش خلیل‌آباد هستند، ادامه می‌دهد: انگور منطقه را از نظر کیفیت فقط تجار و صادرکنندگان خبره به خوبی می شناسند.

مدیر جهاد کشاورزی خلیل‌آباد با اشاره به اینکه هنوز انگور خلیل‌آباد را عموم نمی شناسند و یا به نام کاشمر شهرت دارد، گفت: اکنون 2000 هکتار از زمین‌های کشاورزی منطقه زیر کشت محصولات زراعی و 16 هزار هکتار زیر کشت محصولات باغی هستند که مهمترین آنها با 6000 هکتار مربوط به انگور است.

وی در ادامه با بیان اینکه هرچند قطب تولید انگور در استان هستیم اما از نبود صنایع تبدیلی رنج می‌بریم، تصریح کرد: تلاش می‌کنیم تا چند ماه آینده دو کارخانه صنایع تبدیلی تکمیلی را در شهرستان راه اندازی کنیم.

طاهرپور با اعلام اینکه این دو کارخانه در روستای دهنو و شهر کندر راه اندازی می‌شوند، اظهار می‌کند: اکنون به دنبال جذب سرمایه گذار و بخش خصوصی هستیم.

وی با بیان اینکه احداث کارخانه صنایع تبدیلی سودآوری بسیاری خواهد داشت، می‌گوید: به رغم کیفیتی که انگور خلیل‌آباد دارد اما تاکنون به خوبی معرفی نشده است.

مدیر جهاد کشاورزی خلیل‌آباد با اشاره به اینکه به دلیل نبود صنایع تبدیلی کشاورزان مجبور به خام فروشی محصول هستند، اظهار کرد: اگر صنایع تبدیلی باشد محصول را به بهترین قیمت و مناسب‌ترین زمان روانه بازار خواهیم کرد.

با وجود اینکه بزرگترین باغ های انگور استان و حتی کشور در این منطقه قرار دارد ایجاد سندیکای انگور و کشمش در این شهرستان خواهد توانست موجب نرخ گذاری قیمت این محصول بر اساس هزینه‌های انجام شده و تاثیرگذاری آن در استان و حتی کشور باشد و حتی در صادرات نیز موفق‌تر عمل کنند.

هرچند کاشمر و خلیل‌آباد بهترین و مرغوب ترین انگور و کشمش جهان را دارد و حتی کشمش خلیل آباد ثبت ملی شده اما هنوز در سیستم بسته بندی، بازاریابی، صادرات و فرآوری با مشکلاتی مواجه هستیم و این موجب شده از نظر اقتصادی با مشکل مواجه باشیم.

قطعأ به ‌دلیل نوع ‌آب و هوایی در این مناطق و پرورش ارقام مختلف انگور، فرآوری و نگهداری این محصول، نیازمند توجه و حمایت بیشتر است. بدون شک راه اندازی پژوهشکده انگور در منطقه می‌تواند بسیاری از مشکلات پیش روی باغداران را مرتفع کند.

 

ترشیز همان بردسکن حالیه است

 

 ترشیز همان بردسکن حالیه است

ترشیز همان بردسکن حالیه است

تُرشیز بدین هیئت به ضم حرف ت به معنی شهر نیرومند تور شیث اوستایی یا به معنی شهر دارای چهار بخش دژ است چه به گفته حمدالله مستوفی شهر کوچک تُرشیز حصاری «بغایت حصین » دارد و دارای چهار قلعه مستحکم است

تُرشیز بدین هیئت (به ضم حرف "ت") به معنی شهر نیرومند (=تور-شیث اوستایی) یا به معنی شهر دارای چهار بخش (دژ) است چه به گفته حمدالله مستوفی شهر کوچک تُرشیز حصاری «بغایت حصین » دارد و دارای چهار قلعه مستحکم است. لذا به نظر میرسد هر دو معنی مذکور از این نام مستفاد میشده است و خود شهر تُرشیز در میان این چهار قلعه مستحکم آن قرار گرفته بوده، به ویژه اتکا به دژ دفاعی حصین کنار خود یعنی برداورد یعنی قلعه سنگی داشته است. اشاره تاریخ بیهق به جنگ میان ایرانیان و تورانیان در این منطقه مطابقت جزء تُر با تور=نیرومند را در اینجا نشان میدهد. حمدالله مستوفی میگوید ترشیز شهری گرمسیری است. بنابراین آن به معنی شهر تر و مرطوب هم نیست. نام شهر بُست به معنی محل میوه های نیکو با شهرک خلیل آباد (شهر انگور و انگور خلیلی/خلوقی) مطابق است و شهرک کندر منطقه اکنون نیز وجود دارد. حمدالله مستوفی کاشمر را نیز جدا از ترشیز بیان میکند. بنابراین شهری که در منطقه برای مطابقت با تُرشیز می ماند همان بردسکن حالیه است. بر این اساس معنی نام برد سکن باید ربطی با تُرشیز داشته باشد. با این راهنمایی باید برد را به معنی فارسی و کُردی آن یعنی سنگ و سکن را به معنی عربی آن یعنی دژ دفاعی بگیریم. یعنی در مجموع نام بردسکن به معنی دارای دژ دفاعی حصین و سنگی است. حمدالله مستوفی یکی از چهار قلعه اطراف شهر نیمه ویران تُرشیز را بردارود آورده است که باید در اصل برداورد یعنی دژ سنگی باشد که به این اصلاحیه نام آن مطابق و مترادف با همان بردسکن حالیه می گردد. حمدالله مستوفی اسامی سه دژ دیگر شهر تُرشیز را میکال، مجاهدآباد و آتشگاه آورده است که اکنون اثری از نام ایشان در حوالی بردسکن نمی بینیم. لذا مستوفی سهو نموده که چهار دژ مذکور را نه متعلق به خود شهر شهر بلکه از آنِ ولایت تُرشیز گمان کرده است. چه خود مفهوم اصلی تُرشیز یعنی "چهار محل" گویای قرار گرفتن آن محلها و دژها در در داخل شهر بوده است.

در دایرة المعارف اسلامی (فرهنگ دبا) چنین اطلاعاتی از ترشیز جمع آوری شده است.

تُرشیز (یا طُرثیت / تُرشیش ) ، ناحیه و شهری که در قدیم در جنوب غربی مشهد در استان خراسان بود، امروزه ناحیه ای به نام ترشیز وجود ندارد و ویرانه های شهر در حدود پانزده کیلومتری جنوب غربی شهر خلیل آباد * باقی است .

۱) ناحیه ترشیز. این ناحیه در منطقه تاریخی قُهستان * / کوهستان ، در جنوب رشته کوه سرخ که آن را از ولایت نیشابور جدا می کرد، قرار داشت و گاهی جزو ولایت نیشابور شمرده می شد. آبادیهای آن در شمال در کوهپایه و در جنوب در دشت قرار گرفته بود. از قسمتهای قدیمی آن بُست / پشت با دو شهر بُست و کُندُر بود. آبادی کندر امروزه مرکز دهستان ششطراز است و در حدود پانزده کیلومتری جنوب غربی شهر خلیل آباد قرار دارد (ایران . وزارت کشور، ص ۲۲؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۲، ص ۹۹). ویرانه های شهر بست نیز ظاهراً نزدیک آبادی فیروزآباد کنونی (در حدود هفده کیلومتری جنوب شرقی شهر برداَسکن *) واقع است (خسروی ، ص ۱۱۴). در قرن چهارم ، بست یکی از دوازده رستاق نیشابور شمرده می شد که درآمد سه منبر آن به اندازه درآمد مرو بود (مقدسی ، ص ۳۱۷ـ ۳۱۸). بنا بر مطالب تاریخ بیهق (ص ۴۶۰)، جنگ میان منوچهر و افراسیاب در ناحیه بست بود و هر دو پادشاه پیش از جنگ در آنجا متوطن بودند.

به نظر می رسد که شهر و ناحیه ترشیز کمابیش مطابق با قسمتهایی از بخش خلیل آباد امروزی ، در شهرستان کاشمر، باشد.

ناحیه ترشیز به گفته ابن اثیر (متوفی ۶۳۰) از «اعمالِ» (جزوِ) بیهق (ج ۱۰، ص ۳۹۲) و به گفته یاقوت حموی (ج ۳، ص ۵۳۴) از اعمال نیشابور بوده است . در نیمه اول قرن هشتم ، حمداللّه مستوفی ترشیز را ولایتی در نیمروز ذکر کرده و گفته است که ترشیز گرمسیر است و حصاری «بغایت حصین » دارد، آب آن از کاریز تأمین می شود، روستاهای بسیار و غلات ، انگور، انجیر و انار «بغایت نیکو» دارد و از آنجا غله و میوه به نیشابور و سبزوار و ولایات دیگر می برند، در آنجا ابریشم تولید می شود، قصبه آن ولایت ، کِشمَر است و در قدیم در آن درختی سرو بوده ، در کشمر هرگز زلزله نیامده است ، و در ولایت ترشیز چند قلعه محکم وجود دارد ( نزهة القلوب ، ص ۱۴۳). ظاهراً در حمله تیمور به ایران (۷۸۲) یکی از قلعه های مستحکم ترشیز مقاومت کرده است . در جنبش سربداران (ح ۷۳۷ـ ۷۸۸)، بسطام و فرهادجِرد و نیشابور، از جمله ناحیه ترشیز، مدتی در دست سربداران بود (اسفزاری ، بخش ۲، ص ۳۷۹؛ نیز رجوع کنید به دولتشاه سمرقندی ، ص ۳۱۵). احتمالاً اهالی ترشیز که گرایشهای شیعی داشتند، بسهولت به آنان پیوستند. حافظ ابرو (متوفی ۸۳۳)، ترشیز را ناحیه ای بزرگ با قلعه ای محکم معرفی کرده و نوشته است که کشمش آن در جهان مشهور است (ج ۲، ص ۴۸). در ۹۹۲، در دوره صفوی ، در آبادیِ سوسفیدِ ترشیز بین امرای قزلباش جنگ شد و در ۹۹۴، پس از اینکه هرات به دست ازبکان افتاد، عبدالمؤمن خان بلاد خراسان از جمله ترشیز و نیشابور را تسخیر کرد و در آنجا حکامی گماشت . در ۱۰۰۲ قشون قزلباش از ازبکان در ازغندِ (امروزه یکی از آبادیهای شهرستان تربت حیدریه ) ترشیز شکست خوردند و اما در ۱۰۰۴، ازبکان از شاه عباس اول شکست سختی خوردند و از سبزوار و ترشیز به بلخ گریختند (اسکندر منشی ، ج ۱، ص ۳۰۴، ج ۲، ص ۴۸۹، ۵۰۶ ـ۵۱۲، ۵۴۹). اعتمادالسلطنه (ج ۱، ص ۶۷۲ـ ۶۷۵) در دوره ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) نوشته است که ایالت ترشیز بلوکات آباد دارد، آلو بخارای آن به سراسر ایران و به خارج ، و غوره آن به هندوستان صادر می شود، جمعیت آن حدود ۰۰۰ ، ۱۲ تن است و چهار طایفه عربِ لالوئی و میش مست و طاهری و مقصودی در آن به سر می برند. در اواخر دوره ناصرالدین شاه ، کلنل مک گرگور (ج ۲، ص ۱۴۰) جمعیت ناحیه ترشیز را کمتر از ۰۰۰ ، ۲۰ تن تخمین زده است .

از نامدارانی که زادگاه آنان در ناحیه ترشیز بوده ، می توان از صوفی و زاهد ایرانی ، شیخ احمدِ جام * ملقب به ژنده پیل (۴۴۱ـ۵۳۶)، نام برد.

۲) شهر ترشیز، مرکز ناحیه ترشیز. محل دقیق آن روشن نیست ؛ احتمالاً در محل ویرانه های کنار آبادی فیروزآباد بوده است ( رجوع کنید به لسترنج ، ص ۳۷۹، پانویس ۲). بنای شهر به گشتاسب بن لهراسب ، پادشاه کیانی ، منسوب است (هدایت ، ذیل مادّه ). حمداللّه مستوفی (همانجا) بنای آن را به بهمن بن اسفندیار نسبت داده است . به نوشته اصطخری (ص ۲۸۴) و ابن حوقل (ص ۴۵۶)، از مشرق ترشیز جاده ای به جنابذ (گناباد) امتداد داشت و به فاصله یک روز راه به کندر می رسید که نشان می دهد کندر در مشرق [یا شمال شرقی] قرار داشته است.

بنا بر افسانه ای ، گشتاسب پسر لهراسب با زردشت در ترشیز ملاقات کرد و کیش او را پذیرفت و طبق مطالب شاهنامه (ج ۶، ص ۶۸ـ۶۹) زردشت در آبادی کشمر درخت سروی را که از بهشت آورده بود، با دست خود کاشت . به نوشته ابوالحسن علی بن زید بیهقی (ص ۴۸۹)، «زرتشت فرمود دو درخت سرو بِکِشتَند، یکی در دیه کشمرِ طُرَیْثیث [= ترشیز] یکی در دیه فَریُومَد». در پی آن گشتاسب دستور داد تا همه نامداران ، پیاده به زیارت سروِ کشمر بروند (فردوسی ، ج ۶، ص ۷۰). ظاهراً گشتاسب آتشکده ای هم نزدیک ترشیز بنا کرده بود؛ امروزه ویرانه های قلعه ای به نام «آتشگاه » در حدود دوازده کیلومتری شمال غربی کاشمر کنونی دیده می شود ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ۴۲، ص ۸۴). آبادی کشمر نیز در حدود چهارده کیلومتری شمال شرقی برداسکن قرار دارد (همان ، ج ۴۲، ص ۸۷ ـ ۸۸).

در دوره اشکانیان ، ترشیز به سبب قرار داشتن در مسیر نیشابور ـ قهستان اهمیت داشت . به نوشته حسن پیرنیا (ج ۳، ص ۲۱۸۵ـ ۲۱۸۶)، ترشیز در آن دوره از ولایات پارت شمرده می شده و ظاهراً در دوره ساسانیان نیز به سبب وجود آتشگاه کشمر و بویژه سرو کشمر، نزد زردشتیان محترم بوده است .

بلاذری (ص ۳۹۱) نوشته است که عبداللّه بن عامر، بُشت (بست ) را در دوره خلافت عثمان (۲۳ـ۳۵) گشود. ظاهراً در همین زمان ترشیز نیز به دست مسلمانان افتاد. در ۲۲۳، به نوشته ابوالحسن علی بن زیدبیهقی ، ترشیز به دست سپاهیان حمزه بن آذرک خارجی افتاد (ص ۷۴). به نوشته مؤلف حدودالعالم (ص ۹۰) در ۳۷۲، ترشیز و کندر و چند آبادی دیگر شهرکهایی از حدود کوهستان و نیشابور، با کشت و برز بسیار، بودند. ظاهراً ترشیز در قرن چهارم در اوج شکوفایی بوده ، زیرا مقدسی در باره آن نوشته است که مسجد جامع آن پس از مسجد جامع دمشق از همه ثروتمندتر است ، شهر ثروتمند و پاکیزه و زیباست و بارکده فارس و اصفهان و خزانه خراسان و بازار آن نوساز است (ص ۳۱۸).

ظاهراً از ویژگیهای اجتماعی شهر و ناحیه ترشیز تا اواخر قرن پنجم ، گرایش مردم آن سامان به اسماعیلیه بوده است ؛ به نوشته حمداللّه مستوفی ( تاریخ گزیده ، ص ۵۱۸ـ۵۱۹)، در ۴۸۳ حسین قاینی فرستاده حسن صباح ، حاکم ترشیز شد. به نوشته ابن اثیر، در ۴۹۸ بسیاری از اسماعیلیه طریثیث (ترشیز) به سبب آشفتگی اوضاع ، آنجا را ترک کردند و در ۵۲۰ ابونصر، وزیر سلطان سنجر، به آنجا لشکر کشید و بسیاری از اهالی آنجا را کشت (ج ۱۰، ص ۳۹۲ـ۳۹۳، ۶۳۱ـ۶۳۲). در ۵۴۶، چون امیر علاءالدین محمود بر ترشیز مسلط شد، دستور داد که به نام خلیفه عباسی بغداد، مقتفی لامراللّه ، خطبه بخوانند. خطیب در جامع ترشیز چنین کرد، اهالی شورش کرده منبر را شکستند و خطیب را کشتند (ابن اثیر، ج ۱۱، ص ۱۵۱ـ۱۵۲؛ یاقوت حموی ، ج ۳، ص ۵۳۵). در ۵۹۶، سلطان تکش خوارزمشاه قلعه ترشیز را چهار ماه محاصره کرد، اما کاری از پیش نبرد (رشیدالدین فضل اللّه ، ج ۱، ص ۴۰۳). شهر ترشیز تا قبل از حمله مغولها هنوز آباد بود ( رجوع کنید به بیهقی ، ص ۴۲۸) اما با حمله چنگیزخان به ایران در اوایل قرن هفتم به دست آنان افتاد و مانند اغلب شهرهای خراسان رو به ویرانی نهاد ( رجوع کنید به ادامه مقاله ). در همین زمان ، به نوشته یاقوت حموی (ج ۳، ص ۵۳۴ ـ ۵۳۵)، ترشیز از مراکز علما و فضلا شمرده می شد، باطنیه بر آن مسلط بودند و در آنجا کشتزار و املاک و قلعه داشتند. در ۶۵۱، هلاکوخان که برای بر انداختن حکومت اسماعیلیان الموت وارد ایران شده بود، به خراسان آمد و در ترشیز قتل و تاراج کرد و اهالی آنجا را به اسارت برد (رشیدالدین فضل اللّه ، ج ۲، ص ۹۸۱ـ۹۸۲).

در نیمه اول قرن هشتم ، حمداللّه مستوفی در باره ترشیز نوشته است که شهر ترشیز کوچک و خراب است ، اما مواضع (پیرامون ) آن بغایت آباد است و قلعه های محکمی از جمله قلعه بردارود، قلعه میکال ، قلعه مجاهدآباد و قلعه آتشگاه دارد ( نزهة القلوب ، ص ۱۴۳). به نوشته شرف الدین علی یزدی (ج ۱، ص ۲۵۱ـ۲۵۴)، در ۷۸۴ امیرتیمور به قلعه ترشیز حمله آورد و پس از جنگی سخت توانست محافظان قلعه را که غوری و از طایفه سدیدیان بودند، به تسلیم وادارد و چون محافظان شجاعانه جنگیده بودند، آنان را بخشید و به ماوراءالنهر فرستاد تا از حصارها و قلعه های ترکستان محافظت کنند. با وجود این ، در ۸۰۷ سپاهیان امیرتیمور عده ای از اهالی ترشیز را کشتند (خوافی ، ج ۳، ص ۱۵۸).

به نظر می رسد شهر ترشیز پس از ویران شدن به دست مغولها دیگر آباد نشد، و نام آن تا مدتها، تنها به ناحیه آن اطلاق می شد ( رجوع کنید به لسترنج ، همانجا؛ نیز رجوع کنید به ناحیه ترشیز). در دوره افشاریه (۱۱۴۸ـ۱۲۱۰)، حاکم ترشیز عبدالعلیخانِ میش مست (متوفی ۱۲۰۰)، شهر جدیدی احداث کرد که بهرامی (ص ۳۲۶) مکان آن را در حدود سی کیلومتری مشرق ویرانه های شهر تاریخی (فیروزآباد) دانسته و خسروی (ص ۵۸) آن را در حدود سه کیلومتری شمال شرقی آبادی مغان ضبط کرده است ؛ این هر دو مکان کمابیش با شهر کنونی کاشمر، که مدتی ترشیز هم خوانده شده ، مطابقت می کند.

رضا قلیخان هدایت (همانجا) در ۱۲۸۸، حاکم نشین ترشیز را ــ که ظاهراً باید ترشیز جدید (کاشمر کنونی ) باشد ــ سلطانیه ضبط کرده است . بنابر مطالب مرآت البلدان (اعتماد السلطنه ، ج ۱، ص ۶۷۳)، در دوره ناصرالدین شاه ، سلطان آباد ــ که شهر جدیدالاحداثِ ایالت ترشیز بود ــ حصار و برج و بارو داشت و از شهرهای معتبر ایران شمرده می شد. در اواخر دوره ناصرالدین شاه ، کلنل گرگور در باره ترشیز نوشته است که نزدیکترین راه تهران ـ هرات از ترشیز می گذرد و محصولات انگور و انار ترشیز در سراسر ایران مشهور است (ج ۲، ص ۱۴۰). در ۱۳۱۲ ش ، نام ترشیز به کاشمر تغییر یافت (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۲، ص ۸۴؛ نیز رجوع کنید به کاشمر*).

علی مفرد

منابع : ابن اثیر؛ ابن حوقل ؛ معین الدین محمد اسفزاری ، روضات الجنّات فی اوصاف مدینة هرات ، چاپ محمدکاظم امام ، تهران ۱۳۳۸ـ۱۳۳۹ ش ؛ اسکندر منشی ؛ اصطخری ؛ اعتمادالسلطنه ؛ ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی همراه با مراکز ، تهران ۱۳۷۹ ش ؛ بلاذری ؛ تقی بهرامی ، جغرافیای کشاورزی ایران ، تهران ۱۳۳۳ ش ؛ علی بن زید بیهقی ، کتاب تاریخ بیهق ، چاپ کلیم اللّه حسینی ، حیدرآباد ۱۹۶۸؛ حسن پیرنیا، ایران باستان ، یا، تاریخ مفصّل ایران قدیم ، تهران ۱۳۶۹ ش ؛ عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، تاریخ حافظ ابرو ، ج ۲: بخش جغرافیای خراسان ، چاپ کرافولسکی ، ویسبادن ۱۹۸۲؛ حدودالعالم ؛ حمداللّه مستوفی ، تاریخ گزیده ؛ همو، نزهة القلوب ؛ محمدرضا خسروی ، تاریخ کاشمر ، مشهد ۱۳۷۲ ش ؛ احمدبن محمد خوافی ، مجمل فصیحی ، چاپ محمود فرخ ، مشهد ۱۳۳۹ـ۱۳۴۱ ش ؛ دولتشاه سمرقندی ، تذکره الشعراء دولتشاه سمرقندی ، چاپ محمد عباسی ، تهران ؟[ ۱۳۳۷ ش] ؛ رشیدالدین فضل اللّه ؛ شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه : تاریخ عمومی مفصّل ایران در دوره تیموریان ، چاپ محمد عباسی ، تهران ۱۳۳۶ ش ؛ ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامه ، ج ۶، چاپ م . ن . عثمانوف ، مسکو ۱۹۶۷؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ۴۲: کاشمر، تهران : سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح ، ۱۳۶۳ ش ؛ گی لسترنج ، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، تهران ۱۳۶۴ ش ؛ مقدسی ؛ چارلز متکاف مک گرگور، شرح سفری به ایالت خراسان و شمال غربی افغانستان در ۱۸۷۵ ، ج ۲، ترجمه اسداللّه توکلی طبسی ، مشهد ۱۳۶۸ ش ؛ رضاقلی بن محمدهادی هدایت ، کتاب فرهنگ انجمن آرای ناصری، چاپ سنگی تهران ۱۲۸۸، چاپ افست [بی تا.]؛ یاقوت حموی.

خسرو خسروی

کاشمر لغت‌نامه دهخدا

 
     

    کاشمر لغت‌نامه دهخدا

     
       

      روزی که ترشیز، کاشمر شد


      مرداد ۱۳۱۳ نام شهر تاریخی ترشیز به کاشمر تبدیل شد. طی سده‌های پیش از حمله مغول، ترشیز شهرکی به شکل قلعه‌ای مستحکم با حصار و بارویی نفوذناپذیر، به‌عنوان پایگاهی نظامی برای منطقه ربع نیشابور و مرکز آن نیشابور به شمار می‌آمده ‌است. موقعیت این شهرک در حال حاضر دقیقا مشخص نیست و هیچ اثری از آن باقی نمانده‌است. گای لسترنج در کتاب «جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی» شهرک ترشیز را در یک منزلی غرب کندر نزدیک دهکده کنونی عبدل‌آباد دانسته‌است. نزدیک ترشیز دهستانی به نام کشمیر بوده که امروزه کاشمر نامیده می‌شود. حمدالله مستوفی در نزهة القلوب در باره ترشیز گوید: از اقلیم چهارم است... بهمن بن اسفندیار ساخت. شهری کوچک است و گرمسیر و حصاری به غایت حصین دارد و آب آن از کاریز است و دیه‌های بسیار دارد و ارتفاعات نکو و غلات بسیار و میوه‌های خوب و انگور و انجیر و انار به غایت نیکو باشد. ابریشم حاصل شود و همه نوع ارتفاع دارند. کشمیر در آن ولایت قصبه ‌است.

      مرداد ۱۳۱۳ نام شهر تاریخی ترشیز به کاشمر تبدیل شد. طی سده‌های پیش از حمله مغول، ترشیز شهرکی به شکل قلعه‌ای مستحکم با حصار و بارویی نفوذناپذیر، به‌عنوان پایگاهی نظامی برای منطقه ربع نیشابور و مرکز آن نیشابور به شمار می‌آمده ‌است. موقعیت این شهرک در حال حاضر دقیقا مشخص نیست و هیچ اثری از آن باقی نمانده‌است. گای لسترنج در کتاب «جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی» شهرک ترشیز را در یک منزلی غرب کندر نزدیک دهکده کنونی عبدل‌آباد دانسته‌است. نزدیک ترشیز دهستانی به نام کشمیر بوده که امروزه کاشمر نامیده می‌شود. حمدالله مستوفی در نزهة القلوب در باره ترشیز گوید: از اقلیم چهارم است... بهمن بن اسفندیار ساخت. شهری کوچک است و گرمسیر و حصاری به غایت حصین دارد و آب آن از کاریز است و دیه‌های بسیار دارد و ارتفاعات نکو و غلات بسیار و میوه‌های خوب و انگور و انجیر و انار به غایت نیکو باشد. ابریشم حاصل شود و همه نوع ارتفاع دارند. کشمیر در آن ولایت قصبه ‌است.                            

      تاریخچه شهرستان کاشمر

        کاشمر طی چند هزار سال قدمت ، به نام های متفاوتی خوانده شده است . بنای آن را به بهمن پسر اسفندیار و نوه گشتاسب نسبت داده اند. نام اصلی آن ترشیز است و جغرافیانویسان اسلامی به صورت طرثیث و ترشیش و … ضبط کرده اند و سابقاً نام دیگر آن بوشت و بست بوده است. در سال ۴۸۳ هنگامی که حسن صباح پیشوای نزاریان ایرانی در الموت استقرار یافت ، دستیار خود حسین قاینی را که از پیش حکومت قهستان و ترشیز را داشت، به عنوان داعی به ترشیز اعزام کرد ، وی در دعوت مردم به نهضت نزاری حسن صباح توفیق زیادی به دست آورد . تعداد زیاد قلعه های جنگی در سرتاسر قهستان که در نام های محلی به نام قلعه دختر و قلعه ملاحده موسومند ، حکایت از این امر دارد . آثار باستانی و مزارها کاشمر دارای آثار تاریخی فراوانی است . مهمترین آنها عبارتند از : بقایای تپه باستانی کندر در قریه کندر ، سد قدیمی منتسب به عضدالدوله در شمال قریه کشمر ، آثار باقیمانده سد شاهی و قلعه دختر و قلعه پسر در ریوش و کوهسرخ ، آسیاها و آثار موجود در دامنه کمر باغدشت و گورستان گبرها در قراچه کوهسرخ . غار آتشگاه قلعه ای قدیمی و غاری تاریخی معروف به غار آتشگاه از دیدنی های روستای سرحوضک در ۱۳ کیلومتری شمال غرب کاشمر است . روستای نامق این روستا در میان ارتفاعات کاشمر واقع شده است ، بنای آن را برخی قدیمی تر از نیشابور می دانند . زادگاه شیخ احمد جام نامقی در میان بادامستانی که محل اولیه نامق است ، قرار گرفته و مربوط به ۸۰۰ سال پیش است. قبر شیخ ابوالحسن که از عرفای معروف دوره خود بوده و پدر شیخ احمد نامقی است در نزدیکی روستا قرار دارد . از آثار قدیمی این روستا ، کاریزی است که آسیاب های هفتگانه ای را می چرخانده و خرابه های آنها موجود است ، کمر قلعه نیز دیواری سنگی است که بقایای قلعه ای قدیمی است ، در بلندترین نقطه روستا نیز قلعه ای قدیمی به چشم می خورد که به آن ارگ می گویند. مساجد روستا و معماری ویژه آن نیز از دیدنی های منطقه است. مسجد جامع کاشمر بترشیز قدیم به داشتن جامع های معتبر و معمور زبانزد و مشهور بوده است. مقدسی آورده است که شهر طریثیت مرکز بشت جامعی دارد که پس از جامع دمشق ، ثروتمندتر از آن جامعی نیست و زیبا و پاکیزه است . و این در حالی است که جامع دمشق را هنرمندان ایرانی و هندی و رومی با هزینه ای معادل هفت سال مالیات شام ساخته بودند و هجده کشتی زر و سیم در آن صرف شده بود …» جامع فعلی کاشمر متعلق به اوایل عهد فتح علیشاه قاجار است. امام زاده سید حمزه (ع) در قسمت شمال کاشمر در باغی به نام باغمزار زیارتگاه سید حمزه فرزند حضرت موسی بن جعفر(ع) قرار دارد. ساختمان این مرقد دارای گنبدی مرتفع با کاشی کاری سبزرنگ و ایوان آیینه کاری شده و دو گلدسته بلند است . نمای درونی گنبد و اطراف رواق نیز آیینه کاری شده است . سلاطین صفویه که خود را از اعقاب حمزه بن موسی (ع) می دانستند در آبادانی این مزار اهتمام خاصی داشتند . سند اصلی موقوفات امام زاده دارای تاریخ ۹۳۰ هجری ، سال درگذشت شاه اسماعیل صفوی است ، باغمزار کاشمر دارای سروهای زیبا و باستانی است که گفته می شود هشتصد سال عمر دارند . امام زاده سید مرتضی (ع) آرامگاه امامزاده سیدمرتضی در دامنه کوههای شمالی در فاصله ۵ کیلومتری کاشمر قرار دارد . وی از فرزندان موسی به جعفر(ع) است . ساختمان این آرامگاه توسط مردم بازسازی شده است . مقبره شهید مدرس سیدحسن مدرس از سادات طباطبایی قمشه اصفهان و از رجال روحانی سیاسی دوره مشروطیت و پهلوی بود . وی در سال ۱۲۸۷ در یکی از روستاهای اردستان به دنیا آمد و در سال ۱۳۲۸ به تهران سفر کرد و به دوره دوم مجلس شورای ملی راه یافت . در سال ۱۳۰۷ به خواف و پس از آن به کاشمر تبعید گردید و در سال ۱۳۱۶ در این شهر به شهادت رسید . همیشه آن جمله معروفش را به یاد می آوریم که به رضا خان گفت : قبر من هر جا که باشد زیارتگاه مردم خواهد شد … گردشگری از جمله نقاط مهم و دیدنی این شهر آرامگاه دو امام زاده یکی در مرکز شهر به نام سید حمزه معروف به باغ مزار که در میان باغی احاطه شده و دیگری سیدمرتضی در دامنه کوه می باشد که بسیار دیدنی و خوش آب و هوا می باشد. مرحوم مدرس…. «جهت مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید»   کاشمر طی چند هزار سال قدمت ، به نام های متفاوتی خوانده شده است . بنای آن را به بهمن پسر اسفندیار و نوه گشتاسب نسبت داده اند. نام اصلی آن ترشیز است و جغرافیانویسان اسلامی به صورت طرثیث و ترشیش و … ضبط کرده اند و سابقاً نام دیگر آن بوشت و بست بوده است. در سال ۴۸۳ هنگامی که حسن صباح پیشوای نزاریان ایرانی در الموت استقرار یافت ، دستیار خود حسین قاینی را که از پیش حکومت قهستان و ترشیز را داشت، به عنوان داعی به ترشیز اعزام کرد ، وی در دعوت مردم به نهضت نزاری حسن صباح توفیق زیادی به دست آورد . تعداد زیاد قلعه های جنگی در سرتاسر قهستان که در نام های محلی به نام قلعه دختر و قلعه ملاحده موسومند ، حکایت از این امر دارد . آثار باستانی و مزارها کاشمر دارای آثار تاریخی فراوانی است . مهمترین آنها عبارتند از : بقایای تپه باستانی کندر در قریه کندر ، سد قدیمی منتسب به عضدالدوله در شمال قریه کشمر ، آثار باقیمانده سد شاهی و قلعه دختر و قلعه پسر در ریوش و کوهسرخ ، آسیاها و آثار موجود در دامنه کمر باغدشت و گورستان گبرها در قراچه کوهسرخ . غار آتشگاه قلعه ای قدیمی و غاری تاریخی معروف به غار آتشگاه از دیدنی های روستای سرحوضک در ۱۳ کیلومتری شمال غرب کاشمر است . روستای نامق این روستا در میان ارتفاعات کاشمر واقع شده است ، بنای آن را برخی قدیمی تر از نیشابور می دانند . زادگاه شیخ احمد جام نامقی در میان بادامستانی که محل اولیه نامق است ، قرار گرفته و مربوط به ۸۰۰ سال پیش است. قبر شیخ ابوالحسن که از عرفای معروف دوره خود بوده و پدر شیخ احمد نامقی است در نزدیکی روستا قرار دارد . از آثار قدیمی این روستا ، کاریزی است که آسیاب های هفتگانه ای را می چرخانده و خرابه های آنها موجود است ، کمر قلعه نیز دیواری سنگی است که بقایای قلعه ای قدیمی است ، در بلندترین نقطه روستا نیز قلعه ای قدیمی به چشم می خورد که به آن ارگ می گویند. مساجد روستا و معماری ویژه آن نیز از دیدنی های منطقه است. مسجد جامع کاشمر بترشیز قدیم به داشتن جامع های معتبر و معمور زبانزد و مشهور بوده است. مقدسی آورده است که شهر طریثیت مرکز بشت جامعی دارد که پس از جامع دمشق ، ثروتمندتر از آن جامعی نیست و زیبا و پاکیزه است . و این در حالی است که جامع دمشق را هنرمندان ایرانی و هندی و رومی با هزینه ای معادل هفت سال مالیات شام ساخته بودند و هجده کشتی زر و سیم در آن صرف شده بود …» جامع فعلی کاشمر متعلق به اوایل عهد فتح علیشاه قاجار است. امام زاده سید حمزه (ع) در قسمت شمال کاشمر در باغی به نام باغمزار زیارتگاه سید حمزه فرزند حضرت موسی بن جعفر(ع) قرار دارد. ساختمان این مرقد دارای گنبدی مرتفع با کاشی کاری سبزرنگ و ایوان آیینه کاری شده و دو گلدسته بلند است . نمای درونی گنبد و اطراف رواق نیز آیینه کاری شده است . سلاطین صفویه که خود را از اعقاب حمزه بن موسی (ع) می دانستند در آبادانی این مزار اهتمام خاصی داشتند . سند اصلی موقوفات امام زاده دارای تاریخ ۹۳۰ هجری ، سال درگذشت شاه اسماعیل صفوی است ، باغمزار کاشمر دارای سروهای زیبا و باستانی است که گفته می شود هشتصد سال عمر دارند . امام زاده سید مرتضی (ع) آرامگاه امامزاده سیدمرتضی در دامنه کوههای شمالی در فاصله ۵ کیلومتری کاشمر قرار دارد . وی از فرزندان موسی به جعفر(ع) است . ساختمان این آرامگاه توسط مردم بازسازی شده است . مقبره شهید مدرس سیدحسن مدرس از سادات طباطبایی قمشه اصفهان و از رجال روحانی سیاسی دوره مشروطیت و پهلوی بود . وی در سال ۱۲۸۷ در یکی از روستاهای اردستان به دنیا آمد و در سال ۱۳۲۸ به تهران سفر کرد و به دوره دوم مجلس شورای ملی راه یافت . در سال ۱۳۰۷ به خواف و پس از آن به کاشمر تبعید گردید و در سال ۱۳۱۶ در این شهر به شهادت رسید . همیشه آن جمله معروفش را به یاد می آوریم که به رضا خان گفت : قبر من هر جا که باشد زیارتگاه مردم خواهد شد … گردشگری از جمله نقاط مهم و دیدنی این شهر آرامگاه دو امام زاده یکی در مرکز شهر به نام سید حمزه معروف به باغ مزار که در میان باغی احاطه شده و دیگری سیدمرتضی در دامنه کوه می باشد که بسیار دیدنی و خوش آب و هوا می باشد. مرحوم مدرس پس از تبعید در این شهر به شهادت رسیده و دفن گردیده که شهید مدرس وی پس از انقلاب سال ۵۷ ترمیم و بازسازی گردیده است. از مهم ترین صادرات آن فرش و محصول کشاورزی عمده آن انگور و کشمش مرغوب و در این سالها زعفران نیز می باشد. نام کاشمر و ترشیز در طول تاریخ دستخوش تغییرات شده است: کشمر ، کیشمر ، کشمیر ، کشمار و کاشمر در سال ۱۳۱۳/۰۵/۰۸ ه.ش از ترشیز به کاشمر تغییر نام یافت در سال ۱۳۷۴ ه.ش بخشی از آن تحت عنوان شهرستان بردسکن استقلال یافت و در سال ۱۳۸۲ بخش دیگری با نام شهرستان خلیل آباد از آن جدا شد. پیشینه ی تاریخی منطقه ی کاشمر که در متون و منابع کهن ازآن به عنوان ترثیت یا «ترشیز»یاد شده به استناد کاوش های باستان شناسی از گذشته های دور تا اواخر هزاره ی دوم و اوایل پیش از میلاد مسکون بوده است. به استناد روایات شاهنامه و تاریخ بیهقی ۲۵۰۰ سال پیش زردشت پیامبر در این سرزمین با گشتاسب شاه ملاقات نموده و آتشکده ای در این ناحیه برپا نموده است. کاشمر در اعصار تاریخی به ویژه دوره پارتیان و ساسانیان جزء مناطق فرمانروایی آنان در خراسان به شمار می آمد. کاشمر در سال ۳۱ هجری بدست اعراب مسلمان فتح شد و از ان پس امرای غزنوی ، سلجوقی،اسماعیلیه،خوارزمشاهیان،ایلخانی،سربداریه،تیموری،صفوی،افشاریه و قاجاری به ترتیب بر این ناحیه حکم راندند و تاریخ پر فراز و نشیب این منطقه را که مشحون از جنگها ، شکست ها ، ناامیدی ها ، کامکاری ها و پیروزی هاست رقم زدند. نمایندگان شهر کاشمر در مجلس مشروطه ( قبل انقلاب) از بدو تشکیل مجلس مشروطه)مجلس شورای ملی( تا پایان عصر سلطنت پهلوی نمایندگان دوره اول سیدهاشم احتشام الاولیاء الاطباء – ۱۲۸۷ – ۱۲۸۵ نمایندگان دوره دوم بدون نماینده – ۱۲۹۰ – ۱۲۸۸ نمایندگان دوره سوم حاج شیخ حبیب الله ترشیزی – ۱۲۹۴ – ۱۲۹۳ نمایندگان دوره چهارم میرزا ابوتراب خان مقبل السلطنه خراسان(اقبال التولیه) – ۱۳۰۲ – ۱۳۰۰ نمایندگان دوره پنجم محمدتقی بهار)ملک الشعراء) – ۱۳۰۴ – ۱۳۰۲ نمایندگان دوره ششم اسدالله زوار – ۱۳۰۷ – ۱۳۰۵ نمایندگان دوره هفتم اسدالله زوار – ۱۳۰۹ – ۱۳۰۷ نمایندگان دوره هشتم میرزاآقا ضیاء)ضیاالاطباء)– ۱۳۱۱ – ۱۳۰۹ نمایندگان دوره نهم میرزاعلی اقبال)اقبال ‎السلطان) – ۱۳۱۴ – ۱۳۱۱ نمایندگان دوره دهم اسدالله زوار – ۱۳۱۶ – ۱۳۱۴ نمایندگان دوره یازدهم اسدالله زوار – ۱۳۱۸ – ۱۳۱۶ نمایندگان دوره دوازدهم محمدابراهیم کلالی )امیرتیمور) – ۱۳۲۰ – ۱۳۱۸ نمایندگان دوره سیزدهم محمدابراهیم کلالی)امیرتیمور) – ۱۳۲۲ – ۱۳۲۰ نمایندگان دوره چهاردهم منوچهر تیمورتاش – ۱۳۲۴ – ۱۳۲۲ نمایندگان دوره پانزدهم میرزاعلی اقبال )اقبال ‎السلطان) – ۱۳۲۸ – ۱۳۲۶ نمایندگان دوره شانزدهم عبدالوهاب اقبال – ۱۳۳۰ – ۱۳۲۸ نمایندگان دوره هفدهم مهدی شوکتی – ۱۳۳۲ – ۱۳۳۱ نمایندگان دوره هیجدهم منوچهر تیمورتاش – ۱۳۳۵ – ۱۳۳۲ نمایندگان دوره نوزدهم منوچهر تیمورتاش – ۱۳۳۹ – ۱۳۳۵ نمایندگان دوره بیستم ابولقاسم تفضلی – ۱۳۴۰ – ۱۳۳۹ نمایندگان دوره بیست و یکم مهندسفضل الله جلالی – ۱۳۴۶ – ۱۳۴۲ نمایندگان دوره بیست و دوم مهندسفضل الله جلالی – ۱۳۵۰ – ۱۳۴۶ نمایندگان دوره بیست و سوم مهندسفضل الله جلالی – ۱۳۵۴ – ۱۳۵۰ نمایندگان دوره بیست و چهار مهندسمحمدصادق فرمان – ۱۳۵۷ –۱۳۵۴ شخصیت ها و مشاهیر ترشیز عمیدالملک کندری آهی ترشیزی آهی جغتائی اهلی ترشیزی اهلی شیرازی میرصدرالاسلام ترشیزی شیخ احمد جامی نامقی ابونصر احمد ژنده پیل محمد حسامی بندقرایی ابوطاهر طرطوسی محیی الدین طریثیثی طوطی ترشیزی ظهوری ترشیزی عهدی ترشیزی غواص بستی محمد کاتبی مظهری ترشیزی منتخب ترشیزی مؤمن ترشیزی محمدحسین اشراقی ایوری محمدعلی امامی محمدباقر امامی محمدحسین اولیایی محمدحسین بختیاری احمد ترشیزی اسماعیل ترشیزی میرزایوسف ترشیزی )فاضل ترشیزی( محمدجعفر ترشیزی محمدصالح ترشیزی محمدرضا ترشیزی خراسانی محمدعلی جلالی نوری (جلال العلما( محمدحسین خوش اخلاق محمدصادق سعیدی فضل الله شریعتی اسماعیل کوه سرخی محمدحسین تولائی حبیب الله آیت اللهی سیدعلی نجفی کاشمری عبدالعلی هروی محمدحسین خوش اخلاق ولی الله داورزنی اماکن تاریخی، آثار باستانی و گردشگری آرامگاه شهید سید حسن مدرس آرامگاه سید مرتضی ابن موسی الکاظم آرامگاه حمزه ابن موسی کاظم مسجد جامع کاشمر بقایای تپه باستانی کندر سد قدیمی منتسب به عضد الدوله در شمال روستای کشمر آثار باقی مانده سد شاهی قلعه دختر و پسر در ریوش و کوهسرخ آسیاب ها و آثار موجود در دامنه کمر باغدشت گورستان گبرها در قراچه کوهسرخ یخدان طبیعی بند قرا سرو کاشمر قلعه ی آتشگاه بند شاهی (سد ششطراز( بقایای قلعه ی خضرآباد قلعه گبر حصار منطقه گردشگری کوهسرخ خرابه های ارگ قدیم شهر پارک جنگلی سید مرتضی(ع( یخدان فروتقه منطقه شکار ممنوع درونه آبگرم معدنی کریز کاروانسرای حاج کاظم مدرسی مدرسه علمیه حاج سلطان العلماء تنگل سنگ نصوخ واژه شناسی کاشمر منطقه ی مورد بحث این کتاب که دیرزمانی با نام عمومی « ترشیز » شناخته می شد و امروزه در قالب سه شهرستان: کاشمر، بردسکن و خلیل آباد ظاهر گردیده است، در طول تاریخ چند هزار ساله ی خود، نام ها و اسامی گوناگونی را به خود گرفته است . بررسی این اسامی و شناخت درست آن ها، به درک صحیح تحوّلات و تطوّرات تاریخی این سرزمین، مدد بسیار می رساند. لذا با رعایت تقّدم و تأخّر تاریخی، وجوه تسمیه و موقعیّت هریک از نام های ذیل را به اختصار بیان می نماییم: »»کشمر: این نام که به صورت های « کیشمر، کشمیر، کشمار و کاشمر » نیز ذکر شده، قدیمی ترین نامی است که از بخشی از ناحیه ی مورد بحث ما، در متون قدیم به چشم می خورد. جایگاه تاریخی این شهر، با موقعیت جغرافیایی روستایی که هم اکنون با با همین نام، با برج رفیعی به قدمت حدود نُه قرن، در حدود ده کیلومتری شرق شهرستان بردسکن، چشمان جستجوگر مسافران و رهگذران را به خود خیره می سازد، مطابقت دارد. صورت های مختلف واژه ی مذکور، بارها در اشعار شعرای جدید و قدیم به کار رفته است. گرچه در مواردی مراد شاعر از آن، شهر یا ایالت مشهور کشمیر هند بوده است. امّا آن جا که سخن از « سرو » در میان است، دیگر برای خواننده شکّی باقی نمی گذارد که مراد، همین کشمر مورد نظر ماست. نام باستانی و اصلی شهر، بی تردید کشمر است و بسیاری از نویسندگان همچون فردوسی، بارها از این نام استفاده کرده اند: همه نامداران به فرمان اوی سوی سرو کشمر نهادند روی امّا جالب است که، معزّی شاعر توانای قرن پنجم هجری از واژه ی کاشمر استفاده می کند: به کاشمر اَندر تُرک نزاید چو تو، به کاشغر اَندر سرو نبالد چو تو فرهنگ نویسان و لغت شناسان، در معنای این واژه ها نظرات مختلفی ارائه داده اند: آغوش مادر، کنار یا سینه ی خورشید، کنار آتشکده ی مهر، آیین مادری و… از جمله ی آن هاست. بُشت: منابع تاریخی در قرون نخستین اسلامی، از این نام استفاده کرده اند. البتّه چنین می نماید که پژوهش گران در عرصه ی تاریخ این خطّه، در برخورد با آراء و نظرات مختلف و گاه متضاد پیرامون اسامی بُشت و پُشت، به نحوی دچار دوگانگی و سردرگمی شده و مخاطبان خود را نیز به وادی گمراهی کشانده اند. چه برخی از آن ها، اسامی مذکور را منحصر به نام یک شهر دانسته اند و برعکس، برخی دیگر آن را نام ولایتی بزرگ پنداشته اند. از جمله: « ابوالحسن زید بیهقی » می گوید: « آن را بدین جهت بشت خوانده اند که بُشتاسب (گُشتاسب) آن را بنا نهاد.» چنان که می بینیم، در تعریف فوق، صحبت از یک شهر است. مؤلّف مراصدالاطّلاع نیز می گوید: « بُشت، بالضّمّ، بلداً بنواحی نیسابور، تشتمل علی مأتین و ستّ و عشرین قریه، منها کندر.» بنابراین در این جا، بشت، شهری است با دویست و بیست و شش قریه و منطبق بر تعریفی که از ترشیز ارائه شده است. امّا در مواردی نیز، بُشت فراتر از حوزه ی یک شهر، بلکه در حدّ و اندازه ی ولایتی به کار رفته که ترشیز یکی از شهرهای آن بوده است. « یاقوت حموی » می نویسد: « بُشت، نام دو جایگاه است: یکی ولایت بزرگی است به نیشابور که بسیاری از محدّثان و عالمان از آن برخاسته اند و دیگری، جایگاهی است از ناحیه ی بادغیس هرات .» ابن حوقل نیزـ که خود شخصاً به آن شهر مسافرت نموده ـ در سفرنامه ی خود می نویسد: « ترشیز حومه ی پُشت نیشابور، شهری است زیبا و پربرکت …» در مجموع، چنین می نماید که، بُشت نام شهری است که بعدها به ترشیز تغییر می یابد. در حالی که « پُشت » به کلّ منطقه ی ترشیز اطلاق شده است. در زمینه ی وجه تسمیه ی این نام، نظرات محتلفی ارائه شده است. برخی از صاحب نظران معتقدند به سبب مهاجرت جمعیّت قابل توجّهی از اعراب به حدود این شهر و نقش برجسته ای که این شهر در عرصه ی ادبیّات عرب داشته و به عنوان پشتوانه ی علوم اعراب محسوب می شده، به « پُشت العرب » مشهور گردیده است. گفتار مؤلّف « مطلع الشّمس » نیز که می نویسد: « پُشت »، مخفّف پُشتیبان است و از آن جاکه منطقه ی ترشیز مهد و خاستگاه عالمان و فاضلان بسیاری بوده، به عنوان پُشت و پُشتیبان نیشابور شناخته می شده است، مؤیّد این نظر است. برخی نیز از منظر اقتصادی به آن نگریسته، معتقدند به خاطر تولید غلاّت و موادّ غذایی مازاد بر مصرف داخلی، یا به جهت مرکزیّت بشت در تجارت و صدور کالاهای خراسان به اصفهان و شیراز و بالعکس، به این نام نامیده شده است. نگارنده نیز بر جمع نظرات معتقد است. یعنی هم از نقطه نظر علمی ـ فرهنگی و هم از جنبه ی اقتصادی، بُشت را، پُشت، پُشتوانه و پشتیبان نیشابور یافته است. بُست: از دیگر نام های ناحیه ی مورد بحـث ماســت که در قــرون سـوّم و چهارم هـجــری، معمول بوده است. با توجّه به توصیفاتی که سیّاحان قرون نخستین اسلامی از باغات میوه، بستان ها و مناظر چشم نواز این دیار ارائه داده و تصریح کرده اند: « ترشیز، شهری است زیبا و پربرکت »، در می یابیم علّت نام گذاری آن نیز، همین زیبایی و بستان هایش بوده است. البتّه نباید این شهر را با شهر بُست سیستان ـ که بر کرانه ی رود هیرمند در افغانستان قراردارد ـ اشتباه گرفت. تُرشیز: متداول ترین نامی است که در متون تاریخی به کار رفته است. اغلب منابع، آن را به ضَمّ اوّل و رای ساکن، « تُرشیز» ذکر کرده اند. لیکن یاقوت حموی آن را به ضمّ اوّل و دوّم و شین نقطه دار مکسوره در زیر آن « طُرَُشیز » آورده است. پیرامون وجه تسمیه ی تُرشیز نیز، نظرات مختلفی ابراز شده است. برخی از محقّقان، آن را به فتح « ت »، به معنی آبنوس آورده اند. گروهی دیگر معتقدند بدان سبب که زردشت از زادگاه خود – شیز در آذربایجان- به این ناحیه آمد و در این جا درخت سروی بهشتی کاشت و آتشکده ای بنیاد نهاد، آن را تَرشیز، به معنی « شیز نو » نام نهاده اند. امّا دکتر باستانی پاریزی را نظر دیگری است. وی احتمال می دهد با توجّه به آبی که در گذشته به سمت ترشیز می آمده و در مقسمی به شش قسمت تقسیم می شده است، نام این شهر را نخست « شش تراز » و بعد « تراز شـش » گذاشتـه اند، سپـس با تغیـیراتی به شــکـل « تَرشیز » درآمده است. طُرَیثیث: اغلب جغرافی نویسان مسلمان در قرون اوّلیّه ی اسلامی، ترشیز را « طُرَیثیث» به ضمّ طاء و فتح راء و سکون یاء المثنّاه من تحتها و کسرِالثّاء » ضبط کرده اند. گرچه برخی نیز هم چون « حافظ ابرو » و « یاقوت حموی»، آن را مُعرّب یا وجهی از تعریب طُرشیز، طُرَثیث یا ترسیس می دانند، لیکن به نظر می رسد اسامی مذکور تحریفی از طرثیث باشد و نه تعریب آن. برخی نیز احتمال می دهند به خاطر شائبه و صبغه ی زردشتی بودن واژه ی ترشیز، مورّخان و جغرافی دانان مسلمان این کلمه را کنار گذاشته و به جای آن از « طریثیث » که کلمه ای است عربی ـ مصغّر « طَرثوث » ـ استفاده کرده اند. سلطانیّه ی ترشیز: در پی یورش تیمورلنگ و تخریب ترشیز کهن در سال ۷۸۴ هـ.ق، محلّ اصلی و قدیمی ترشیز که گمان می رود، در محدوده ی روستاهای فیروزآباد و عبدل آباد واقع در بخش شهرآباد شهرستان کنونی بردسکن قرار داشته، رها شد و ساکنان آن تبعید یا به روستاها و شهرهای هم جوار کوچ کردند. از جمله جماعتی از آنان به ناحیه ی « سوسفد » (سُسفَد) ترشیز واقع در ضلع شرقی شهر کاشمر فعلی مهاجرت کردند. این قَصَبه که بعدها به همّت شاه اسماعیل صفوی آباد گردید، به سلطانیّه یا سلطان آباد ترشیز تغییر نام داد. در فرهنگ انجمن آرای ناصری می خوانیم: « ترشیز شهری است مشهور از بلاد خــراسان، مشتمل بر دهات و قری و قصبات، پایتخت آن را سلطانیّه گویند که حاکم نشین آن جاست.» بارتولد نیز می نویسد: در آن دوره کلمه ی ترشیز به تمام بلوک اطلاق می شد و خود شهر گاهی سلطان آباد نامیده می شد. نکته ی حائز اهمّیّت این است که از حدود یک صد و اندی سال پیش و به ویژه با گسترش این شهر به سمت جنوب و شکل گیری محلّه نو، به تدریج واژه ی سلطانیّه منحصر به بخش قدیم شهر شد و بخش تازه ساز آن، ترشیز نامیده شد.مع الوصف، چنان می نماید که واژه ی سلطانیّه، همچون سه – چهار قرن گذشته با معرّف ترشیز ذکر می شد. وجود صدها قباله ی ازدواج و وقف نامه، گواهی بر این ادّعاست. بنابراین، پژوهشگر در بررسی تاریخ منطقه، به دو ترشیز برمی خورد: یکی ترشیز اوّلیّه که نگارنده جهت جلوگیری از تداخل نام ها و مفاهیم، در این کتاب اصطلاحاً آن را « ترشیز کهن » می نامد و دیگری شهری است که از حدود دویست و پنجاه سال پیش، به این نام نامیده شده است و آن را « ترشیز نوین » نام نهاده ام. تفصیل این موضوع را در جای خود خواهیم آورد. کاشمر: در تاریخ ۸/۵/۱۳۱۳ هـ.ش نام شهر، از ترشیز به کاشمر تغیییر یافت. از آن پس این شهر مدّتی در حوزه ی تقسیمات گناباد قرار گرفت، سپس در سال ۱۳۲۲ جزو شهرستان تربت حیدریّه شد و بالأخره در سال ۱۳۲۵ هـ.ش به شهرستان ارتقاء یافت. شهرستان کاشمر تا پیش از جدایی شهرستان های بردسکن و خلیل آباد از آن، به صورت یک ناحیه ی بزرگ، مشتمل بر بلوک سابق ترشیز بوده است. لیکن پس از آن، محدود به قسمتی از مناطق ترشیز کهن شده و بخش اصلی و نام بردار ترشیز ـ یعنی مرکزیّت ترشیز باستان و آبادی مشهور کشمرـ در قلمرو شهرستان بردسکن واقع شده است. در مورد وجه تسمیه ی کاشمر نیز همچون دیگر اسـامی این شهر، نظـرات و دیدگاه هـــای مختلفی ابراز شده است. برخی معتقدند واژه ی کِشمر که می تواند به معنای آغوش مادر باشد، با گذشتن از شکل های کیشمر، کشمیر و کشمار، سرانجام به صورت کاشمر درآمده است. حال آن که چند تن دیگر از فرهنگ نویسان، کاشمر را صورت کامل شده ی کاجخر، کاژفر، کاشخر و کاشغر دانسته اند و براین باورند که « کاش » برگردانیده ی کاج است و « کاج خر » یادآور سرو بزرگ و معروف این سرزمین است. امّا همچنان که در آغاز این بحث یادآور شدیم، کاشمر واژه ای نیست که مخلوق عصر پهلوی یا حتّی قرون معاصر باشد، بلکه نامی است که حدّاقل نه صد سال پیش توسط معزّی ـ شاعر معروف اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری ـ مورد استفاده قرار گرفته است. از این رو، به نظر می رسد، یکی از دلایل اصلی تغییر نام این شهر از ترشیز به کاشمر (در عصر رضاخان)، تأکید وی بر پیشینه ی کهن و احیای هویّت ملّی و بومی منطقه، با یادآوری سرو معروف کشمر بوده است. چکیده ی مطالب: برمبنای تحقیقات انجام شده، تاریخ و تمدّن ترشیز بسیار کهن تر از آن است که در کتاب های تاریخی، ثبت و ضبط گردیده است. مع الوصف، پیشینه ی تاریخ مضبوط ما به « کشمر » برمی گردد که با افول آن شهر، ترشیز کهن در محدوده ی روستاهای فیروزآباد و عبدل آباد کنونی (در حدود ۳۰ کیلومتری جنوب بردسکن) رونق یافت و آن گاه پس از تخریب های مکرّر که آخرین آن به دست تیمور صورت گرفت، شهر ترشیز رها شده، ده ها سال بعد، سلطان آباد ـ واقع در حدود پنجاه کیلومتری شهر قدیم ترشیز ـ رونق گرفت و به یاد شهر قدیم ترشیز، بدین نام نامیده شد. نام این شهر در ۱۳۱۳ هـ.ش به کاشمر تغییر یافت. در حدود شش دهه بعد، یعنی در سال ۱۳۷۴ هـ.ش بخشی از آن تحت عنوان شهرستان بردسکن استقلال یافت و در ۱۳۸۲ هـ.ش نیز بخش دیگری با نام شهرستان خلیل آباد از آن جدا شد. تقویم تاریخ ترشیز ۳۱ هـق فتح بُشت (ترشیز) به دست اعراب مسلمان ۲۳۲ هـق قطع سرو معروف کاشمر به دستور متوکّل عبّاسی ۴۰۰ هـ.ق ولادت ابوالفضل طریثیتی ۴۰۵ هـ.ق تولّد ابوعلی بشتی ۴۱۵ هـ.ق. تولّد عمیدالملک کندری در قریه ی کُندر ۴۳۲ هـ.ق وفات ابومحمد طریثیتی ۴۴۰ هـ.ق (محرم) تولّد شیخ احمد جام نامقی در قریه نامق کوه سرخ ۴۵۶ هـ.ق به دارآویخته شدن عمیدالملک کندری ۴۷۶ هـ.ق ولادت محیی الدّین طریثیثی ۴۸۰ هـ.ق (جمادی الاول) وفات ابوالحسن نامقی ۴۸۰ هـ.ق وفات ابوعلی بشتی ۴۹۸ هـ.ق یورش اسماعیلیان ترشیز به بیهق ۵۰۵ هـ.ق (سیزده رجب) ولادت مسعود طریثیتی ۵۲۰ هـ.ق قتل عام جمعی از اهالی قریه ی « طرز » به دست ارقش خاتونی ـ وزیر سلطان سنجر ۵۳۵ هـ.ق قتل عام جمعی از اهالی روستای « میج» به دست آق سنقرـ غلام سلطان سنجر ۵۳۶ هـ.ق حمله ی مجدّد سلجوقیان به آبادی « طَرز » در شمال ترشیز ۵۳۷ هـ.ق وفات ابونصر طریثیثی ۵۴۰ هـ.ق کشته شدن آق سنقرـ غلام سلطان سنجر ـ به دست فدائیان اسماعیلی در ترشیز ۵۴۵ هـ.ق درگذشت عمید مسعود زورآبادی ۵۴۶ هـ.ق حمله ی امیر قجق ـ از امرای سلجوقی ـ به ترشیز ۵۵۵ هـ.ق پایان غائله ی احمد خدابنده در کندر ۵۹۶ هـ.ق (نوزدهم رمضان) پایان محاصره ی ترشیز توسط قطب الدّین محمّد خوارزم شاه ۶۵۱ هـ.ق (جمادی الاول) حمله ی کیتوبوقانویان (امیر مغولی) به ترشیز ۶۵۵ هـ.ق درهم شکسته شدن قدرت اسماعیلیان ترشیز، توسّط سپاه هولاکوخان مغول ۶۵۹ هـ.ق تسخیر مناطقی از ترشیز به دست شمس الدّین علی از حاکمان سیستان ۶۹۴ هـ.ق تصرّف بخش هایی از ترشیز به دست شمس الدّین علی ـ از امرای آل کرت ۷۸۴ هـ.ق تصرّف و تخریب ترشیز به دست تیمور لنگ ۸۳۹ هـ.ق وفات کاتبی ترشیزی در استرآباد ۸۴۵ هـ.ق (رمضان) وفات خواجه علاءالدّین ترشیزی در هرات ۸۴۸ هـ.ق وفات علی شهاب ترشیزی ۸۶۴ هـ.ق/ ۱۴۵۹ م نبرد لشکریان ابوسعید و سلطان حسین میرزا در حدود ترشیز و هزیمت ابوسعید ۸۶۷ هـ.ق درگذشت مولانا طوطی ترشیزی ۸۷۴ هـ.ق غارت ترشیز به دست نیل بیک ۹۲۷ هـ.ق/۱۵۲۱م وفات آهی ترشیزی در تبریز ۹۲۹ هـ.ق حفر قنات سسفد به دستور شاه اسماعیل صفوی ۹۳۴ هـ.ق وفات اهلی ترشیزی در تبریز ۹۹۳ هـ.ق شکست علی قلی خان از مرشدقلی خان و اسارت شاه زاده عبّاس میرزا در ترشیز ۹۹۷ هـ.ق قتل مرشد قلی خان ـ وزیر شاه عبّاس ـ در ترشیز ۹۹۷ هـ.ق (۲۹ ربیع الاول) قتل میرزا محمّد ـ وزیر شاه عبّاس ـ در ترشیز ۱۰۰۲ هـ.ق جنگ تن به تن مردم ترشیز با ازبکان ۱۰۰۶ هـ.ق اخراج ازبکان از ترشیز ۱۰۱۱ هـ.ق/ ۱۶۰۲م ورود شاه عبّاس به ترشیز ۱۰۲۵ هـ.ق/ ۱۶۱۶م وفات ظهوری ترشیزی در دکن ۱۰۴۴ هـ.ق شکست ازبکان به رهبری عبدالعزیز خان در حوالی قریه ی تجرود ۱۱۵۲ هـ.ق/ ۱۷۳۹م انتصاب میرزا عبدالحی از سوی نادرشاه به حکومت ترشیز ۱۱۶۰ هـق/ ۱۷۴۷م تولّد میرزا عبدالله شهاب ترشیزی در بردسکن ۱۱۶۵ هـ.ق (یازدهم جمادی الثانی) وفات محمّد صالح ترشیزی، در قریه ی قوژد ۱۲۱۶ هـ.ق/۱۸۰۰م وفات میرزا عبدالله شهاب ترشیزی ۱۲۲۴ هـ.ق خروج مصطفی قلی خان از ترشیز، از پس هفت سال مقاومت ۱۲۳۱ هـ.ق قتل اسحاق خان قرایی و پسرش حسن علی خان (حاکم ترشیز) به دست محمد ولی میرزا ۱۲۴۵ هـ.ق حکومت مجدد مصطفی قلی خان بر ترشیز ۱۲۴۷هـ.ق (هشتم رمضان) شکست محمّدتقی خان حاکم ترشیز از شاه زاده خسرو میرزا ۱۲۴۹ هـ.ق نبرد خسرو میرزا با گروهی از ترکمانان تکه در حوالی ترشیز ۱۲۴۹ هـ.ق حکومت محمّدتقی خان بر ترشیز ۱۲۶۷ هـ.ق تولّد شیخ محمّدحسین اشراقی در روستای ایور ۱۲۷۰ هـق انتصاب محمّدرحیم خان (عنقای قاجار) به حکومت ترشیز ۱۲۷۸ هـ.ق انتصاب سیف الدّوله میرزا به حکومت ترشیز ۱۳۰۴ هـ.ق ولادت شیخ احمد غروی ترشیزی ۱۳۱۳ هـ.ق (ربیع الاوّل) وفات شیخ اسماعیل کوه سرخی ۱۳۱۶ هـ.ق (سوّم شعبان) ولادت آیت الله حاج شیخ محمّدباقر امامی ۱۳۲۴ هـ.ق/۱۲۸۵ هـ.ش وفات احمد ترشیزی (حاجی مجتهد) ۱۳۳۷ هـ.ق به دار آویخته شدن عزیزالله خان باب الحکمی در مشهد ۱۳۴۰ هـ.ق وفات آیت الله شیخ اسماعیل ترشیزی ۱۳۵۶ هـ.ق وفات سیّدعلی نجفی کاشمری ۱۲۸۵ هـ.ق انتخاب سیّدهاشم احتشام الاطبّاء به عنوان اوّلین نماینده مردم ترشیز در مجلس شورای ملّی ۱۳۱۳ هـ.ش (۸ مرداد) تغییر نام ترشیز به کاشمر ۱۳۱۶ هـ.ش (دهم آذر)/ ۲۷ رمضان ۱۳۵۶هـ.ق شهادت آیت الله مدرّس در کاشمر ۱۳۱۶ هـ.ش راه اندازی اوّلین کارخانه برق کاشمر ۱۳۲۲ هـ.ش احتساب کاشمر در قلمرو شهرستان تربت حیدریّه ۱۳۲۵ هـ.ش ارتقاء کاشمر به شهرستان و استقلال این شهر ۱۳۳۶ هـ.ش (۱۵ آذر) تبیعد آیت الله عبدالرّحیم ربّانی شیرازی به کاشمر ۱۳۵۷ هش(۲۰ آذرماه ) شهادت محمّد بهبودی به عنوان اوّلین شهید انقلاب اسلامی در کاشمر ۱۳۵۸ هـ.ش (۱/۱) انتصاب محمود طلوع به سمت نخستین فرمان دار کاشمر ـ بعد از انقلاب ۱۳۵۸ هـ.ش انتخاب دکتر رامپور صدرنبوی به عنوان اوّلین منتخب مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی ۱۳۵۸ هـ.ش انتخاب حجه الاسلام حسن حسن زاده به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی ۱۳۵۹ هـ.ش (۴ مهرماه) شهادت محمّد بهبودی به عنوان اوّلین شهید کاشمر جنگ تحمیلی ۱۳۶۰ هـ.ش انتصاب حجه الاسلام محمّدیان به سمت نخستین امام جمعه کاشمر ۱۳۶۲ هـش انتخاب حجه الاسلام محمّدعلی عربی به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی ۱۳۶۴ هـ.ش (۱۶ تیر ماه)/ ۱۴۰۶هـ.ق وفات آیت الله حاج شیخ محمّدباقر امامی ۱۳۶۶ هـ.ش انتخاب احمد بلوکیان به نمایندگی مردم کاشمردر مجلس شورای اسلامی ۱۳۶۷ هـ.ش (۱۰ آذرماه) ورود اوّلین آزاده به کاشمر(حسین ضیائیان دلیر) ۱۳۷۰ هـ.ش انتخاب محمّدرضا خبّاز به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی ۱۳۷۴ هـ.ش انتخاب محمّدرضا خبّاز به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی ۱۳۷۴ هـ.ش(۱۴ تیر) ارتقاء بردسکن به شهرستان و استقلال آن از کاشمر ۱۳۷۴ هـ.ش/ ۱۴۱۶هـ.ق (نوزدهم ذی الحجّه ) وفات آیت الله سعیدی ۱۳۷۸ هـ.ش انتخاب محمّدرضا خبّاز به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی ۱۳۸۲ هـ.ش ارتقاء خلیل آباد به شهرستان و استقلال آن از کاشمر ۱۳۸۲ هـ.ش انتخاب احمد بلوکیان به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی ۱۳۸۵ هـ.ش پیوستن کاشمـر به بنیاد جوامع ایمن جهانـی ۱۳۸۷ هـ.ش انتخاب محمد رضا خباز به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی رسوم سنتی و باورها جشن خرمن »» از زمان قدیم، هر ساله وقتی خرمنها جمع شد جشن خرمن در روستاهای این خطه برگزار می شود. این آیین هنوز هم در بعضی از روستاها وجود دارد. اول سرنا و دهل در میدان روستا شروع به نواخته می شد. زمانی که اهالی و بخصوص جوانان و نوجوانان جمع شدند، گروه نمایشی وارد شده و دایره ای تشکیل می دهد. سپس با حرکات دست و پا، بیل زدنبذر پاشیدن، چهار شاخ زدن و در کیسه کردن گندم را به نمایش می گذارند. -۲مراسم آیینی چند نفـره »» شهراین مراسم محلی، در ازدواجها و ختنه سوران برگزار می شود. در این مراسم ابتدا سرنا و دهل شروع به نواخته می شود و آنگاه گروه نمایشی وارد میدان شده و دایره ای تشکیل می دهند. ابتدا رقصهایی انجام می دهند که شبیه حمله و دفاع است و بعد با چوبهایی که در دست دارند با چرخشهای خاص عده ای چوبها را به سمت عده دیگر به صورت حمله جلو می برند و آنها به دفاع از خود چوبهای آنها را پس می زنند. و به این ترتیب رقص را ادامه می دهند. مراسم نمایشی دو نفره در این مراسم نیز ابتداء دو نفر با دو چوب در دست وارد صحنه می شوند. همراه با صدای سرنا و دهل به نمایش می پردازند . این نمایش را با حرکات آکروبات ،سرپا ،درازکش ونشسته ایفای نقش می کنند. دراین نمایش چوبها می توانند حکم دو شمشیر راداشته باشند. -۳ نمایش دوره »» این نمایش رزمی بوده وبا حضور شش الی بیست نفر می شود . نما یش ازقدیم الا یام بوده ونشان می دهد مردان چگونه در وضعیت نشسته با تیر و کمان دفاع می کنند و یا چگونه به هنگام حرکت کلاغ پر می کنند و یا به هنگام درازکش چگونه سینه خیز می روند. در این نمایش نیز سرنا و دهل نقش مهمی ایفاء می کنند. -۴ شوخنی (مناجات( »» در گذشته مردم درماه مبارک رمضان یکدیگر را جهت خوردن سحری بیدار می کردند برای این کار بر پشت بام ها می رفتند و با کوبیدن چوبی به پیتهای حلبی دیگران را از رسیدن سحرگاه آگاه می ساختند. کسانی که از صدای خوشی بهره مند بودند ، بالای بام می رفتند و اشعاری را بلند،بلند می خواندند . اکنون این اشعار توسط بلند گو مساجد به گوش مردم می رسد. -۵باران خواهـی »» در گذشته در بعضی از روستاها وقتی باران نمی بارید، بچه ها جمع می شدند و کله الاغی را به سر چوبی بسته و در کوچه ها براه می افتادند وشادی کنان به در خانه ها می رفتند و دست زنان می خواندن : «کله خر، هیزم بخر.»صاحب خانه بیرون می آمد و به بچه ها یک دسته هیزم می داد بچه ها بدین طریق مقدار زیادی هیزم جمع می کردند. کله الاغ را در بالای تپه ای آتش می زدند و خاکستر آن را در چاه آب که خشکیده بود می ریختند تا باران بیاید و قناتها پر آب شوند.در بعضی دیگر از روستاها بجای هیزم ، آرد جمع می کردند و به یکی از زنهای روستا می دادند، او با آن نانی گرد به نام « فطیر» می پخت بچه ها نان ها را بالای تپه ای رها می کردند.نان ها به سمت پائین تپه می غلطیدند و بچه ها دوان دوان و با شور و شوقی خاص به طرف آنها یورش می بردند تا نان بیشتری نصیبشان شود. قابل ذکر است به هنگام جمع کردن آرد، دست زنان می خواندند : « بارون کو، بارون کو، ورچوچو پوناکو، ور شاخ حیوونا کو، وربیل دهقو وناکو صد من گندم بزیر خاکه، ازتشنیا هلاکه، گلهای سرخ لاله، از تشنیا مناله» ۶ ـ چوله قزک »» به هنگام خشکسالی در بسیاری از روستاهای منطقه، عروسکی بنام چوله قزک می ساختند. بچه ها در کوچه ها جمع می شدند و در خانه های مختلف را می زدند و در حالی که سنگهایی در دست گرفته و به هم می کوبیدند ، می خواندند: « چوله قزک بارون کو، بارون بی پایون کو» گندما بزیر خاکه، از تشنگی هلاکه گلهای سرخ لاله، از تشنگی مناله» در هر خانه ای را که می زدند صاحبخانه بیرون آمده و به آنها خوراکی ( نخود، کشمش، تخمه، شکلات، نقل،آبنبات ترش ، …) می دهد. بچه ها خوراکی ها را در کیسه ای ریخته و بعد از اتمام مراسم، بین خودشان تقسیم می کنند. در گذشته در بعضی از روستاها نظیر روستای فدافن ، برای اینکه باران بند بیاید، کله خری را در سینی گذاشته و روپوشی قرمز روی آن می انداختند، آنگاه به سر چاه آبی در بیابان می بردند. شخصی که مورد قبول مردم بود، دعایی را در دهان همان کله خر می گذاشت و به تنهایی و دور از چشم دیگران آن را از چاه آویزان می کرد. مردم معتقد بودند وقتی که باران بیاید کله خر شروع به عر عر می کند و خدا قهرش می آید. پس باران بند می آید. برای باطل کردن آن نیز، کله خر دیگری را می سوزاندند و خاکسترِش را در چاه می ریختند. -۷فع چشم زخم »» در گذشته و حتی اکنون در بعضی از روستاها ، اگر کسی چشم بشود، ضمه زاج سفید را دور سرش می گردانند و وردی می خوانند. آن وقت آن را روی آتش می اندازند ، اگر به شکل چشم شود او را چشم کرده اند و خوب می شود و اگر به شکل نامنظمی باشد جن زده شده و اگر به شکل چار پایه ای شود، می گویند می میرد و این تابوت او است. بعد ضمه را آب می کنند و بر پیشانی و کف دست و سینه او خالی می نهند و سپس آب را در کاسه ای ریخته، یکی آن را می برد سر کوچه می ریزد و برمی گردد، سلام می کند ، یکی از اهل خانه می پرسد: «ـ از کجا می آیـی؟ ـ از خانه دشمن ـ چه می کرد؟ ـ جان می کند. ـ الهی جانش بر آید.» در بعضی از روستاها برای رفع چشم زخم و بیماری معمولاً اسپند دود می کنند و معتقدند اگر این کار را نزدیک غروب انجام دهند بهتر است. یک تار نخ و یا خاک کفش کسی که به او بدگمانند، گرفته باقدری اسپند دور سر بچه یا بیمار دود کرده، می گردانند و می خوانند: سبز است سبنج، سبز کار است از سبنج ، سر رشته صد هزار کار است سبنج پیغمبر ما نبی می سوخت سبنج، از بهر گزند، بر قپه پور نور محمد صلوات و یا می خوانند : هرکه از دروازه بیرون بره، هرکه از دروازه تو بیه / کور بشه چشم حسود و بخیل، شمبه زا ، یکشمبه زا، دو شمبه زا، سه شمبه زا، چار شمبه زا، پنجشمبه زا، جمعه زا سبنج و سپند، پیغمبر ما کرد پسند علی کاشت، فاطمه چید، بهر حسین و حسن به حق شاه مردون، درد وبلا را بگردون شمبه زا، یکشمبه زا، دوشمبه زا، سه شمبه زا، چار شمبه زا، پنجشمبه زا، جمعه زا» زیر زمین ، روی زمین، زاغ چشم، میش چشم، ازرق چشم، هر که دیده ، هر که ندیده ، همسایه دست چپ، همسایه دست راست، پیش رو، پشت سر، بترکه چشم حسود و بخیل. شمبه زا، یکشمبه زا، دوشمبه زا، سه شمبه زا، چار شمبه زا، پنجشمبه زا، جمعه زا، ۸بزرگداشت ایـام الله »» ماه صفر؛ از جمله ماههایی است که مردم هر کاری را از جمله سفر کردن، مخصوصاً در روز سیزدهم ماه را را بد می دانند. زیرا تنی چند از پیشوایان دین در این ماه به شهادت رسیده اند، بنابراین زمین و آسمان عزادار است و امکان وقوع هر گونه حادثه ای بسیار است. در بعضی از روستاهای منطقه کاشمر در گذشته برای رفع این احتمال «تنگ» پرآبی را در سر ،سه کوچه محکم به زمین می کوبیدند و می گفتند: سیزده به در، نحسی به در، بد و بلای ما بخوره به ای تنگ در روز و شب سیزدهم ماه مردم مسافرت، یا خرید لباس را بد می دانند و اگر سفر کرده ای داشته باشند برای رفع بلا از او، صدقه می دهند. همچنین مردم معتقدند که اگر بچه ای در شب سیزدهم بدنیا بیاید نحسی به بار می آورد. چون باور دارند که :« این بچه یا سر خودش را می خورد و یا سر دیگری را .» در بعضی از روستاها شب چهار شنبه آخر صفر «پلو» می پزند ، بالای خانه آتش می افروزند و در کوزه ای اسپند و نمک، پنبه دانه، جو پیش رس و آب می ریزند و از پشت بام به زمین می زنند. بدین طریق وقوع هر حادثه ای را از خود دور می کنند . شبهای برات : شبها ی دوازده، سیزده و چهارده ماه شعبان را شبهای برات می گویند مردم معتقدند که این سه شب ، شب مرده ها ست ، آنها در این سه شب آزادند. مردم برای طلب آمرزش امواتشان در این شبها حلو ا می پزند بر مزار آنها، بین دیگران تقسیم می کنند. در این شبها روی قبور امواتشان قالیچه فرش کرده و بر مزار آنها روضه می خوانند. رسم بر این است که شب اول برات حلوا می پزند . شب دوم روغن جوش و شب سوم در خانه و بر روی قبور مرده ها شمع روشن می کنند، می گویند اموات در آن شبها بدیدن خانه ها یشان می آیند. جاذبه های گردشگری »» غنای میراث فرهنگی و گرانقدری موهبت های طبیعی و جغرافیایی در سرزمین کهن سال ایران، اگر نگوییم منحصر به فرد، حدّاَقل می توان گفت در جهان، کم نظیر است. گرچه مردم ما کم و بیش از دیرینگی تمدّن و تاریخ شان آگاهند. با این حال، برخی زوایای شگفت انگیز میراث فرهنگی و جاذبه های طبیعی این سرزمین، تاکنون تاریک و ناشناخته مانده است و بسیاری از دوست داران این مرز و بوم، به دلیل عدم دسترسی به اطّلاعات لازم، به اندازه ی کافی با مواهب کم نظیر این سرزمین، آشنایی ندارند. چنان که بسیاری از کاشمری ها، همه ساله با صرف وقت و هزینه ی گزاف، رنج و مخاطرات سفر را به جان می خرند و به منظور بازدید از جاذبه های دیدنی شهرهای دور دست، قدم در راه می گذارند. غافل از این که « آب، در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم.» در این جا، جهت آشنایی بیشتر خوانندگان گرامی با جاذبه های گردشگری شهرستان کاشمر، گوشه ای از این آثار را معرّفی می کنیم: آب گرم کریز: در حدود ۳ کیلومتری روستای کریز، چشمه ی آب گرم معدنی است که در طول سالیان متمادی، مردم مناطق اطراف، برای استحمام و معالجه ی دردهای پوستی و مفصلی از آن استفاده می کرده اند و هنوز هم کم و بیش از آن استفاده می کنند. گرچه متأسّفانه آن گونه که باید، بدان توجّهی نشده است و می طلبد مسؤولان، اقدام های خوبی را که اخیراً در جهت مرمّت و به سازی ساختمان فرسوده ی آن آغاز کرده اند، سرعت بخشند. آبشار باغ دشت)بغ دشت( در فاصله ی ۳ کیلومتری روستای کریز کوه سرخ، آب شار زیبا و دیدنی بغ دشت قرار دارد. مسیر منتهی به آب شار، رودخانه ای است که گرداگرد آن را کمربند زیبایی از درختان و درخت چه های انبوه فراگرفته و جلوه های بدیع طبیعت و نسیم خنک و فرح بخش آن، احساسی رؤیایی در انسان برمی انگیزد. یخ دان طبیعی بندقرا: در حدود ۷ کیلومتری روستای بندقرا، یخ دان طبیعی و بی نظیری است که در تمام فصول سال، پُر از یخ است. تا همین چند سال اخیر که هنوز اهالی روستاهای اطراف همچون بندقراء، توندر و خرو از نعمت برق برخوردار نبودند، یخ مورد نیاز خود را از آن یخ دان تأمین می کردند. » مناظر بدیع مسیر جادّه ی کاشمر به کوه سرخ (تنگل سنگ نصوح( مناظر چشم نواز و کم نظیر مسیر کوهستانی کاشمر به کوه سرخ و کوه سرخ به نیشابور ـ تا روستای عطائیّه ـ با چشمه سارها و کلاته های مختلفش، یکی از دیدنی ترین مناطق این شهرستان به شمار می رود. زیبایی های این منطقه که چشم اندازهای ماسوله را پیش روی انسان مجسّم می کند، همه روزه جمع زیادی از مردم کاشمر و شهرها و آبادی های اطراف را به سوی خود می کشاند، تا فارغ از هیاهوی زندگی شهری، ساعات و دقایق فرح بخشی را در دامان پُرمهر طبیعت بگذرانند. البتّه مناظر دیدنی این شهرستان زیاد است و منحصر به موارد فوق الذّکر نیست، امّا از آن جا که بنای ما بر اختصار و اشارت است، به همین مقدار بسنده می کنیم. منبع: کتاب ترشیز/ جلد اوّل/نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر/ایرج سعادتمند
      کاشمر طی چند هزار سال قدمت ، به نام های متفاوتی خوانده شده است . بنای آن را به بهمن پسر اسفندیار و نوه گشتاسب نسبت داده اند. نام اصلی آن ترشیز است و جغرافیانویسان اسلامی به صورت طرثیث و ترشیش و … ضبط کرده اند و سابقاً نام دیگر آن بوشت و بست بوده است. در سال ۴۸۳ هنگامی که حسن صباح پیشوای نزاریان ایرانی در الموت استقرار یافت ، دستیار خود حسین قاینی را که از پیش حکومت قهستان و ترشیز را داشت، به عنوان داعی به ترشیز اعزام کرد ، وی در دعوت مردم به نهضت نزاری حسن صباح توفیق زیادی به دست آورد . تعداد زیاد قلعه های جنگی در سرتاسر قهستان که در نام های محلی به نام قلعه دختر و قلعه ملاحده موسومند ، حکایت از این امر دارد . آثار باستانی و مزارهاکاشمر دارای آثار تاریخی فراوانی است . مهمترین آنها عبارتند از : بقایای تپه باستانی کندر در قریه کندر ، سد قدیمی منتسب به عضدالدوله در شمال قریه کشمر ، آثار باقیمانده سد شاهی و قلعه دختر و قلعه پسر در ریوش و کوهسرخ ، آسیاها و آثار موجود در دامنه کمر باغدشت و گورستان گبرها در قراچه کوهسرخ . غار آتشگاهقلعه ای قدیمی و غاری تاریخی معروف به غار آتشگاه از دیدنی های روستای سرحوضک در ۱۳ کیلومتری شمال غرب کاشمر است . روستای نامقاین روستا در میان ارتفاعات کاشمر واقع شده است ، بنای آن را برخی قدیمی تر از نیشابور می دانند . زادگاه شیخ احمد جام نامقی در میان بادامستانی که محل اولیه نامق است ، قرار گرفته و مربوط به ۸۰۰ سال پیش است. قبر شیخ ابوالحسن که از عرفای معروف دوره خود بوده و پدر شیخ احمد نامقی است در نزدیکی روستا قرار دارد . از آثار قدیمی این روستا ، کاریزی است که آسیاب های هفتگانه ای را می چرخانده و خرابه های آنها موجود است ، کمر قلعه نیز دیواری سنگی است که بقایای قلعه ای قدیمی است ، در بلندترین نقطه روستا نیز قلعه ای قدیمی به چشم می خورد که به آن ارگ می گویند. مساجد روستا و معماری ویژه آن نیز از دیدنی های منطقه است. مسجد جامع کاشمربترشیز قدیم به داشتن جامع های معتبر و معمور زبانزد و مشهور بوده است. مقدسی آورده است که شهر طریثیت مرکز بشت جامعی دارد که پس از جامع دمشق ، ثروتمندتر از آن جامعی نیست و زیبا و پاکیزه است . و این در حالی است که جامع دمشق را هنرمندان ایرانی و هندی و رومی با هزینه ای معادل هفت سال مالیات شام ساخته بودند و هجده کشتی زر و سیم در آن صرف شده بود …» جامع فعلی کاشمر متعلق به اوایل عهد فتح علیشاه قاجار است. امام زاده سید حمزه (ع)در قسمت شمال کاشمر در باغی به نام باغمزار زیارتگاه سید حمزه فرزند حضرت موسی بن جعفر(ع) قرار دارد. ساختمان این مرقد دارای گنبدی مرتفع با کاشی کاری سبزرنگ و ایوان آیینه کاری شده و دو گلدسته بلند است . نمای درونی گنبد و اطراف رواق نیز آیینه کاری شده است .سلاطین صفویه که خود را از اعقاب حمزه بن موسی (ع) می دانستند در آبادانی این مزار اهتمام خاصی داشتند . سند اصلی موقوفات امام زاده دارای تاریخ ۹۳۰ هجری ، سال درگذشت شاه اسماعیل صفوی است ، باغمزار کاشمر دارای سروهای زیبا و باستانی است که گفته می شود هشتصد سال عمر دارند . امام زاده سید مرتضی (ع)آرامگاه امامزاده سیدمرتضی در دامنه کوههای شمالی در فاصله ۵ کیلومتری کاشمر قرار دارد . وی از فرزندان موسی به جعفر(ع) است . ساختمان این آرامگاه توسط مردم بازسازی شده است . مقبره شهید مدرسسیدحسن مدرس از سادات طباطبایی قمشه اصفهان و از رجال روحانی سیاسی دوره مشروطیت و پهلوی بود . وی در سال ۱۲۸۷ در یکی از روستاهای اردستان به دنیا آمد و در سال ۱۳۲۸ به تهران سفر کرد و به دوره دوم مجلس شورای ملی راه یافت . در سال ۱۳۰۷ به خواف و پس از آن به کاشمر تبعید گردید و در سال ۱۳۱۶ در این شهر به شهادت رسید .همیشه آن جمله معروفش را به یاد می آوریم که به رضا خان گفت : قبر من هر جا که باشد زیارتگاه مردم خواهد شد … گردشگریاز جمله نقاط مهم و دیدنی این شهر آرامگاه دو امام زاده یکی در مرکز شهر به نام سید حمزه معروف به باغ مزار که در میان باغی احاطه شده و دیگری سیدمرتضی در دامنه کوه می باشد که بسیار دیدنی و خوش آب و هوا می باشد. مرحوم مدرس…. «جهت مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید»کاشمر طی چند هزار سال قدمت ، به نام های متفاوتی خوانده شده است . بنای آن را به بهمن پسر اسفندیار و نوه گشتاسب نسبت داده اند. نام اصلی آن ترشیز است و جغرافیانویسان اسلامی به صورت طرثیث و ترشیش و … ضبط کرده اند و سابقاً نام دیگر آن بوشت و بست بوده است. در سال ۴۸۳ هنگامی که حسن صباح پیشوای نزاریان ایرانی در الموت استقرار یافت ، دستیار خود حسین قاینی را که از پیش حکومت قهستان و ترشیز را داشت، به عنوان داعی به ترشیز اعزام کرد ، وی در دعوت مردم به نهضت نزاری حسن صباح توفیق زیادی به دست آورد . تعداد زیاد قلعه های جنگی در سرتاسر قهستان که در نام های محلی به نام قلعه دختر و قلعه ملاحده موسومند ، حکایت از این امر دارد . آثار باستانی و مزارهاکاشمر دارای آثار تاریخی فراوانی است . مهمترین آنها عبارتند از : بقایای تپه باستانی کندر در قریه کندر ، سد قدیمی منتسب به عضدالدوله در شمال قریه کشمر ، آثار باقیمانده سد شاهی و قلعه دختر و قلعه پسر در ریوش و کوهسرخ ، آسیاها و آثار موجود در دامنه کمر باغدشت و گورستان گبرها در قراچه کوهسرخ . غار آتشگاهقلعه ای قدیمی و غاری تاریخی معروف به غار آتشگاه از دیدنی های روستای سرحوضک در ۱۳ کیلومتری شمال غرب کاشمر است . روستای نامقاین روستا در میان ارتفاعات کاشمر واقع شده است ، بنای آن را برخی قدیمی تر از نیشابور می دانند . زادگاه شیخ احمد جام نامقی در میان بادامستانی که محل اولیه نامق است ، قرار گرفته و مربوط به ۸۰۰ سال پیش است. قبر شیخ ابوالحسن که از عرفای معروف دوره خود بوده و پدر شیخ احمد نامقی است در نزدیکی روستا قرار دارد . از آثار قدیمی این روستا ، کاریزی است که آسیاب های هفتگانه ای را می چرخانده و خرابه های آنها موجود است ، کمر قلعه نیز دیواری سنگی است که بقایای قلعه ای قدیمی است ، در بلندترین نقطه روستا نیز قلعه ای قدیمی به چشم می خورد که به آن ارگ می گویند. مساجد روستا و معماری ویژه آن نیز از دیدنی های منطقه است. مسجد جامع کاشمربترشیز قدیم به داشتن جامع های معتبر و معمور زبانزد و مشهور بوده است. مقدسی آورده است که شهر طریثیت مرکز بشت جامعی دارد که پس از جامع دمشق ، ثروتمندتر از آن جامعی نیست و زیبا و پاکیزه است . و این در حالی است که جامع دمشق را هنرمندان ایرانی و هندی و رومی با هزینه ای معادل هفت سال مالیات شام ساخته بودند و هجده کشتی زر و سیم در آن صرف شده بود …» جامع فعلی کاشمر متعلق به اوایل عهد فتح علیشاه قاجار است. امام زاده سید حمزه (ع)در قسمت شمال کاشمر در باغی به نام باغمزار زیارتگاه سید حمزه فرزند حضرت موسی بن جعفر(ع) قرار دارد. ساختمان این مرقد دارای گنبدی مرتفع با کاشی کاری سبزرنگ و ایوان آیینه کاری شده و دو گلدسته بلند است . نمای درونی گنبد و اطراف رواق نیز آیینه کاری شده است .سلاطین صفویه که خود را از اعقاب حمزه بن موسی (ع) می دانستند در آبادانی این مزار اهتمام خاصی داشتند . سند اصلی موقوفات امام زاده دارای تاریخ ۹۳۰ هجری ، سال درگذشت شاه اسماعیل صفوی است ، باغمزار کاشمر دارای سروهای زیبا و باستانی است که گفته می شود هشتصد سال عمر دارند . امام زاده سید مرتضی (ع)آرامگاه امامزاده سیدمرتضی در دامنه کوههای شمالی در فاصله ۵ کیلومتری کاشمر قرار دارد . وی از فرزندان موسی به جعفر(ع) است . ساختمان این آرامگاه توسط مردم بازسازی شده است . مقبره شهید مدرسسیدحسن مدرس از سادات طباطبایی قمشه اصفهان و از رجال روحانی سیاسی دوره مشروطیت و پهلوی بود . وی در سال ۱۲۸۷ در یکی از روستاهای اردستان به دنیا آمد و در سال ۱۳۲۸ به تهران سفر کرد و به دوره دوم مجلس شورای ملی راه یافت . در سال ۱۳۰۷ به خواف و پس از آن به کاشمر تبعید گردید و در سال ۱۳۱۶ در این شهر به شهادت رسید .همیشه آن جمله معروفش را به یاد می آوریم که به رضا خان گفت : قبر من هر جا که باشد زیارتگاه مردم خواهد شد … گردشگریاز جمله نقاط مهم و دیدنی این شهر آرامگاه دو امام زاده یکی در مرکز شهر به نام سید حمزه معروف به باغ مزار که در میان باغی احاطه شده و دیگری سیدمرتضی در دامنه کوه می باشد که بسیار دیدنی و خوش آب و هوا می باشد. مرحوم مدرس پس از تبعید در این شهر به شهادت رسیده و دفن گردیده که شهید مدرس وی پس از انقلاب سال ۵۷ ترمیم و بازسازی گردیده است. از مهم ترین صادرات آن فرش و محصول کشاورزی عمده آن انگور و کشمش مرغوب و در این سالها زعفران نیز می باشد. نام کاشمر و ترشیز در طول تاریخ دستخوش تغییرات شده است:کشمر ، کیشمر ، کشمیر ، کشمار و کاشمردر سال ۱۳۱۳/۰۵/۰۸ ه.ش از ترشیز به کاشمر تغییر نام یافت در سال ۱۳۷۴ ه.ش بخشی از آن تحت عنوان شهرستان بردسکن استقلال یافت و در سال ۱۳۸۲ بخش دیگری با نام شهرستان خلیل آباد از آن جدا شد. پیشینه ی تاریخیمنطقه ی کاشمر که در متون و منابع کهن ازآن به عنوان ترثیت یا «ترشیز»یاد شده به استناد کاوش های باستان شناسی از گذشته های دور تا اواخر هزاره ی دوم و اوایل پیش از میلاد مسکون بوده است. به استناد روایات شاهنامه و تاریخ بیهقی ۲۵۰۰ سال پیش زردشت پیامبر در این سرزمین با گشتاسب شاه ملاقات نموده و آتشکده ای در این ناحیه برپا نموده است. کاشمر در اعصار تاریخی به ویژه دوره پارتیان و ساسانیان جزء مناطق فرمانروایی آنان در خراسان به شمار می آمد. کاشمر در سال ۳۱ هجری بدست اعراب مسلمان فتح شد و از ان پس امرای غزنوی ، سلجوقی،اسماعیلیه،خوارزمشاهیان،ایلخانی،سربداریه،تیموری،صفوی،افشاریه و قاجاری به ترتیب بر این ناحیه حکم راندند و تاریخ پر فراز و نشیب این منطقه را که مشحون از جنگها ، شکست ها ، ناامیدی ها ، کامکاری ها و پیروزی هاست رقم زدند. نمایندگان شهر کاشمر در مجلس مشروطه ( قبل انقلاب) از بدو تشکیل مجلس مشروطه)مجلس شورای ملی( تا پایان عصر سلطنت پهلوی نمایندگان دوره اولسیدهاشم احتشام الاولیاء الاطباء – ۱۲۸۷ – ۱۲۸۵ نمایندگان دوره دومبدون نماینده – ۱۲۹۰ – ۱۲۸۸ نمایندگان دوره سومحاج شیخ حبیب الله ترشیزی – ۱۲۹۴ – ۱۲۹۳ نمایندگان دوره چهارممیرزا ابوتراب خان مقبل السلطنه خراسان(اقبال التولیه) – ۱۳۰۲ – ۱۳۰۰ نمایندگان دوره پنجممحمدتقی بهار)ملک الشعراء) – ۱۳۰۴ – ۱۳۰۲ نمایندگان دوره ششماسدالله زوار – ۱۳۰۷ – ۱۳۰۵ نمایندگان دوره هفتماسدالله زوار – ۱۳۰۹ – ۱۳۰۷ نمایندگان دوره هشتممیرزاآقا ضیاء)ضیاالاطباء)– ۱۳۱۱ – ۱۳۰۹ نمایندگان دوره نهممیرزاعلی اقبال)اقبال ‎السلطان) – ۱۳۱۴ – ۱۳۱۱ نمایندگان دوره دهماسدالله زوار – ۱۳۱۶ – ۱۳۱۴ نمایندگان دوره یازدهماسدالله زوار – ۱۳۱۸ – ۱۳۱۶ نمایندگان دوره دوازدهممحمدابراهیم کلالی )امیرتیمور) – ۱۳۲۰ – ۱۳۱۸ نمایندگان دوره سیزدهممحمدابراهیم کلالی)امیرتیمور) – ۱۳۲۲ – ۱۳۲۰ نمایندگان دوره چهاردهممنوچهر تیمورتاش – ۱۳۲۴ – ۱۳۲۲ نمایندگان دوره پانزدهممیرزاعلی اقبال )اقبال ‎السلطان) – ۱۳۲۸ – ۱۳۲۶ نمایندگان دوره شانزدهمعبدالوهاب اقبال – ۱۳۳۰ – ۱۳۲۸ نمایندگان دوره هفدهممهدی شوکتی – ۱۳۳۲ – ۱۳۳۱ نمایندگان دوره هیجدهممنوچهر تیمورتاش – ۱۳۳۵ – ۱۳۳۲ نمایندگان دوره نوزدهممنوچهر تیمورتاش – ۱۳۳۹ – ۱۳۳۵ نمایندگان دوره بیستمابولقاسم تفضلی – ۱۳۴۰ – ۱۳۳۹ نمایندگان دوره بیست و یکممهندسفضل الله جلالی – ۱۳۴۶ – ۱۳۴۲ نمایندگان دوره بیست و دوممهندسفضل الله جلالی – ۱۳۵۰ – ۱۳۴۶ نمایندگان دوره بیست و سوممهندسفضل الله جلالی – ۱۳۵۴ – ۱۳۵۰ نمایندگان دوره بیست و چهارمهندسمحمدصادق فرمان – ۱۳۵۷ –۱۳۵۴ شخصیت ها و مشاهیر ترشیزعمیدالملک کندریآهی ترشیزیآهی جغتائیاهلی ترشیزیاهلی شیرازیمیرصدرالاسلام ترشیزیشیخ احمد جامی نامقیابونصر احمد ژنده پیلمحمد حسامی بندقراییابوطاهر طرطوسیمحیی الدین طریثیثیطوطی ترشیزیظهوری ترشیزیعهدی ترشیزیغواص بستیمحمد کاتبیمظهری ترشیزیمنتخب ترشیزیمؤمن ترشیزیمحمدحسین اشراقی ایوریمحمدعلی امامیمحمدباقر امامیمحمدحسین اولیاییمحمدحسین بختیاریاحمد ترشیزیاسماعیل ترشیزیمیرزایوسف ترشیزی )فاضل ترشیزی(محمدجعفر ترشیزیمحمدصالح ترشیزیمحمدرضا ترشیزی خراسانیمحمدعلی جلالی نوری (جلال العلما(محمدحسین خوش اخلاقمحمدصادق سعیدیفضل الله شریعتیاسماعیل کوه سرخیمحمدحسین تولائیحبیب الله آیت اللهیسیدعلی نجفی کاشمریعبدالعلی هرویمحمدحسین خوش اخلاقولی الله داورزنی اماکن تاریخی، آثار باستانی و گردشگریآرامگاه شهید سید حسن مدرسآرامگاه سید مرتضی ابن موسی الکاظمآرامگاه حمزه ابن موسی کاظممسجد جامع کاشمربقایای تپه باستانی کندرسد قدیمی منتسب به عضد الدوله در شمال روستای کشمرآثار باقی مانده سد شاهیقلعه دختر و پسر در ریوش و کوهسرخآسیاب ها و آثار موجود در دامنه کمر باغدشتگورستان گبرها در قراچه کوهسرخیخدان طبیعی بند قراسرو کاشمرقلعه ی آتشگاهبند شاهی (سد ششطراز(بقایای قلعه ی خضرآبادقلعه گبر حصارمنطقه گردشگری کوهسرخخرابه های ارگ قدیم شهرپارک جنگلی سید مرتضی(ع(یخدان فروتقهمنطقه شکار ممنوع درونهآبگرم معدنی کریزکاروانسرای حاج کاظم مدرسیمدرسه علمیه حاج سلطان العلماءتنگل سنگ نصوخ واژه شناسی کاشمرمنطقه ی مورد بحث این کتاب که دیرزمانی با نام عمومی « ترشیز » شناخته می شد و امروزه در قالب سه شهرستان: کاشمر، بردسکن و خلیل آباد ظاهر گردیده است، در طول تاریخ چند هزار ساله ی خود، نام ها و اسامی گوناگونی را به خود گرفته است . بررسی این اسامی و شناخت درست آن ها، به درک صحیح تحوّلات و تطوّرات تاریخی این سرزمین، مدد بسیار می رساند. لذا با رعایت تقّدم و تأخّر تاریخی، وجوه تسمیه و موقعیّت هریک از نام های ذیل را به اختصار بیان می نماییم: »»کشمر: این نام که به صورت های « کیشمر، کشمیر، کشمار و کاشمر » نیز ذکر شده، قدیمی ترین نامی است که از بخشی از ناحیه ی مورد بحث ما، در متون قدیم به چشم می خورد. جایگاه تاریخی این شهر، با موقعیت جغرافیایی روستایی که هم اکنون با با همین نام، با برج رفیعی به قدمت حدود نُه قرن، در حدود ده کیلومتری شرق شهرستان بردسکن، چشمان جستجوگر مسافران و رهگذران را به خود خیره می سازد، مطابقت دارد. صورت های مختلف واژه ی مذکور، بارها در اشعار شعرای جدید و قدیم به کار رفته است. گرچه در مواردی مراد شاعر از آن، شهر یا ایالت مشهور کشمیر هند بوده است. امّا آن جا که سخن از « سرو » در میان است، دیگر برای خواننده شکّی باقی نمی گذارد که مراد، همین کشمر مورد نظر ماست.نام باستانی و اصلی شهر، بی تردید کشمر است و بسیاری از نویسندگان همچون فردوسی،بارها از این نام استفاده کرده اند: همه نامداران به فرمان اوی سوی سرو کشمر نهادند روی امّا جالب است که، معزّی شاعر توانای قرن پنجم هجری از واژه ی کاشمر استفاده می کند: به کاشمر اَندر تُرک نزاید چو تو، به کاشغر اَندر سرو نبالد چو تو فرهنگ نویسان و لغت شناسان، در معنای این واژه ها نظرات مختلفی ارائه داده اند: آغوش مادر، کنار یا سینه ی خورشید، کنار آتشکده ی مهر، آیین مادری و… از جمله ی آن هاست. بُشت: منابع تاریخی در قرون نخستین اسلامی، از این نام استفاده کرده اند. البتّه چنین می نماید که پژوهش گران در عرصه ی تاریخ این خطّه، در برخورد با آراء و نظرات مختلف و گاه متضاد پیرامون اسامی بُشت و پُشت، به نحوی دچار دوگانگی و سردرگمی شده و مخاطبان خود را نیز به وادی گمراهی کشانده اند. چه برخی از آن ها، اسامی مذکور را منحصر به نام یک شهر دانسته اند و برعکس، برخی دیگر آن را نام ولایتی بزرگ پنداشته اند. از جمله: « ابوالحسن زید بیهقی » می گوید: « آن را بدین جهت بشت خوانده اند که بُشتاسب (گُشتاسب) آن را بنا نهاد.»چنان که می بینیم، در تعریف فوق، صحبت از یک شهر است. مؤلّف مراصدالاطّلاع نیز می گوید: « بُشت، بالضّمّ، بلداً بنواحی نیسابور، تشتمل علی مأتین و ستّ و عشرین قریه، منها کندر.»بنابراین در این جا، بشت، شهری است با دویست و بیست و شش قریه و منطبق بر تعریفی که از ترشیز ارائه شده است. امّا در مواردی نیز، بُشت فراتر از حوزه ی یک شهر، بلکه در حدّ و اندازه ی ولایتی به کار رفته که ترشیز یکی از شهرهای آن بوده است. « یاقوت حموی » می نویسد: « بُشت، نام دو جایگاه است: یکی ولایت بزرگی است به نیشابور که بسیاری از محدّثان و عالمان از آن برخاسته اند و دیگری، جایگاهی است از ناحیه ی بادغیس هرات .» ابن حوقل نیزـ که خود شخصاً به آن شهر مسافرت نموده ـ در سفرنامه ی خود می نویسد: « ترشیز حومه ی پُشت نیشابور، شهری است زیبا و پربرکت …»در مجموع، چنین می نماید که، بُشت نام شهری است که بعدها به ترشیز تغییر می یابد. در حالی که « پُشت » به کلّ منطقه ی ترشیز اطلاق شده است. در زمینه ی وجه تسمیه ی این نام، نظرات محتلفی ارائه شده است. برخی از صاحب نظران معتقدند به سبب مهاجرت جمعیّت قابل توجّهی از اعراب به حدود این شهر و نقش برجسته ای که این شهر در عرصه ی ادبیّات عرب داشته و به عنوان پشتوانه ی علوم اعراب محسوب می شده، به « پُشت العرب » مشهور گردیده است. گفتار مؤلّف « مطلع الشّمس » نیز که می نویسد: « پُشت »، مخفّف پُشتیبان است و از آن جاکه منطقه ی ترشیز مهد و خاستگاه عالمان و فاضلان بسیاری بوده، به عنوان پُشت و پُشتیبان نیشابور شناخته می شده است، مؤیّد این نظر است. برخی نیز از منظر اقتصادی به آن نگریسته، معتقدند به خاطر تولید غلاّت و موادّ غذایی مازاد بر مصرف داخلی، یا به جهت مرکزیّت بشت در تجارت و صدور کالاهای خراسان به اصفهان و شیراز و بالعکس، به این نام نامیده شده است. نگارنده نیز بر جمع نظرات معتقد است. یعنی هم از نقطه نظر علمی ـ فرهنگی و هم از جنبه ی اقتصادی، بُشت را، پُشت، پُشتوانه و پشتیبان نیشابور یافته است. بُست: از دیگر نام های ناحیه ی مورد بحـث ماســت که در قــرون سـوّم و چهارم هـجــری،معمول بوده است. با توجّه به توصیفاتی که سیّاحان قرون نخستین اسلامی از باغات میوه، بستان ها و مناظر چشم نواز این دیار ارائه داده و تصریح کرده اند: « ترشیز، شهری است زیبا و پربرکت »، در می یابیم علّت نام گذاری آن نیز، همین زیبایی و بستان هایش بوده است. البتّه نباید این شهر را با شهر بُست سیستان ـ که بر کرانه ی رود هیرمند در افغانستان قراردارد ـ اشتباه گرفت. تُرشیز: متداول ترین نامی است که در متون تاریخی به کار رفته است. اغلب منابع، آن را به ضَمّ اوّل و رای ساکن، « تُرشیز» ذکر کرده اند. لیکن یاقوت حموی آن را به ضمّ اوّل و دوّم و شین نقطه دار مکسوره در زیر آن « طُرَُشیز » آورده است.پیرامون وجه تسمیه ی تُرشیز نیز، نظرات مختلفی ابراز شده است. برخی از محقّقان، آن را به فتح « ت »، به معنی آبنوس آورده اند.گروهی دیگر معتقدند بدان سبب که زردشت از زادگاه خود – شیز در آذربایجان- به این ناحیه آمد و در این جا درخت سروی بهشتی کاشت و آتشکده ای بنیاد نهاد، آن را تَرشیز، به معنی « شیز نو » نام نهاده اند. امّا دکتر باستانی پاریزی را نظر دیگری است. وی احتمال می دهد با توجّه به آبی که در گذشته به سمت ترشیز می آمده و در مقسمی به شش قسمت تقسیم می شده است، نام این شهر را نخست « شش تراز » و بعد « تراز شـش » گذاشتـه اند، سپـس با تغیـیراتی به شــکـل« تَرشیز » درآمده است. طُرَیثیث: اغلب جغرافی نویسان مسلمان در قرون اوّلیّه ی اسلامی، ترشیز را « طُرَیثیث» به ضمّ طاء و فتح راء و سکون یاء المثنّاه من تحتها و کسرِالثّاء » ضبط کرده اند. گرچه برخی نیز هم چون « حافظ ابرو » و « یاقوت حموی»، آن را مُعرّب یا وجهی از تعریب طُرشیز، طُرَثیث یا ترسیس می دانند، لیکن به نظر می رسد اسامی مذکور تحریفی از طرثیث باشد و نه تعریب آن.برخی نیز احتمال می دهند به خاطر شائبه و صبغه ی زردشتی بودن واژه ی ترشیز، مورّخان و جغرافی دانان مسلمان این کلمه را کنار گذاشته و به جای آن از « طریثیث » که کلمه ای است عربی ـ مصغّر « طَرثوث » ـ استفاده کرده اند. سلطانیّه ی ترشیز: در پی یورش تیمورلنگ و تخریب ترشیز کهن در سال ۷۸۴ هـ.ق، محلّ اصلی و قدیمی ترشیز که گمان می رود، در محدوده ی روستاهای فیروزآباد و عبدل آباد واقع در بخش شهرآباد شهرستان کنونی بردسکن قرار داشته، رها شد و ساکنان آن تبعید یا به روستاها و شهرهای هم جوار کوچ کردند. از جمله جماعتی از آنان به ناحیه ی « سوسفد » (سُسفَد) ترشیز واقع در ضلع شرقی شهر کاشمر فعلی مهاجرت کردند. این قَصَبه که بعدها به همّت شاه اسماعیل صفوی آباد گردید، به سلطانیّه یا سلطان آباد ترشیز تغییر نام داد.در فرهنگ انجمن آرای ناصری می خوانیم: « ترشیز شهری است مشهور از بلاد خــراسان،مشتمل بر دهات و قری و قصبات، پایتخت آن را سلطانیّه گویند که حاکم نشین آن جاست.»بارتولد نیز می نویسد: در آن دوره کلمه ی ترشیز به تمام بلوک اطلاق می شد و خود شهر گاهی سلطان آباد نامیده می شد. نکته ی حائز اهمّیّت این است که از حدود یک صد و اندی سال پیش و به ویژه با گسترش این شهر به سمت جنوب و شکل گیری محلّه نو، به تدریج واژه ی سلطانیّه منحصر به بخش قدیم شهر شد و بخش تازه ساز آن، ترشیز نامیده شد.مع الوصف، چنان می نماید که واژه ی سلطانیّه، همچون سه – چهار قرن گذشته با معرّف ترشیز ذکر می شد. وجود صدها قباله ی ازدواج و وقف نامه، گواهی بر این ادّعاست. بنابراین، پژوهشگر در بررسی تاریخ منطقه، به دو ترشیز برمی خورد: یکی ترشیز اوّلیّه که نگارنده جهت جلوگیری از تداخل نام ها و مفاهیم، در این کتاب اصطلاحاً آن را « ترشیز کهن » می نامد و دیگری شهری است که از حدود دویست و پنجاه سال پیش، به این نام نامیده شده است و آن را « ترشیز نوین » نام نهاده ام. تفصیل این موضوع را در جای خود خواهیم آورد.کاشمر: در تاریخ ۸/۵/۱۳۱۳ هـ.ش نام شهر، از ترشیز به کاشمر تغیییر یافت. از آن پس این شهر مدّتی در حوزه ی تقسیمات گناباد قرار گرفت، سپس در سال ۱۳۲۲ جزو شهرستان تربت حیدریّه شد و بالأخره در سال ۱۳۲۵ هـ.ش به شهرستان ارتقاء یافت. شهرستان کاشمر تا پیش از جدایی شهرستان های بردسکن و خلیل آباد از آن، به صورت یک ناحیه ی بزرگ، مشتمل بر بلوک سابق ترشیز بوده است. لیکن پس از آن، محدود به قسمتی از مناطق ترشیز کهن شده و بخش اصلی و نام بردار ترشیز ـ یعنی مرکزیّت ترشیز باستان و آبادی مشهور کشمرـ در قلمرو شهرستان بردسکن واقع شده است. در مورد وجه تسمیه ی کاشمر نیز همچون دیگر اسـامی این شهر، نظـرات و دیدگاه هـــای مختلفی ابراز شده است. برخی معتقدند واژه ی کِشمر که می تواند به معنای آغوش مادر باشد، با گذشتن از شکل های کیشمر، کشمیر و کشمار، سرانجام به صورت کاشمر درآمده است. حال آن که چند تن دیگر از فرهنگ نویسان، کاشمر را صورت کامل شده ی کاجخر، کاژفر، کاشخر و کاشغر دانسته اند و براین باورند که « کاش » برگردانیده ی کاج است و « کاج خر » یادآور سرو بزرگ و معروف این سرزمین است. امّا همچنان که در آغاز این بحث یادآور شدیم، کاشمر واژه ای نیست که مخلوق عصر پهلوی یا حتّی قرون معاصر باشد، بلکه نامی است که حدّاقل نه صد سال پیش توسط معزّی ـ شاعر معروف اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری ـ مورد استفاده قرار گرفته است. از این رو، به نظر می رسد، یکی از دلایل اصلی تغییر نام این شهر از ترشیز به کاشمر (در عصر رضاخان)، تأکید وی بر پیشینه ی کهن و احیای هویّت ملّی و بومی منطقه، با یادآوری سرو معروف کشمر بوده است. چکیده ی مطالب: برمبنای تحقیقات انجام شده، تاریخ و تمدّن ترشیز بسیار کهن تر از آن است که در کتاب های تاریخی، ثبت و ضبط گردیده است. مع الوصف، پیشینه ی تاریخ مضبوط ما به « کشمر » برمی گردد که با افول آن شهر، ترشیز کهن در محدوده ی روستاهای فیروزآباد و عبدل آباد کنونی (در حدود ۳۰ کیلومتری جنوب بردسکن) رونق یافت و آن گاه پس از تخریب های مکرّر که آخرین آن به دست تیمور صورت گرفت، شهر ترشیز رها شده، ده ها سال بعد، سلطان آباد ـ واقع در حدود پنجاه کیلومتری شهر قدیم ترشیز ـ رونق گرفت و به یاد شهر قدیم ترشیز، بدین نام نامیده شد. نام این شهر در ۱۳۱۳ هـ.ش به کاشمر تغییر یافت. در حدود شش دهه بعد، یعنی در سال ۱۳۷۴ هـ.ش بخشی از آن تحت عنوان شهرستان بردسکن استقلال یافت و در ۱۳۸۲ هـ.ش نیز بخش دیگری با نام شهرستان خلیل آباد از آن جدا شد. تقویم تاریخ ترشیز۳۱ هـق فتح بُشت (ترشیز) به دست اعراب مسلمان۲۳۲ هـق قطع سرو معروف کاشمر به دستور متوکّل عبّاسی۴۰۰ هـ.ق ولادت ابوالفضل طریثیتی۴۰۵ هـ.ق تولّد ابوعلی بشتی۴۱۵ هـ.ق. تولّد عمیدالملک کندری در قریه ی کُندر۴۳۲ هـ.ق وفات ابومحمد طریثیتی۴۴۰ هـ.ق (محرم) تولّد شیخ احمد جام نامقی در قریه نامق کوه سرخ۴۵۶ هـ.ق به دارآویخته شدن عمیدالملک کندری۴۷۶ هـ.ق ولادت محیی الدّین طریثیثی۴۸۰ هـ.ق (جمادی الاول) وفات ابوالحسن نامقی۴۸۰ هـ.ق وفات ابوعلی بشتی۴۹۸ هـ.ق یورش اسماعیلیان ترشیز به بیهق۵۰۵ هـ.ق (سیزده رجب) ولادت مسعود طریثیتی۵۲۰ هـ.ق قتل عام جمعی از اهالی قریه ی « طرز » به دست ارقش خاتونی ـ وزیر سلطان سنجر۵۳۵ هـ.ق قتل عام جمعی از اهالی روستای « میج» به دست آق سنقرـ غلام سلطان سنجر۵۳۶ هـ.ق حمله ی مجدّد سلجوقیان به آبادی « طَرز » در شمال ترشیز۵۳۷ هـ.ق وفات ابونصر طریثیثی۵۴۰ هـ.ق کشته شدن آق سنقرـ غلام سلطان سنجر ـ به دست فدائیان اسماعیلی در ترشیز۵۴۵ هـ.ق درگذشت عمید مسعود زورآبادی۵۴۶ هـ.ق حمله ی امیر قجق ـ از امرای سلجوقی ـ به ترشیز۵۵۵ هـ.ق پایان غائله ی احمد خدابنده در کندر۵۹۶ هـ.ق (نوزدهم رمضان) پایان محاصره ی ترشیز توسط قطب الدّین محمّد خوارزم شاه۶۵۱ هـ.ق (جمادی الاول) حمله ی کیتوبوقانویان (امیر مغولی) به ترشیز۶۵۵ هـ.ق درهم شکسته شدن قدرت اسماعیلیان ترشیز، توسّط سپاه هولاکوخان مغول۶۵۹ هـ.ق تسخیر مناطقی از ترشیز به دست شمس الدّین علی از حاکمان سیستان۶۹۴ هـ.ق تصرّف بخش هایی از ترشیز به دست شمس الدّین علی ـ از امرای آل کرت۷۸۴ هـ.ق تصرّف و تخریب ترشیز به دست تیمور لنگ۸۳۹ هـ.ق وفات کاتبی ترشیزی در استرآباد۸۴۵ هـ.ق (رمضان) وفات خواجه علاءالدّین ترشیزی در هرات۸۴۸ هـ.ق وفات علی شهاب ترشیزی۸۶۴ هـ.ق/ ۱۴۵۹ م نبرد لشکریان ابوسعید و سلطان حسین میرزا در حدود ترشیز و هزیمت ابوسعید۸۶۷ هـ.ق درگذشت مولانا طوطی ترشیزی۸۷۴ هـ.ق غارت ترشیز به دست نیل بیک۹۲۷ هـ.ق/۱۵۲۱م وفات آهی ترشیزی در تبریز۹۲۹ هـ.ق حفر قنات سسفد به دستور شاه اسماعیل صفوی۹۳۴ هـ.ق وفات اهلی ترشیزی در تبریز۹۹۳ هـ.ق شکست علی قلی خان از مرشدقلی خان و اسارت شاه زاده عبّاس میرزا در ترشیز۹۹۷ هـ.ق قتل مرشد قلی خان ـ وزیر شاه عبّاس ـ در ترشیز۹۹۷ هـ.ق (۲۹ ربیع الاول) قتل میرزا محمّد ـ وزیر شاه عبّاس ـ در ترشیز۱۰۰۲ هـ.ق جنگ تن به تن مردم ترشیز با ازبکان۱۰۰۶ هـ.ق اخراج ازبکان از ترشیز۱۰۱۱ هـ.ق/ ۱۶۰۲م ورود شاه عبّاس به ترشیز۱۰۲۵ هـ.ق/ ۱۶۱۶م وفات ظهوری ترشیزی در دکن۱۰۴۴ هـ.ق شکست ازبکان به رهبری عبدالعزیز خان در حوالی قریه ی تجرود۱۱۵۲ هـ.ق/ ۱۷۳۹م انتصاب میرزا عبدالحی از سوی نادرشاه به حکومت ترشیز۱۱۶۰ هـق/ ۱۷۴۷م تولّد میرزا عبدالله شهاب ترشیزی در بردسکن۱۱۶۵ هـ.ق (یازدهم جمادی الثانی) وفات محمّد صالح ترشیزی، در قریه ی قوژد۱۲۱۶ هـ.ق/۱۸۰۰م وفات میرزا عبدالله شهاب ترشیزی۱۲۲۴ هـ.ق خروج مصطفی قلی خان از ترشیز، از پس هفت سال مقاومت۱۲۳۱ هـ.ق قتل اسحاق خان قرایی و پسرش حسن علی خان (حاکم ترشیز) به دست محمد ولی میرزا۱۲۴۵ هـ.ق حکومت مجدد مصطفی قلی خان بر ترشیز۱۲۴۷هـ.ق (هشتم رمضان) شکست محمّدتقی خان حاکم ترشیز از شاه زاده خسرو میرزا۱۲۴۹ هـ.ق نبرد خسرو میرزا با گروهی از ترکمانان تکه در حوالی ترشیز۱۲۴۹ هـ.ق حکومت محمّدتقی خان بر ترشیز۱۲۶۷ هـ.ق تولّد شیخ محمّدحسین اشراقی در روستای ایور۱۲۷۰ هـق انتصاب محمّدرحیم خان (عنقای قاجار) به حکومت ترشیز۱۲۷۸ هـ.ق انتصاب سیف الدّوله میرزا به حکومت ترشیز۱۳۰۴ هـ.ق ولادت شیخ احمد غروی ترشیزی۱۳۱۳ هـ.ق (ربیع الاوّل) وفات شیخ اسماعیل کوه سرخی۱۳۱۶ هـ.ق (سوّم شعبان) ولادت آیت الله حاج شیخ محمّدباقر امامی۱۳۲۴ هـ.ق/۱۲۸۵ هـ.ش وفات احمد ترشیزی (حاجی مجتهد)۱۳۳۷ هـ.ق به دار آویخته شدن عزیزالله خان باب الحکمی در مشهد۱۳۴۰ هـ.ق وفات آیت الله شیخ اسماعیل ترشیزی۱۳۵۶ هـ.ق وفات سیّدعلی نجفی کاشمری۱۲۸۵ هـ.ق انتخاب سیّدهاشم احتشام الاطبّاء به عنوان اوّلین نماینده مردم ترشیز در مجلس شورای ملّی۱۳۱۳ هـ.ش (۸ مرداد) تغییر نام ترشیز به کاشمر۱۳۱۶ هـ.ش (دهم آذر)/ ۲۷ رمضان ۱۳۵۶هـ.ق شهادت آیت الله مدرّس در کاشمر۱۳۱۶ هـ.ش راه اندازی اوّلین کارخانه برق کاشمر۱۳۲۲ هـ.ش احتساب کاشمر در قلمرو شهرستان تربت حیدریّه۱۳۲۵ هـ.ش ارتقاء کاشمر به شهرستان و استقلال این شهر۱۳۳۶ هـ.ش (۱۵ آذر) تبیعد آیت الله عبدالرّحیم ربّانی شیرازی به کاشمر۱۳۵۷ هش(۲۰ آذرماه ) شهادت محمّد بهبودی به عنوان اوّلین شهید انقلاب اسلامی در کاشمر۱۳۵۸ هـ.ش (۱/۱) انتصاب محمود طلوع به سمت نخستین فرمان دار کاشمر ـ بعد از انقلاب۱۳۵۸ هـ.ش انتخاب دکتر رامپور صدرنبوی به عنوان اوّلین منتخب مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی۱۳۵۸ هـ.ش انتخاب حجه الاسلام حسن حسن زاده به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی۱۳۵۹ هـ.ش (۴ مهرماه) شهادت محمّد بهبودی به عنوان اوّلین شهید کاشمر جنگ تحمیلی۱۳۶۰ هـ.ش انتصاب حجه الاسلام محمّدیان به سمت نخستین امام جمعه کاشمر۱۳۶۲ هـش انتخاب حجه الاسلام محمّدعلی عربی به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی۱۳۶۴ هـ.ش (۱۶ تیر ماه)/ ۱۴۰۶هـ.ق وفات آیت الله حاج شیخ محمّدباقر امامی۱۳۶۶ هـ.ش انتخاب احمد بلوکیان به نمایندگی مردم کاشمردر مجلس شورای اسلامی۱۳۶۷ هـ.ش (۱۰ آذرماه) ورود اوّلین آزاده به کاشمر(حسین ضیائیان دلیر)۱۳۷۰ هـ.ش انتخاب محمّدرضا خبّاز به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی۱۳۷۴ هـ.ش انتخاب محمّدرضا خبّاز به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی۱۳۷۴ هـ.ش(۱۴ تیر) ارتقاء بردسکن به شهرستان و استقلال آن از کاشمر۱۳۷۴ هـ.ش/ ۱۴۱۶هـ.ق (نوزدهم ذی الحجّه ) وفات آیت الله سعیدی۱۳۷۸ هـ.ش انتخاب محمّدرضا خبّاز به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی۱۳۸۲ هـ.ش ارتقاء خلیل آباد به شهرستان و استقلال آن از کاشمر۱۳۸۲ هـ.ش انتخاب احمد بلوکیان به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی۱۳۸۵ هـ.ش پیوستن کاشمـر به بنیاد جوامع ایمن جهانـی۱۳۸۷ هـ.ش انتخاب محمد رضا خباز به نمایندگی مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی رسوم سنتی و باورهاجشن خرمن»» از زمان قدیم، هر ساله وقتی خرمنها جمع شد جشن خرمن در روستاهای این خطه برگزار می شود. این آیین هنوز هم در بعضی از روستاها وجود دارد. اول سرنا و دهل در میدان روستا شروع به نواخته می شد. زمانی که اهالی و بخصوص جوانان و نوجوانان جمع شدند، گروه نمایشی وارد شده و دایره ای تشکیل می دهد. سپس با حرکات دست و پا، بیل زدنبذر پاشیدن، چهار شاخ زدن و در کیسه کردن گندم را به نمایش می گذارند.-۲مراسم آیینی چند نفـره»» شهراین مراسم محلی، در ازدواجها و ختنه سوران برگزار می شود. در این مراسم ابتدا سرنا و دهل شروع به نواخته می شود و آنگاه گروه نمایشی وارد میدان شده و دایره ای تشکیل می دهند. ابتدا رقصهایی انجام می دهند که شبیه حمله و دفاع است و بعد با چوبهایی که در دست دارند با چرخشهای خاص عده ای چوبها را به سمت عده دیگر به صورت حمله جلو می برند و آنها به دفاع از خود چوبهای آنها را پس می زنند. و به این ترتیب رقص را ادامه می دهند.مراسم نمایشی دو نفره در این مراسم نیز ابتداء دو نفر با دو چوب در دست وارد صحنه می شوند. همراه با صدای سرنا و دهل به نمایش می پردازند . این نمایش را با حرکات آکروبات ،سرپا ،درازکش ونشسته ایفای نقش می کنند. دراین نمایش چوبها می توانند حکم دو شمشیر راداشته باشند. -۳ نمایش دوره»» این نمایش رزمی بوده وبا حضور شش الی بیست نفر می شود . نما یش ازقدیم الا یام بوده ونشان می دهد مردان چگونه در وضعیت نشسته با تیر و کمان دفاع می کنند و یا چگونه به هنگام حرکت کلاغ پر می کنند و یا به هنگام درازکش چگونه سینه خیز می روند. در این نمایش نیز سرنا و دهل نقش مهمی ایفاء می کنند. -۴ شوخنی (مناجات(»» در گذشته مردم درماه مبارک رمضان یکدیگر را جهت خوردن سحری بیدار می کردند برای این کار بر پشت بام ها می رفتند و با کوبیدن چوبی به پیتهای حلبی دیگران را از رسیدن سحرگاه آگاه می ساختند. کسانی که از صدای خوشی بهره مند بودند ، بالای بام می رفتند و اشعاری را بلند،بلند می خواندند .اکنون این اشعار توسط بلند گو مساجد به گوش مردم می رسد.
      -۵باران خواهـی»» در گذشته در بعضی از روستاها وقتی باران نمی بارید، بچه ها جمع می شدند و کله الاغی را به سر چوبی بسته و در کوچه ها براه می افتادند وشادی کنان به در خانه ها می رفتند و دست زنان می خواندن : «کله خر، هیزم بخر.»صاحب خانه بیرون می آمد و به بچه ها یک دسته هیزم می داد بچه ها بدین طریق مقدار زیادی هیزم جمع می کردند. کله الاغ را در بالای تپه ای آتش می زدند و خاکستر آن را در چاه آب که خشکیده بود می ریختند تا باران بیاید و قناتها پر آب شوند.در بعضی دیگر از روستاها بجای هیزم ، آرد جمع می کردند و به یکی از زنهای روستا می دادند، او با آن نانی گرد به نام « فطیر» می پخت بچه ها نان ها را بالای تپه ای رها می کردند.نان ها به سمت پائین تپه می غلطیدند و بچه ها دوان دوان و با شور و شوقی خاص به طرف آنها یورش می بردند تا نان بیشتری نصیبشان شود. قابل ذکر است به هنگام جمع کردن آرد، دست زنان می خواندند :« بارون کو، بارون کو، ورچوچو پوناکو، ور شاخ حیوونا کو، وربیل دهقو وناکو صد من گندم بزیر خاکه، ازتشنیا هلاکه، گلهای سرخ لاله، از تشنیا مناله»
      ۶ ـ چوله قزک»» به هنگام خشکسالی در بسیاری از روستاهای منطقه، عروسکی بنام چوله قزک می ساختند. بچه ها در کوچه ها جمع می شدند و در خانه های مختلف را می زدند و در حالی که سنگهایی در دست گرفته و به هم می کوبیدند ، می خواندند:« چوله قزک بارون کو، بارون بی پایون کو»گندما بزیر خاکه، از تشنگی هلاکهگلهای سرخ لاله، از تشنگی مناله» در هر خانه ای را که می زدند صاحبخانه بیرون آمده و به آنها خوراکی ( نخود، کشمش، تخمه، شکلات، نقل،آبنبات ترش ، …) می دهد. بچه ها خوراکی ها را در کیسه ای ریخته و بعد از اتمام مراسم، بین خودشان تقسیم می کنند. در گذشته در بعضی از روستاها نظیر روستای فدافن ، برای اینکه باران بند بیاید، کله خری را در سینی گذاشته و روپوشی قرمز روی آن می انداختند، آنگاه به سر چاه آبی در بیابان می بردند. شخصی که مورد قبول مردم بود، دعایی را در دهان همان کله خر می گذاشت و به تنهایی و دور از چشم دیگران آن را از چاه آویزان می کرد. مردم معتقد بودند وقتی که باران بیاید کله خر شروع به عر عر می کند و خدا قهرش می آید. پس باران بند می آید. برای باطل کردن آن نیز، کله خر دیگری را می سوزاندند و خاکسترِش را در چاه می ریختند.
      -۷فع چشم زخم»» در گذشته و حتی اکنون در بعضی از روستاها ، اگر کسی چشم بشود، ضمه زاج سفید را دور سرش می گردانند و وردی می خوانند. آن وقت آن را روی آتش می اندازند ، اگر به شکل چشم شود او را چشم کرده اند و خوب می شود و اگر به شکل نامنظمی باشد جن زده شده و اگر به شکل چار پایه ای شود، می گویند می میرد و این تابوت او است. بعد ضمه را آب می کنند و بر پیشانی و کف دست و سینه او خالی می نهند و سپس آب را در کاسه ای ریخته، یکی آن را می برد سر کوچه می ریزد و برمی گردد، سلام می کند ، یکی از اهل خانه می پرسد:«ـ از کجا می آیـی؟ـ از خانه دشمنـ چه می کرد؟ـ جان می کند.ـ الهی جانش بر آید.» در بعضی از روستاها برای رفع چشم زخم و بیماری معمولاً اسپند دود می کنند و معتقدند اگر این کار را نزدیک غروب انجام دهند بهتر است. یک تار نخ و یا خاک کفش کسی که به او بدگمانند، گرفته باقدری اسپند دور سر بچه یا بیمار دود کرده، می گردانند و می خوانند:سبز است سبنج، سبز کار است از سبنج ، سر رشته صد هزار کار است سبنج پیغمبر مانبی می سوخت سبنج، از بهر گزند، بر قپه پور نور محمد صلوات و یا می خوانند :هرکه از دروازه بیرون بره، هرکه از دروازه تو بیه / کور بشه چشم حسود و بخیل،شمبه زا ، یکشمبه زا، دو شمبه زا، سه شمبه زا، چار شمبه زا، پنجشمبه زا، جمعه زا سبنج و سپند، پیغمبر ما کرد پسندعلی کاشت، فاطمه چید، بهر حسین و حسنبه حق شاه مردون، درد وبلا را بگردونشمبه زا، یکشمبه زا، دوشمبه زا، سه شمبه زا، چار شمبه زا، پنجشمبه زا، جمعه زا»زیر زمین ، روی زمین، زاغ چشم، میش چشم، ازرق چشم، هر که دیده ، هر که ندیده ، همسایه دست چپ، همسایه دست راست، پیش رو، پشت سر، بترکه چشم حسود و بخیل.شمبه زا، یکشمبه زا، دوشمبه زا، سه شمبه زا، چار شمبه زا، پنجشمبه زا، جمعه زا،
      ۸بزرگداشت ایـام الله»» ماه صفر؛ از جمله ماههایی است که مردم هر کاری را از جمله سفر کردن، مخصوصاًدر روز سیزدهم ماه را را بد می دانند. زیرا تنی چند از پیشوایان دین در این ماه به شهادت رسیده اند، بنابراین زمین و آسمان عزادار است و امکان وقوع هر گونه حادثه ای بسیار است.در بعضی از روستاهای منطقه کاشمر در گذشته برای رفع این احتمال «تنگ» پرآبی را در سر ،سه کوچه محکم به زمین می کوبیدند و می گفتند:سیزده به در، نحسی به در، بد و بلای ما بخوره به ای تنگ در روز و شب سیزدهم ماه مردم مسافرت، یا خرید لباس را بد می دانند و اگر سفر کرده ای داشته باشند برای رفع بلا از او، صدقه می دهند. همچنین مردم معتقدند که اگر بچه ای در شب سیزدهم بدنیا بیاید نحسی به بار می آورد. چون باور دارند که :« این بچه یا سر خودش را می خورد و یا سر دیگری را .»در بعضی از روستاها شب چهار شنبه آخر صفر «پلو» می پزند ، بالای خانه آتش می افروزند و در کوزه ای اسپند و نمک، پنبه دانه، جو پیش رس و آب می ریزند و از پشت بام به زمین می زنند. بدین طریق وقوع هر حادثه ای را از خود دور می کنند .شبهای برات : شبها ی دوازده، سیزده و چهارده ماه شعبان را شبهای برات می گویند مردم معتقدند که این سه شب ، شب مرده ها ست ، آنها در این سه شب آزادند. مردم برای طلب آمرزش امواتشان در این شبها حلو ا می پزند بر مزار آنها، بین دیگران تقسیم می کنند. در این شبها روی قبور امواتشان قالیچه فرش کرده و بر مزار آنها روضه می خوانند. رسم بر این است که شب اول برات حلوا می پزند . شب دوم روغن جوش و شب سوم در خانه و بر روی قبور مرده ها شمع روشن می کنند، می گویند اموات در آن شبها بدیدن خانه ها یشان می آیند. جاذبه های گردشگری»» غنای میراث فرهنگی و گرانقدری موهبت های طبیعی و جغرافیایی در سرزمین کهن سال ایران، اگر نگوییم منحصر به فرد، حدّاَقل می توان گفت در جهان، کم نظیر است.گرچه مردم ما کم و بیش از دیرینگی تمدّن و تاریخ شان آگاهند. با این حال، برخی زوایای شگفت انگیز میراث فرهنگی و جاذبه های طبیعی این سرزمین، تاکنون تاریک و ناشناخته مانده است و بسیاری از دوست داران این مرز و بوم، به دلیل عدم دسترسی به اطّلاعات لازم، به اندازه ی کافی با مواهب کم نظیر این سرزمین، آشنایی ندارند.چنان که بسیاری از کاشمری ها، همه ساله با صرف وقت و هزینه ی گزاف، رنج و مخاطرات سفر را به جان می خرند و به منظور بازدید از جاذبه های دیدنی شهرهای دور دست، قدم در راه می گذارند. غافل از این که « آب، در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم.»در این جا، جهت آشنایی بیشتر خوانندگان گرامی با جاذبه های گردشگری شهرستان کاشمر، گوشه ای از این آثار را معرّفی می کنیم: آب گرم کریز:در حدود ۳ کیلومتری روستای کریز، چشمه ی آب گرم معدنی است که در طول سالیان متمادی، مردم مناطق اطراف، برای استحمام و معالجه ی دردهای پوستی و مفصلی از آن استفاده می کرده اند و هنوز هم کم و بیش از آن استفاده می کنند. گرچه متأسّفانه آن گونه که باید، بدان توجّهی نشده است و می طلبد مسؤولان، اقدام های خوبی را که اخیراً در جهت مرمّت و به سازی ساختمان فرسوده ی آن آغاز کرده اند، سرعت بخشند. آبشار باغ دشت)بغ دشت(در فاصله ی ۳ کیلومتری روستای کریز کوه سرخ، آب شار زیبا و دیدنی بغ دشت قرار دارد. مسیر منتهی به آب شار، رودخانه ای است که گرداگرد آن را کمربند زیبایی از درختان و درخت چه های انبوه فراگرفته و جلوه های بدیع طبیعت و نسیم خنک و فرح بخش آن، احساسی رؤیایی در انسان برمی انگیزد. یخ دان طبیعی بندقرا:در حدود ۷ کیلومتری روستای بندقرا، یخ دان طبیعی و بی نظیری است که در تمام فصول سال، پُر از یخ است. تا همین چند سال اخیر که هنوز اهالی روستاهای اطراف همچون بندقراء، توندر و خرو از نعمت برق برخوردار نبودند، یخ مورد نیاز خود را از آن یخ دان تأمین می کردند.
      » مناظر بدیع مسیر جادّه ی کاشمر به کوه سرخ (تنگل سنگ نصوح(مناظر چشم نواز و کم نظیر مسیر کوهستانی کاشمر به کوه سرخ و کوه سرخ به نیشابور ـ تا روستای عطائیّه ـ با چشمه سارها و کلاته های مختلفش، یکی از دیدنی ترین مناطق این شهرستان به شمار می رود. زیبایی های این منطقه که چشم اندازهای ماسوله را پیش روی انسان مجسّم می کند، همه روزه جمع زیادی از مردم کاشمر و شهرها و آبادی های اطراف را به سوی خود می کشاند، تا فارغ از هیاهوی زندگی شهری، ساعات و دقایق فرح بخشی را در دامان پُرمهر طبیعت بگذرانند.البتّه مناظر دیدنی این شهرستان زیاد است و منحصر به موارد فوق الذّکر نیست، امّا از آن جا که بنای ما بر اختصار و اشارت است، به همین مقدار بسنده می کنیم. منبع:کتاب ترشیز/ جلد اوّل/نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر/ایرج سعادتمند  
      پادشاهی بود در عهد کهن پایتختش شهر کندر ای سمن چونکه آوازش به طغرل شاه شد شاه سلجوقی قدم در راه شد با هزاران لشکر و کلی سپاه از ره ترشیز شد عازم به راه چون فرود آمد به کندر آن سپاه مستقر شد در حریم قصر شاه طغرل سلجوق گفتا ای شها از چه رو ترسان نگشتی زین سپاه شاه کندر گفت کای شاهنشها ترس از نیکان نمی باشد روا طغرل از این گفته ی پر محتوی خلعتی شایسته بخشیدش بجا چونکه طغرل با سپاه بیکران بر نشابورش شد عازم زان مکان صد فقیه و عالم پر افتخار شد ز کندر در رکابش ماندگار از میان آن همه عالم که دید یک وزیری برگزید نامش عمید شد عمیدالملک اندر آن نظام بعد طغرل بیک قائم بر مقام نام و آواز وی عالمگیر شد شهر کندر شیر و چون شمشیر شد خسروا تاریخ کندر پر بهاست برتر از کوهی طلا در نزد ماست بار الها خاک پاکش مرد باد تا ابد محفوظ از هر درد باد خسرو ياوري - ارشد حقوق خصوصي گفت: ۱۵/۰۲/۱۳۹۵ در ۰۸:۲۶
      سلام :
      شهــــــر کنـــــدر را بنــــازم خاک پاکش توتیـاست
      دُرّ و مرواریــــــد و گــوهر درقیاسش کم بهــاست
      آن نسیــــــــم صبحـــــگاهی کز گلستــــانش وزد
      بهر هــــــر دردی بُوَد دارو ودرمان و شفـــــــاست
      عطـــر خوش بوی بهـــــــــارانش که آیـد با نسیم
      پیر را برنا کنــــــد کیـــن در طبیعت کیمیــــــــاست
      آب کنــــــــدر گــــر نـــــــدارد مثل زمزم شهــرتی
      در عــــــوض با آب رکن آباد حـــافظ آشنـــــــاست
      هرکجا جاری شـود باغ و گلستـــــان می شــــود
      دیدن بلبـــل و رقص گل در آنجــــــا باصفـــــاست
      زان سبب محصول کندر همچو لعل و گوهر است
      شهـــــــرتش انـــــدر تمـــام مُلک ایران پُر نواست
      قـــدمت تاریخ کنـــــــدر گشتــــــــه بالغ بر هـــزار
      قلعه و حوضش نشان از قـــــــدمت تاریخ مـاست
      عالمـــــــــــان و عــــــارفـــــان نامی آن جمــلگی
      گشته زینت بخش کندر چهلچراغی در سمــاست
      سینه ی خاکش چو بشکافی عیان گـــردد همی
      صــد عمید الملک و داراانــــــدرون آن خفــــــاست
      شاعرانش جمله بی نام و نشـــان و خاکی انــــد
      گر قیــــاس از سعدی و حافظنمایی بس بجاست
      آنــــــدو گــر مدح سلاطین زمـــــان را گفته انـــــد
      نزداینـــان مدح گفتن نادرست و هم خطــــــاست
      گر چه اوضــــاع زمانه اقتضا می کــــــــرده است
      بلـــکه مــــدح غیر ایزد هرزمــــانی نـــــــارواست
      عــــــالمی گفتــــــا که پا را بردی بیرون از گلیـــم
      انتقــــــاد از سعدی و حافظ نه در شأن شماست
      گفتمش من دست استـــادان خـود بوســــم ولی
      نقـــــد این نکتـــــــه ز دستـــــورات والایخــداست
      “خســـــروا ” از خاک کنــــــدر تا ابـد برخود بنــــاز
      گـــــر که غیر از این کنی برخاک پاک آن جفـا س

      شمش کاشمر از سوغاتی‌های مهم این شهر که جنبه صادراتی نیز دارد

      کشمش کاشمر

      امامزاده حمزه باغمزار شهرستان کاشمر

      تاریخ کاشمر

      امامزاده سید مرتضی شهرستان کاشمر

      کاشمر

      آرامگاه شهید مدرس شهرستان کاشمر

      آرامگاه شهید مدرس کاشمر

      کاشمر در یک نگاه

      دربارهی کاشمر

      ین منطقه دارای آب و هوای معتدل و قسمت های جنوبی به علت مجاورت با کویر دارای اب و هوای بسیار گرم و آبی شور می باشد. ارتفاعات شمالی این شهرستان از خواف شروع شده و از شمال تربت حیدریه می گذرد و دارای کوههای مربوط به دوران چهارم زمین شناسی و دارای قله مخروطی آتشفشانی در شمال قریه ریوش است. کوههای این منطقه پوشیده از درخت بادام می باشند و در دامنه ها دارای چشمه های آب گرم معدنی هستند. رشته کوههای جنوبی این منطقه بسیار کم آب و دارای تپه های گچی اند. در قسمت جنوبی این شهرستان کویر نمک قرار دارد که در زمستان و در هنگام بارندگی عبور از آن دشوار است. رودهای این شهرستان فصلی اند و بیشتر در بهار از دره های کوهستانی شمال جاری می شوند. کاشمر منطقه ای کشاورزی است و دارای محصولاتی چون غلات، حبوبات، پنبه، زیره و تنباکو است. در کوهستان های این منطقه محصولات دامی مانند پشم و پوست و لبنیات تولید می شود. صنایع دستی محلی کاشمر قالی، قالیچه، زیلو، گیوه و چادرشب ابریشمی است. انگور و کشمش کاشمر دارای ارزش صادراتی است.

      شهرستان کاشمر از دو بخش به نام های حومه و ریوش تشکیل می شود و دارای 52 پارچه آبادی است. طوایفی مانند طایفه طاهری، طوایف بلوچ خان زائی، گرگ زائی و اسماعیل زائی، طایفه بهمدی و میش مست در اطراف این شهرستان زندگی می کنند.

      گزارش مراسم بزرگداشت مقام علمی دکتر غلامحسین یوس

       

       

      مراسم بزرگداشت مقام علمی دکتر غلامحسین یوسفی در  بیست و هشتمین سالگرد درگذشت این استاد فقید با حضور  شاگردان و خانواده ایشان  به میزبانی پژوهشکده ادبیات روز 13 آبان 1397 برگزار شد.  خانم سروش یوسفی، فرزند دکتر غلامحسین یوسفی و دکتر سید جعفر حمیدی استاد دانشگاه شهید بهشتی، دکتر محمد جعفر یاحقی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد و دکتر سلطانی فرامرزی سخنرانان این نشست بودند.  سروش یوسفی، سخنران نخست این مراسم، استاد یوسفی را مثال نظم و تعهد، وفاداری و مهربانی و عشق به معلمی دانست تا آنجا که همواره بهترین لحظات عمر خود را ایام همراهی با دانشجویان ذکر می کرد. همچنین توصیه به یادداشت برداری مطالب و تواضع در برابر شأن معلم را از مهم ترین آموزه های خود از پدر قلمداد کرد.
      در ادامه دکتر یاحقی دیگر سخنران نشست، از تعلق خاطر دکتر یوسفی به پژوهشگاه علوم انسانی و آمد، شد وی در استفاده از کتابخانه و مصاحبت با استادان این مرکز سخن گفت. سپس مقام علمی دکتر یوسفی را در سه حوزه تدریس، تألیف و برنامه ریزی درسی شرح داد و افزود: دکتر یوسفی  به روزآمدکردن کتاب ها و مجلات برای دانشجویان و الزام آنها به مطالعه جدیدترین آثار از مهم ترین تأکید می کردند تا بدانجا که گنجینه به جا مانده از کتاب ها در زمان وی در دانشگاه  بی نظیر است. در حوزه برنامه ریزی درسی نیز اصرار به واحدهای درسی به  روز   مانند ادبیات معاصر و ادبیات کودک بود. همچنین توصیه دانشجویان به تهیه گزارش از آثار مطالعه شده پیش از آغاز واحدهای درسی و سرشار کردن ذهن آنها از عمیق ترین مطالب کتاب های موثق را از دیگر ویژگی های این استاد برشمردند. در تألیف آثار نیز نگاه نو به ادبیات کلاسیک، پرهیز از مسایل سیاسی، بیان ظریف ترین مسائل ادبیات با زبانی ملایم  و مورد قبول نو اندیشان و سنتیان  و احاطه وی به ادبیات معاصر از ممیزه های آثار استاد یوسفی است.
      دکتر سلطانی نیز تأکید کردند که دکتر یوسفی در تدریس جدی و صبور بودند و محتوای دروس شان مبتنی بر درک واقعیت های داستان های ادبیات فارسی بود. همچنین مشارکت دانشجو در خواندن و فهم درس، ممارست آنها به یادداشت برداری از ابهامات و مطالعات و استفاده از یادداشت های خود آنها در محتوای سوالات امتحان از خصوصیات کلاس درس شان بود.
      در پایان فیلم خاطرات دکتر پورنامداریان و شرح وی از  خصایص علمی آثار مرحوم دکتر یوسفی به نمایش درآمد. در این فیلم استاد پورنامداریان درباره شروح زنده یاد یوسفی بر آثار فارسی چنین بیان کرده اند که تعلیقات کافی و وافی و به قاعده بود. بیان نسخه بدل ها با دقت و ظرافت و از روی حوصله و فهرست ها مفید و ضروری بود. کوچکترین ابهام ها توضیح داده می شد و مشکلات متن را فرو نهاده نمی-شد. همچنین  وی شیوه زیست و رفتار و گفتار دکتر غلامحسین یوسفی را مشحون از نظم، دقت و متانت دانستند.

       

      نتیجه تصویری برای کاشمر در کدام استان است

      پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات  فرهنگی

      http://JPG

      اهداء مجسمه �تاگور� شاعر هندی به پژوهشگاه توسط سفیر هندوستان